چند پیشنهاد برای تهرانی‌هایی که نوروز امسال به مسافرت نمی‌روند

مارکوپولو در پایتخت

تصویر اول: شهری با 12 میلیون نفر جمعیت با گره‌های کور ترافیکی که پایشان تا عمق پس‌کوچه‌ها هم باز شده. شهری خسته از دود و دم حداقل 6 میلیون اتومبیل تازه نفس یا از نفس افتاده و از زیر معاینه فنی شانه خالی کرده. شهری دلزده از صدای سرسام‌آور بوق و اضطراب و تشویش آدم‌هایی که از ترافیک کلافه شده‌اند؛ گویی 3 پرس بی‌حوصلگی شده صبحانه، ناهار و شامشان؛ از بس رنگ خورشید را ندیده‌اند؛ از بس آسمان را بدون غبار برانداز نکرده‌اند و باورشان شده آبی، یعنی همین رنگ کدری که بالای شهرشان است و گهگاه برفی و بارانی از آن می‌بارد... این تصویر شهرماست در روزهایی که هیچ‌کدام بوی نوروز و نام عید ندارند... حوصله کنید. این تصویر تا چند روز دیگر بهاری خواهد شد.
کد خبر: ۳۹۱۶۹۵

تصویر دوم: چمدان‌ها در انتظارند که از این شهر شلوغ بروند؛ حتی برای چند روزی که ایرانی‌ها اسمش را گذاشته‌اند تعطیلات نوروزی؛ چشم انتظاری درد بدی است!

تصویر سوم: دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. تجربه نشان داده که بالاخره انتظار چمدان‌ها به پایان می‌رسد. چند میلیون چمدان همراه 10 میلیون نفر به جاده می‌زنند... شهر ما می‌ماند و حداکثر 2 میلیون جمعیت و آسمانی که پیراهن آبی می‌پوشد با لکه‌های پنبه مانندی از جنس ابرهای بهاری و خورشیدی که نور و گرمایش برای رسیدن به زمین، محتاج جنگ تن به تن با ذرات غبار و آلودگی‌ها نیست.

تصویر چهارم: تصویر چهارم را شما بسازید؛ شمایی که نیت کرده‌اید نوروز امسال در تهران بمانید. برای این‌که کاسه چه کنم چه کنم در این تعطیلات دستتان نباشد، فهرستی جمع‌و‌جور از چند مکان دیدنی شهر فراهم کرده‌ایم و اعتراف هم می‌کنیم که مشتی است نمونه خروار از آنچه در شهر ما به عنوان جاذبه توریستی مطرح است و البته نخواسته‌ایم که مکان‌های به اصطلاح نخ‌نمایی را که از فرط معرفی در نشریات و رسانه‌های مختلف، حتی برای غیرتهرانی‌ها هم شناخته شده هستند، معرفی کنیم؛ یعنی در این گزارش دنبال مشخصات و نشانی کاخ سعدآباد و پارک چیتگر و موزه رضا عباسی و... نگردید که دست‌تان خالی می‌ماند. امیدواریم سلیقه‌مان با سلیقه شما جور در بیاید. مارکوپولو شوید، ریه‌هایتان را به هوایی پاک مهمان کنید، برای گوش‌هایتان آواز گنجشک ارمغان ببرید، در کوتاه‌ترین زمان ممکن به اطراف شهر بروید، از ماندن در تهرانی که تصویرش بعد از سیزده‌بدر دوباره می‌شود همان تصویر اول، نهایت لذت را ببرید؛ باشد که سال آینده با خرسندی، باز هم دور مسافرت در تهران آبی را انتخاب کنید!

غارـ موزه وزیری

اگر «لویس کارول» هم‌عصر ما بود، به احتمال زیاد با قلمش آلیس را به لواسان می‌آورد و داستانش را در میان آثار هنری غار ـ موزه وزیری خلق می‌کرد. چشمان شما در این مجموعه که حاصل عمر هنری استاد ناصر هوشمند وزیری است، به ضیافت آثاری می‌رود که از دل سنگ، چوب، شیشه و فلز بیرون آمده‌اند. باریک خانم و باریک عشقی، گلنار، دو کبوتر، ماهان، فردوسی، رستم... مجسمه‌هایی هستند که از دیدنشان سیر نمی‌شوید و باورتان نمی‌شود که ریشه 200 کیلوگرمی درخت اگر به دست اهلش بیفتد، قابلیت تبدیل شدن به مجسمه سیمرغ را دارد یا از بطری‌های نوشابه، درخت نوشابه سبز شود؛ آن هم به تأیید پلاکارد نصب شده روی درخت که «به همت همه کسانی که جاده را سطل زباله فرض کرده‌اند!». این غار دنیایی است پر از مجسمه و تابلو که با ورود به دهان یک شیر که سمبل صیانت از طبیعت به حساب می‌آید، پیش چشم بازدیدکنندگان عیان می‌شوند. نشانی غار ـ موزه را به خاطر بسپارید که به یک بار دیدنش حتما می‌ارزد: لواسان، بلوار امام خمینی، جاده کند علیا و سفلی، دوراهی بوجان.دهان شیر همه روزه برای پذیرایی از بازدیدکنندگان باز است!2 هزار تومان ناقابل هم اگر بپردازید جای دوری نمی‌رود.

یخدان طبیعی

چشم‌هایمان را که ببندیم، ذهن‌مان زودتر برمی‌گردد به 150 سال پیش که وقتی گذر نسیم به روستای «ترشنبه» در جنوب غرب تهران می‌افتاد، به بوی انبه آغشته می‌شد. همان سال‌های به بار نشستن درختان انبه در این گوشه دنیا، افکار ایرانی، احداث یک یخدان طبیعی را چاره تحمل تابستان‌هایی فرض کردند که لابد آنقدر گرم بوده‌اند که کالی را از انبه، این میوه گرمسیری بگیرند. 150 سال از احداث یخدان طبیعی روستای ترشنبه که از 3 سال پیش با پیگیری‌های شورای روستا به فهرست آثار باستانی شهر اضافه شده می‌گذرد و در گذر این 3 سال، یکبار هم مرمت شده است. این یخچال بزرگ‌ترین و محکم‌ترین یخدان استان معرفی شده و مساحت کل زمین آن 460 مترمربع است و 200 متر زیربنا دارد. شریان حیاتی این یخدان متعلق به دوران قاجار، قناتی بود که به حوض کنار بنا می‌ریخت اما به دلیل کاهش بارندگی، خشکید و 70 سال است که هیچ‌کس هیچ قالب یخی را از یخدان به خانه نبرده است، اما این بنای تاریخی مثل تاجی بر سر روستای ترشنبه که در بزرگراه سعیدی، بعد از چهاردانگه، خیابان گلشهر، بعد از روستای گلدسته، خیابان قائم مقامی واقع است، می‌درخشد. بازدید از این یخدان طبیعی هیچ هزینه‌ای دربر ندارد.

قلعه فیروز بهرام

«امنیت» فقط دغدغه امروزی‌ها نیست؛ نسل‌های مختلف به روش‌های گوناگون این نعمت پنهان را جستجو می‌کرده‌اند. 370 سال پیش که اقوام مهاجر، هسته اولیه ساکنان روستای فیروزبهرام را تشکیل دادند، متوجه شدند که پیدا کردن یک مکان برای سکونت، بدون امنیت، مفت نمی‌ارزد. بنابراین فکرهایشان را روی هم ریختند و نتیجه گرفتند که ضروری است قلعه‌ای بسازند که درون آن به کسب و کار یعنی زراعت و زندگی مشغول شوند و دست سارق و راهزن را از اموال و نوامیس‌شان کوتاه کنند. البته تا این فکر به مرحله عمل برسد حدود 150 سال طول کشید و 4 ـ 3 نسل عوض شد! همان‌طور که روند اجرایی کردن این فکر طول کشید، نامگذاری این محل هم داستانی طول و دراز داشت تا بالاخره این قلعه در زمان حضور ارباب کیخسرو به نام فرزندان او یعنی فیروز و بهرام نامگذاری شد و ساکنان، 4 برج دیده‌بانی در جهات اربعه قلعه احداث ‌کردند. گذر زمان 2 برج دیده‌بانی را از پا انداخت اما 2 برج دیگر هنوز پابرجا هستند؛ ایستاده برای نشان دادن بخشی از ردپای تاریخ بر پیکره‌شان. تماشای بقایای قلعه فیروز بهرام و 2 برج دیده‌بانی در بزرگراه آزادگان، به سمت نعمت‌آباد، بعد از روستای احمدآباد مستوفی خالی از لطف نیست.

دشت هویج

با ذره‌بین هم که بگردی، دریغ از یک هویج... حسرت هویج به دل دشت هویج مانده است! مدت‌هاست که روستائیان در این دشت که مثل مثلث برمودا در روستای افجه از توابع لواسان گردشگران را به خود جذب می‌کند، گیلاس به عمل می‌آورند! این دشت که برخلاف تصور ما نارنجی نیست، تا زمان نوشتن این مطلب 2 هزار و 694 متر بلندتر از سطح دریا بود. اگر یک بار به دیدن این دشت سرسبز بروید تا آخر عمر فکر می‌کنید که تکه‌ای از بهشت روی زمین خدا جا مانده است. دشتی که قلل ریزان با ارتفاع 3 هزار و 650 متر، پرسون با بلندایی معادل 3 هزار و 100 متر، آتشکوه به ارتفاع 3 هزار و 850 مترو مهرچال 3 هزار و 920 متری را در خود جای داده است.

راستی اگر یک زمان شنیدید که کسی از جایی به نام «گِرچال» نام برد هاج و واج نمانید. منظورش همین دشت هویج خودمان است. ایرانیان باستان به آتش، گر یا آگر (به کسر گ) و به جایگاه، چال اطلاق می‌کردند. احتمالاً هوای گرم‌تر این دشت به نسبت قلل مشرف به آن، فلسفه این نامگذاری است. 5 کیلومتر که در دل جاده لشکرک برانید، به دشت هویج می‌رسید، اما در ورودی آن مانع دارد تا کسی با اتومبیل داخل نرود. قدم رنجه بفرمایید، پیاده تشریف ببرید داخل این تکه از بهشت تا به علف‌های زیرپای‌تان بی‌حرمتی نشود.

امامزاده 5 تن

ایام عید فرصت مناسبی است برای زیارت و استخوان سبک کردن. در شهر ما هم اماکن مذهبی و زیارتی فراوانند که بعضی از آنها به سبب اصل و نسب‌شان بسیار شناخته شده هستند.

قرار نیست پیشنهاد ما باز هم معروف‌ترین اماکن متبرکه را شامل شود، بلکه قصد داریم به معرفی امامزاده‌ای بپردازیم که روی یک تپه واقع شده و ممکن است نام آن تا به حال به گوش عده‌ای از همشهریان‌مان نرسیده باشد.

130 سال پیش در محل خاکسپاری 5 برادر به نام‌های سالم‌، ابوطالب‌، صائم‌، رحیم و حسین که پسران شیث‌، فرزند کاظم‌، فرزند علی‌بن‌الحسین زین‌العابدین‌(ع‌) هستند، بنایی با بقعه‌ای چهارگوش و گنبد احداث شد‌. ضریح مشبک و سبز رنگ این بنا به جعفری شهرت دارد و در عهد قاجار به صورت مربع ساخته شده است. پس از گذشت سال‌ها، گرد فرسودگی به قامت این امامزاده نشست و مسوولان را به فکر بازسازی بنا انداخت. مرمت این بقعه در سال 76 با افزایش مساحت بنای امامزاده تا 460 مترمربع همراه بود. این هم پیشنهادی بود برای آنها که در نوروز هوای زیارت و نذر و نیاز با خالق هستی به سرشان می‌افتد. بقعه امامزاده 5 تن در خیابان شعبانلوی محله لویزان روی یک تپه، چشم و چراغ اهالی است.

آرامگاه ظهیرالدوله

مرحوم حسین پناهی می‌گفت: «چه میهمانان بی‌دردسری هستند مردگان. نه به دستی ظرفی را چرک می‌کنند نه به حرفی، دلی را آلوده. تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت...» مردگان چه میزبان باشند چه مهمان، تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت که شما می‌توانید در تعطیلات نوروز برایشان به ارمغان ببرید. گورستان ظهیرالدوله که سال 78 ثبت ملی شد، ابتدا خانقاهی بود که توسط میرزا علی دولو قاجار ملقب به ظهیرالدوله که خرقه درویشی به تن کرد و از مریدان صفی‌علیشاه بود بنا گردید و پس از خاکسپاری او، به آرامگاه ظهیرالدوله مشهور شد. آرامگاه ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، رشید یاسمی، رهی معیری، دکتر محمدحسین لقمان ادهم، محمد مسعود، ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، فروغ فرخ‌زاد، قمرالملوک وزیری، استاد حسین تهرانی، برادران محجوبی، داریوش رفیعی، حبیب‌الله سماعی، حسن تقی‌زاده، درویش‌خان، صبحی مهتدی و بسیاری از هنرمندان دیگر در این گورستان قرار دارد. چند شمع بخرید، به میدان تجریش، خیابان دربند، خیابان ظهیرالدوله بروید و قسمتی از روزتان را با خفتگان این شهر خاموش شعر و ادب شریک شوید؛ منتها با اندکی سکوت...

باشگاه بانجی جامپینگ

این پیشنهاد تعارف برنمی‌دارد. آنها که اهل هیجان نیستند همین الان خواندن این مطلب را رها کنند و بروند پیشنهاد بعدی را بخوانند؛ اما آنها که دلشان غنج می‌زند برای ترشح آدرنالین، بدانند که باشگاه بانجی جامپینگ توچال، یک دکل با ارتفاع 40 متر، یک مشت طناب، هارنس، سیم راپل و کارابین تدارک دیده تا هیجان‌طلب‌ها را از طرف سرشان، به سمت زمین بفرستد! برای این سقوط آزاد باید کمتر از 90 کیلوگرم وزن داشته باشی، به امراض قلبی مبتلا نباشی، 25 هزار تومان ته جیبت موجود باشد، مذکر باشی و از همه مهم‌تر، سر نترس داشته باشی وگرنه بالای دکل رفتن همان و دود شدن 25 هزار تومان همان. اینجا هم نوع دیگری از قانون جنس فروخته شده پس گرفته نمی‌شود حکم‌فرماست. اول خوب فکر کنید، بعد بروید بالای دکل. یادتان نرود ملت پایین دکل ایستاده‌اند و دوربین موبایل‌هایشان را زوم کرده‌اند روی شما. خیلی بد است اگر پا پس بکشید. تکلیف 25 هزار تومان چه می‌شود؟ مگر طالب آدرنالین نبودید این پایین؟! افت دارد... بپرید و نوروز مردم را خاطره‌انگیز کنید. خطری ندارد مطمئن باشید...

بازارچه نایب‌السلطنه

می‌دانید قدیمی‌ترین حمام شهر که 467 سال پیش ساخته شد، کجاست؟ اسم کوچه صد تومنی‌ها به گوشتان خورده است؟ خبر دارید مسجد قبله در کجای این کلانشهر قرار گرفته؟ همه این عناصر شهری بعلاوه قهوه‌خانه، تکیه‌خانوم و کوچه مهدی قصاب که هر یک برای خود پیشینه تاریخی و معماری ویژه‌ای دارند، در بازارچه نایب‌السلطنه جایی برای خودشان دست و پا کرده‌اند. این بازارچه کاملاً مسقف بوده اما طی زمان، تنها قسمتی از سقف آن باقی مانده که این قسمت سقف 200 ساله است. جالب است بدانید فرمان ساخت اولین حمام تهران در سال 965 توسط همشیره شاه طهماسب صفوی در این بازارچه صادر شد؛ اما گذشت سالیان متمادی، این حمام را که به نام زنان بود، به کام مردان کرد. البته حمام زنانه تا 65 سال پیش در ضلع شمالی حمام مردانه فعالیت می‌کرد، اما بالاخره خراب شد.

برای گشت و گذار در این بازار 2 راه وجود دارد. یا خودتان را به خیابان 15 خرداد برسانید و بعد از چهارراه مصطفی خمینی (سه‌راه سیروس) وارد کوچه آل‌آقا شوید یا از خیابان ری، حد فاصل میدان قیام و پل خیابان ری به این مکان تاریخی بروید.

خانه اولین سانسورچی مطبوعات

اعتمادالسلطنه 25 سال همنشین ناصرالدین شاه بود، زبان فرانسه می‌دانست و برای شاه نشریات فرانسوی می‌خواند. این بود که به اصطلاح حرفش خریدار داشت و پیشنهادهایش را بدون ترس و لرز به زبان می‌آورد. این مرد به ظاهر متمدن به ناصرالدین شاه تذکر داد سانسور، لازمه مطبوعات است و البته در دنیا مرسوم. شاه پیشنهاد او را پذیرفت و چند سال بعد، طناب سانسوری که آقای اعتمادالسلطنه حلقه کرده بود، به گردن کتاب «منطق الحمار» که خودش ترجمه کرده بود افتاد! از این یادآوری درباره سرسلسله قیچی به دستان مطبوعات و کتاب‌ها که بگذریم می‌رسیم به خانه او که یکی از پیشنهادهای ما به شما برای بازدید نوروزی است.

در بازار تهران، اواسط کوچه تنگ و ترش هفت‌تن، مکانی وجود دارد به نام پاساژآنتیک که در واقع از یک شاه‌نشین با آینه‌کاری، گچبری، کاشیکاری، نقاشی‌های دیواری و پشت شیشه‌ای مثال‌زدنی و یک مغازه با معماری و تزئینات چشمگیر تشکیل شده است. خانه اولین سانسورچی مطبوعات ایران سال 83 در فهرست آثار ملی ثبت شد. تا تعطیلات نوروزی تمام نشده بد نیست به خانه اعتمادالسلطنه که در چاه خودش افتاد سری بزنید.

برج طغرل

درباره این‌که در برج طغرل چه کسی مدفون است اختلاف نظر فراوان است. عده‌ای می‌گویند این برج آرامگاه طغرل بیگ سلجوقی است. برخی مدرک می‌آورند که خلیل سلطان از فرزندان تیمور لنگ و شادالملک در این بنا مدفون است و یک عده هم فخرالدوله و ابراهیم الخواص را مدفون در برج می‌دانند. به هر حال هرکس که در زیر این بنا آرمیده، در آرامش باشد.

این برج20 متری در نمای بیرونی دارای 24 ترک یا کنگره است که تعیین ساعت را ممکن می‌کنند. هنگام طلوع آفتاب در شرق بنا یکی از کنگره‌ها روشن می‌شود و آفتاب به درون آن راه پیدا می‌کند. 30 دقیقه بعد، نصف کنگره روشن و با گذشت یک ساعت از طلوع خورشید، یک کنگره به طور کامل روشن می‌شود... سیستم محاسبه ساعت از روی کنگره‌های برج، برای ما که عادت داریم پشت دستمان را نگاه کنیم و فوقش موقعیت 2 تا عقربه روی صفحه ساعت را بسنجیم، کمی مشکل است اما آنهایی که با روش کار این ساعت آفتابی عظیم آشنا هستند از روی کنگره‌های این برج و روشن شدن آنها با نور خورشید دقیقاً از لحظه طلوع آفتاب، لحظه ظهر و گذشت زمان از لحظه ظهر را محاسبه می‌کنند. اگر در تعطیلات نوروز فرصتی برای تماشای این برج که در شرق گورستان ابن‌بابویه قرار گرفته، بگذارید، پشیمان نمی‌شوید.

مریم گودرزی‌مقدم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها