در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دُن کاسمورو رمانی است که بنتو سانتیاگو ـ یا به قول در و همسایهها دُن کاسموروـ از دوستی و عشقش به دو نفر روایت میکند. یکی کاپیتوست که از کودکی با او همسایه بوده و کارشان به ازدواج کشیده. دومی اسکوبار است که در مدرسه علمیه با او دوست شده و به رفاقتی پایدار انجامیده است.
بنتو سالها بعد از ازدواج میفهمد که عشقشـ یعنی کاپیتوـ و دوستشـ یعنی اسکوبارـ دستبهدست هم دادهاند و به او خیانت کردهاند. نشانه خیانت پسری است که در خانه بنتو و کاپیتو بزرگ میشود؛ ولی روزبهروز بیشتر شبیه اسکوبار میشود.
با اینحال ذهن شکاک راوی این قدرت را دارد که شکاکیت خود را به خواننده منتقل کند تا در طول رمان او هر ازگاهی از خود بپرسد این بنتو راست میگوید؟ ذهن خیالپرداز راوی این تردید را به جان خواننده میاندازد که او از خود بپرسد نکند همه اینها تفکرات مالیخولیایی یک آدم مثلا حسود باشد؟
دُن کاسمورو رمانی است رئال که راوی سالخورده سرگذشت عشق و عاشقی خود را تعریف میکند؛ اما کشف خیانت از یکسو و تردید راوی در حافظهاش از سوی دیگر باعث میشود رمان بهسوی ضدرئال پیش برود. ماشادو دِ آسیس این مساله را دستاویزی قرار میدهد برای توصیف رفتارهای درونی و بیرونی شخصیتهای رمانش و روابط بین آنها.
میگویند نویسنده میخواسته مناسبات اجتماعی برزیل را در آستانه یکسری تحولات تاریخی فرهنگی نقد کند، ولی به نظر میرسد قصهای که او روایت کرده آن مناسبات را به حاشیه کشانده و حتی کمرنگ کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: