خواندنی هفته

روایت مشکوک

علیرضا غلامی: کاسمورو یعنی کسی‌که سرش به کار خودش است. منزوی و گوشه‌گیر است. اندکی عبوس و تنگ‌خلق است. ‌دُن‌ هم که اولش بیاید برای دست انداختن طرف است. این چیزی ا‌ست که ماشادو دِ آسیس با آن، قهرمان رمانش را تعریف می‌کند. اما این همه آن چیزی نیست که قهرمان توی رمان از خودش نشان می‌دهد. او یک راوی پیر است که از گذشته‌اش حرف می‌زند. اصرار دارد واقعیت‌ها را بگوید. اما حافظه‌اش قوی نیست. در عین‌ حال خیالپرداز هم هست. می‌خواهد خونسرد باشد ولی گاه‌گاهی هیجانی می‌شود. می‌خواهد جدی باشد، خوشبین باشد و یک ‌دُن‌ واقعی؛ ولی مصیبتی که سرش آمده باعث می‌شود شکاک باشد و همه چیز را به تمسخر بگیرد.
کد خبر: ۳۹۰۳۴۹

‌دُن کاسمورو‌ رمانی ا‌ست که بنتو سانتیاگو ‌ـ یا به قول در و همسایه‌ها دُن کاسمورو‌ـ از دوستی و عشقش به دو نفر روایت می‌کند. یکی کاپیتو‌ست که از کودکی با او همسایه بوده و کارشان به ازدواج ‌کشیده. دومی اسکوبار است که در مدرسه علمیه با او دوست شده و به رفاقتی پایدار انجامیده است.

بنتو سال‌ها بعد از ازدواج می‌فهمد که عشقش‌ـ یعنی کاپیتو‌ـ و دوستش‌ـ یعنی اسکوبار‌ـ دست‌به‌دست هم داده‌اند و به او خیانت کرده‌اند. نشانه خیانت پسری‌ است که در خانه بنتو و کاپیتو بزرگ‌ می‌شود؛ ولی روز‌به‌روز بیشتر شبیه اسکوبار می‌شود.

با این‌حال ذهن شکاک راوی این قدرت را دارد که شکاکیت خود را به خواننده منتقل کند تا در طول رمان او هر ‌از‌گاهی از خود بپرسد این بنتو راست می‌گوید؟ ذهن خیالپرداز راوی این تردید را به جان خواننده می‌اندازد که او از خود بپرسد نکند همه اینها تفکرات مالیخولیایی یک آدم مثلا حسود باشد؟

‌دُن کاسمورو‌ رمانی ا‌ست رئال که راوی سال‌خورده سرگذشت عشق و عاشقی خود را تعریف می‌کند؛ اما کشف خیانت از یک‌سو و تردید راوی در حافظه‌اش از سوی دیگر باعث می‌شود رمان به‌سوی ضدرئال پیش برود. ماشادو دِ آسیس این مساله را دستاویزی قرار می‌دهد برای توصیف رفتارهای درونی و بیرونی شخصیت‌های رمانش و روابط بین آنها.

می‌گویند نویسنده می‌خواسته مناسبات اجتماعی برزیل را در آستانه یک‌سری تحولات تاریخی‌‌ فرهنگی نقد کند، ولی به نظر می‌رسد قصه‌ای که او روایت کرده آن مناسبات را به حاشیه کشانده و حتی کمرنگ کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها