در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روانشناسان معتقدند که اندیشهها و پندارهای ماست که کیفیت زندگی ما را میسازند، اندیشهها هستند که موجب موفقیت یا شکست، عامل سلامتی یا مریضی، باعث خوشبختی یا بدبختی ما هستند. وقتی اندیشههای منفی را در سر داریم، آنها را خواسته یا ناخواسته هر روز چند هزار مرتبه تکرار میکنیم، در نتیجه افکار منفی قویتر میشوند و جای بیشتری در ذهن به خود اختصاص میدهند، در نهایت تمام بخش تولید فکر را تحت نظارت خود میگیرند و به مجموعه افکارمان، ماهیت منفی میدهند. با این روند، بدون این که بخواهیم و ندانسته، بخش عظیمی از تواناییهای (بالقوه و بالفعل) خود را ناتوان ساخته و بیهوده هدر میدهیم در نتیجه بیحوصله، کماشتها، پریشان حال، بدخواب، افسرده و ... میشویم و به ناراحتیهای قلبی و عروقی و فشار خون و دردهای دیگر دچار میشویم، به عبارت ساده سموم حاصل از نگرانی، خشم، ترس، ناکامی و منفیبافی، ما را به سوی بیماری و نابودی میکشاند. انسان برای بقا و بهتر زیستن همیشه تلاش میکند، در این حرکت مهمترین مساله بهرهمندی از تفکر مثبت است.
مهمترین تاثیر مثبتنگری بر زندگی عادی یا روزمره این است که در صورت وجود مثبتنگری زندگی روزمره معطوف به آینده خواهد بود و افراد جامعه از گذشتهنگری منفی و داشتن کنشهای آنی و لحظهای رهایی پیدا خواهند کرد. هرچند که مثبتنگری در نگاه نخست و نقطه آغازین از خود فرد شروع میشود و تجلی آن را در فرد میبینیم، اما حاصل آن در تجربه جمعی فرد که در فرآیند تعامل اجتماعی شکل میگیرد دیده میشود.
سلامت روانی به نحوه تفکر، احساس و عمل ما مربوط میشود. به طور کلی کسانی که از سلامتی روانی خوبی برخوردارند دارای نگرش مثبت هستند و آمادگی برخورد با مشکلات زندگی را دارند. در محیط کار و فعالیتشان و در روابطشان مسوولیتپذیر هستند.
سلامت روانی در بسیاری موارد مانند سلامت جسمی است، بسیاری از انسانها گهگاه احساس افسردگی میکنند، همانطور که بسیاری از مردم دچار سرماخوردگی میشوند. همانطور که از بروز همه بیماریها نیز نمیتوان جلوگیری کرد، از بروز ناراحتیهای روحی نیز نمیتوان جلوگیری نمود.
این که فرد جوان چه نظری نسبت به خودش دارد، شدیدا به نحوه تفکر، احساس و عمل او مربوط میشود. وقتی او اعتماد به نفس بالایی داشته باشد، از زندگیاش رضایت دارد، در ارتباطات اجتماعی خود قوی و پایدار است، اهداف زندگیخود را مشخص میکند و برای رسیدن به آنها تمام تلاش خود را به کار میبندد و برای رفع مشکلاتش به خود اتکا میکند.
اعتماد به نفس سالم همیشه با یک تصویر صحیح از خود شروع میشود. هر کسی نقاط ضعف و قوتی دارد. یکی از روشهای بالا بردن اعتماد به نفس ورزش است. ورزش باعث شادی و نشاط و بالا بردن اعتماد به نفس میشود، زیرا افراد افسرده یا اعتماد به نفس ندارند یا میزانش در آنان بسیار پایین است. ورزش احساس رضایت باطنی شخص را بالا برده و فرد حس میکند که به موقعیتهایی دست یافته است. ورزش در درمان بسیاری از بیماریها از جمله افسردگی تاثیر بسزایی دارد. 30 دقیقه ورزش در روز میتواند آثار افسردگی به اندازه برخی روشهای روانی ـ درمانی و داروهای ضد افسردگی کاهش دهد. در یکی از جالبترین تحقیقات کلینیکی مشخص شده است که ورزش نهتنها در معالجه افسردگی بسیار موثر است، بلکه نقش بسزایی در جلوگیری از بازگشت این بیماری دارد و با توقف انجام حرکات ورزشی خطر بروز علائم افسردگی افزایش چشمگیری خواهد داشت. به گفته یکی از روانشناسان؛ مهم نیست که افراد افسرده به چه میزان ورزش میکنند، بلکه مهم این است که به طور مرتب و روزانه وقتی را برای این امر اختصاص دهند.
بیشک اطرافیان جوان نقش بسزایی در تامین سلامت روانی او میتوانند ایفا کنند؛ یاری رساندن به جوانان برای آگاهی یافتن از تواناییهایشان و این که متناسب با تواناییهایشان از خود انتظار داشته باشند، همچنین اطرافیان براساس امکاناتی که یک جوان دارد، از او توقع داشته باشند تا در رشد اعتماد به نفس جوانان وقفهای نیفتد.
به لحاظ تاثیر روانی شکستها و ناکامیها بر اعتماد جوانان لازم است که پس از هر ضربه و ناکامی به ترمیم روحی آنان پرداخته شود، باید به جوانان تفهیم کرد که «حادثه» و «تفسیر حادثه»، 2 موضوع متفاوت هستند چراکه یک حادثه برای 2 نفر واکنشهای متفاوتی را به دنبال دارد و این امر در حقیقت به تفسیر فرد از حادثه مربوط میشود. افراد حوادث را براساس تجربیات پیشین، زمینه ذهنی و نوع رویکردشان تفسیر میکنند. مساعدت به جوانان به منظور تنظیم برنامهای متنوع در زندگی از ضرورتهای ارتباط با آنان در تأمین سلامت روانی است، زیرا روح آدمی نیاز به تنوع مطلوب و دلپذیر دارد، به گونهای که فعالیت و درس و مطالعه، عبادت و معنویت، دیدار دوستان و بستگان، ورزش و برنامههای مفرح، هر یک در جای خود در زندگی نسل جوان مطرح شوند.
ایجاد فرصتهای مطلوب برای همدلی با جوانان، گام موثری در تامین سلامت روانی آنان است. زیرا گفتوگوی صمیمی و سازنده، دریچهای برای فشارهای روحی است، اطرافیان نسل جوان بیشترین تاثیر را در تامین سلامت روحی آنان دارند. عادی تلقی کردن مشاوره، نسل جوان را برمیانگیزد تا به منظور تامین و حفظ سلامت روانی خویش با مشاورانی آگاه و متعهد، گفتوگو کنند و راهحلی مطمئن برای مشکل خویش بیابند.
ازدواج یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد و چون برخلاف فطرت حرکت میکند، به دشواریها و مشکلات جسمی و روانی برخورد مینماید. بیشک، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرسهای رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان، در فراز و نشیب زندگی، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که میتوانند برای تامین این نیاز برگزینند، همسر است. دختر و پسر جوان به وسیله ازدواج، در کنار یکدیگر از آرامش، امنیت و سلامت روان برخوردار میگردند.
امروزه، پژوهشهای جامعهشناسان و روانشناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. افراد متاهل در مقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانههای نوروتیکی در مقایسه، کمتر در آنها دیده میشود و همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد، سلامت و بهداشت روانی، انس، آرامش، مودت و رحمت است که خانواده را بین دیگر نهادهای اجتماعی، منحصر به فرد ساخته است به طوری که از آن به عنوان ریشهایترین نهاد اجتماعی یاد میشود.
مریم لبافزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: