در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا بیایید با هم یک فضای روستایی را تخیل کنیم که در این فضا هیچکس چیزی به نام شناسنامه ندارد.
از آب لولهکشی، برق، تلفن و گاز خبری نیست (و البته اینترنت و رایانه!) مردم آنجا با سنتهای گذشته زندگی میکنند و بچههای آنجا به شیوه قدیم در مکتب خانهها همان درسهایی را میآموزند که تنها شاید پدربزرگهای ما آنها را به یاد دارند.
از علوم جدید و وایت برد و آزمایشگاه فیزیک و شیمی خبری نیست. حتی در این فضا هیچ ساعتی وجود ندارد، نه از نوع مچی، نه از نوع دیواری و نه از هر نوع دیگری و مردمش با استفاده از نشانههای طبیعی، زمان را تشخیص میدهند. از مصالح ساختمانی که ما میشناسیم مثل آهن و سیمان و البته کامپوزیتهای پلاستیکی خبری نیست.
تا اینجا شاید برای تخیل این فضا، فشار زیادی به شما آمده باشد، اما دیگر لازم نیست ادامه بدهید. چون تمام اینها توصیفاتی است از یک محل واقعی در ایران خودمان و در نزدیکی پایتخت. در گزارش مهر از این روستا با عنوان مرموزترین روستای ایران یاد شده است. این روستا «ایستا» نام دارد و در نزدیکی طالقان واقع شده است.
اصالت اهالی این روستا به تبریز برمیگردد و ساکنانش از مریدان میرزا صادق مجتهد تبریزی هستند؛ فقیهی که اندیشه تجدد و استفاده از تکنولوژی را جایز نمیدانست.
البته جوانان این روستا این حق را دارند که بعد از بلوغ به تبریز بروند و زندگی دیگری را آغاز کنند که احتمالا در آن صورت مثل اکثریت شهرنشین چنان به آداب زندگی امروزی و به تکنولوژیهای اعتیادآور آن گرفتار خواهند شد که دیگر تصور بازگشت به روستایشان دشوار خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: