سفری هنوز صورت نگرفته ، اما داستان دعوت آن به چند ماه پیش برمیگردد. هر چند روابط بین ایران و اردن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل روابط اردن و رژیم صهیونیستی هیچگاه گسترده نبوده، اما در سالهای اخیر، سطح سیاسی روابط نهچندان عمیق دو طرف در حد سفیر و روابط رسمی بوده است، نه ملک عبدالله و نه پدرش ملک حسین جزو دوستان منطقهای ایران محسوب نشدهاند و حتی ملک حسین یار و همراه افراطی صدام محسوب میشد؛ با وجود این، پس از گذشت سالها و روی کار آمدن عبدالله دوم، دعوت او به ایران امر چندان عجیبی نبوده است ، چون همواره بودهاند مهمانانی که بدون وجود روابط عمیق و آنچنانی به ایران آمدهاند که نمونهاش سفر چند ماه پیش سعد حریری، نخستوزیر سابق لبنان به ایران است و اصولا عالم دیپلماسی عرصه رایزنی با دوستان نزدیک و غیر از آن است.
اما ماجرای دعوت از شاه اردن حاشیههایی دارد که عمده آن، شخص دعوتکننده از یکسو و مهمتر از آن، تغییر شرایط منطقه است؛ تغییری که خیزش ملتهای مسلمان منطقه موجب آن شده و گویی همین تغییر وضعیت، موقعیت بهرهبرداری رقبای سیاسی را فراهم آورده تا پرونده دعوت چند ماه پیش را روی میز قرار دهند؛ دعوتی که حالا کسی چندان به عملی شدنش رغبت ندارد، از همینروست که وزیر امور خارجه و دیگر مسوولان و نمایندگان طوری موضع گرفته و سخن گفتهاند که بر همگان آشکار میسازد که این روزها و در شرایط جدید منطقه، کسی در تهران منتظر پادشاه جوان اردن نیست.
جلال برزگر
دبیر گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم