درنیم روز روشن اسفند

اسفند، ماه آخر سال است. این را در تقویم دیده‌ام از خودم نمی‌گویم. در روزهای آخر اسفند وقتی بنفشه‌ها را در جعبه‌های کوچک چوبین جای دادند و در گلخانه‌های شهر کود گاوی نامرغوب را که با ماسه آمیخته شده تا مقدارش زیاد شود به قیمت هر گونی چند هزار و پانصد تومان عرضه کردند تا جوابگوی بازار تقاضای گل و بلبل شب عید باشد با خودم گفتم که گاوها عجب سرمایه‌هایی هستند. من که نمی‌خواستم پدرم برای گران خریدن اقلام ضروری سرزنشم کند پرسیدم:«آقای محلاتی چه خبر است. مگر اورانیوم می‌فروشی؟» گفت:«یک خاور همین کود را چند صد هزار تومن نقدی خالی می‌کنند با کلی التماس! اگر فکر می‌کنی گران است برو جای دیگر، ولی این کود با آدم حرف می‌زند».
کد خبر: ۳۹۱۸۲۰

بعد آقای محلاتی مقداری کود را با غرور مشت کرد و به من نشان داد تا کود با من حرف بزند! مادرم اصرار داشت که کود گیاهی بگیریم. حرفش هم درست بود، مثل هر گلی که یک بویی دارد خوب هر کودی هم یک بویی دارد. ما سر این موضوع جلسه گذاشتیم. پدرم شواهد علمی داشت، مادرم هم قانع شد. من را هم مسوول خرید کردند. چون رانندگی مردم بد شده و در این شلوغی عید ترسیدیم باز مردم کار دست پدرم بدهند و یک گوشه ماشین را شب عیدی با خودشان ببرند. این بود که مادرم با ایما و اشاره و طوری که بابا متوجه نشود، من را برای خرید فرستاد.

زمین باغچه آماده است. چون چندین هزار و پانصدتومان کود دارد. پدرم می‌گوید زمین منزلمان را خریده چند هزار و 700 تومان؛ خودش می‌گوید. حالا اگر در باغچه‌ ما رونق نیست، صفا هست. اگر برای امسال گلی ندهد از کود حیوانی آباد است. آقای محلاتی می‌گفت:« تازه این کود تا چند ماه دیگر جا می‌افتد» گفتم:«آقای محلاتی مگر قرمه سبزی است که جا بیفتد؟» یک درخت نارنج را به چند هزار تومان از آقای محلاتی خریدم. وقتی خواستیم بکاریم دیدیم ریشه ندارد. ساقه‌ نارنج را فرو کرده بودند وسط خاک. یک گل کاغذی خریدم چند هزار تومان و گذاشتم صندوق عقب ماشین. وسط راه در بسته شد و درخت نصف شد. چند تا رز هم خریدم که هم ریشه داشت وهم سالم به باغچه رسید. آقای محلاتی قول داده تا چند ماه دیگر گل بسیار بدهد.گل بسیار زیباست!

میثم خیرخواه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها