در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نمایش که جایزه بهترین نمایشنامه بخش بینالملل جشنواره را از آن خود کرده، برداشتی است از نمایشنامه ماریانا پیندا اثر فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نمایشنامهنویس کم نظیر اسپانیایی.
ماریانا پیندا یک شخصیت واقعی در تاریخ اسپانیاست. یکی از قربانیان راه طولانی مبارزات سیاسی مردم این کشور. جرم اصلی این زن که در 1831 در دوران دیکتاتوری فردیناند هفتم محکوم به مرگ شد، پناه دادن به مبارزان و گلابتون دوزی (نوعی دوزندگی که جنبه تزئینی دارد و در آن نخ گلابتون به کار میرود) به دور پرچم آزادیخواهان و معترضان بوده است. در زمان تحصیل پنجره اتاق لورکا رو به مجسمه یادبود ماریانا باز میشد که در میدانی از میادین گرانادا نصب بود.
لورکا خود میگوید: هرروز ساعتها به این مجسمه خیره میماندم. دهان کودکان اسپانیایی در زمان لورکا پر بوده از ترانههایی که مردم برای ماریانا و به یاد او میخواندند. تمام این تاثیرها و لمس دیکتاتوری پریمود ریورا سبب شد تا لورکا در سال 1923 شروع به نوشتن ماریانا پیندا کند.
ماریانا پیندا در واقع همان روند کلی دیگر آثار لورکا را در مضمون دارد، تقابل عشق و قدرت و نمایش تعصبی که عشق را قربانی میکند. ماریانا زنی است که به مبارزه رنگ عشق میزند. این مساله به طور نمادین در گلابتونهایی که دور پرچم میدوزد متجلی است. پرچمی از آزادی که او حاشیه عشق را بر آن میدوزد. این مهم در روح آثار لورکا ملحوظ است.
لورکا شاعرانگی را بر بستر موقعیت خشن آثار خود طرح میکند به همین دلیل است که آثار او آثاری سیاسی نیستند، بلکه تصویرگر مصائب عشق در جامعهای استبدادی و متعصباند. درام عاشقانه، اما روند شکلگیریاش در بستر یک رویداد سیاسی مستند به مفاهیم و مسائلی سیاسی پیوند میخورد. لذا با وجود داشتن مختصات درام عاشقانه که فردیت، شاعرانگی زبان و روابط پیچیده مبتنی بر عاطفه بین شخصیتها را لازم دارد، مفاهیمی چون مبارزه و آزادیخواهی به درون داستان رخنه میکند و عواطفی پرشور را در درون یک تحول و حرکت خشن و مادی ایجاد میکند. اینجاست که سیاست شاعرانه میشود و تأثیری جمعی پیدا میکند.
رضا گوران با درک آثار لورکا در بازنویسی خود با توجه به اقتضائات زمانی در جهت تغییر شیوه روایت اثر تلاش کرده و شکلی معاصرتر به نمایش بخشیده است، او با ترجمان روح اثر لورکا و حفظ تضاد اصلی آن به نوعی شاعرانگی ملموستر برای مخاطب امروز رسیده است.
گوران با نوشتن مونولوگهای مختلف و طولانی تلاش کرده تا تجربه زبانی شعرگونه را به مخاطب منتقل کند و روح شاعرانگی را در ریتم نمایش و شیوه بازی بازیگران هم متجلی گرداند. در ابرهای پشت حنجره مرزهای رویا و واقعیت ترکیب شده است و گذشته به حال بدل گشته. اجرای گوران حتی آنجا که بسیار سیاسی و خشن میشود، از قواعد ریتم و شاعرانگی فضای کلی اثر عدول نمیکند، لذا همیشه روح و فضایی ثابت و یکدست به اجرای او حاکم است.
کارگردان و سیامک احصایی طراح صحنه با استفاده از فلز به عنوان ماده اصلی ساخت دکور موفق شدهاند تا به طور فیزیکی بستر و داستان را عینی و بیرونی کنند. از سویی ما با فلزی که به فضای سلول و زندان ماریانا برمیگردد روبهرویم و از طرفی دیگر با رمانتیسیسم دلنشین و حزینی که بر زبان شخصیتها جاری است. این تضاد عینی شده به نوعی همان تضاد مورد نظر لورکا در این متن و بازخوانی گوران از آن را نشان میدهد.
ماریانا پیندا نمادی از عشق است، او با متانتی که در نمایش گوران منتقل میشود به رنج بعدی زیباشناختی میدهد، انگار این رنج و شکنجهای که متحمل میشود همان چیزی است که در نهایت او را تبدیل به نمادی جاویدان میکند، عاشقپیشگی ماریانا به واسطه گره خوردنش به آرمانی عمومی او را تبدیل به تمثالی از خیر میکند. در واقع چیزی که از این شخصیت و از درون درام لورکا و گوران به ما منتقل میشود، این است که برای خلق شخصیتی که نشانی از خیر است عاشق پیشگی کافی نیست، بلکه پیوند با شعور، هوشیاری عمومی و حس آرمانطلبی جمعی نیاز است. نمونه چنین شخصیتهایی را درامها و مخصوصا حماسهها زیاد به خود دیدهاند.
اجرای گوران در نهایت اجرایی است که بیشتر و پیشتر از هر چیز دیگری با فضا مخاطب را همراه میکند، مخاطب قبل از ورود به داستان و تعقیب آن وارد فضا میشود و آن را تعقیب میکند. فضایی که با استفاده از ریتم کند، زبانی که بیشتر از کارکردهای داستانی و خاصیتهای اطلاعاتی از درون میگوید و همچنین نوع طراحی لباس و صحنه ساخته میشود. لذا دیدن نمایش ابرهای پشت حنجره با وجود بازنویسی اساسی اثر مبدا (ماریانا پیندای لورکا) به روح نویسنده وفادار است. در واقع روی صحنه لورکای شاعر، لورکای بیزار از تعصب و لورکای عاشق آرمان به خوبی لمس میشود.
علیرضا نراقی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: