این گام دوم است؛ گامی که در روزهای پرمشغله و اغلب شلوغ پایان سال برداشته شد، گامی برای شما که سفر و گردش و رفتن و دیدن را همسان و همپای زندگی و زنده بودن میپندارید.
آنچه بیش از هر چیز ما را بر آن داشت تا در ماه آخر سال این کار را آغاز کنیم و به سال جدید و بهار موکولش نکنیم، نیازی بود که در این وادی احساس میشد.
سفرهای نوروزی پیش روی هستند؛ فرصتی که باید قدرش را میدانستیم برای شناختن و نوشتن و خواندن از سفر، پاسخ به نیاز شناختن بیشتر کشور عزیزمان ایران، نیاز به یاد گرفتن و دانستن ندانستهها، نیاز به تجربههای نو، آموختن آداب سفر، آموختن در مورد رفتن و چگونه رفتن و به کجا رفتن.
به همه اینها باید پرداخت و به آنچه نیاز شماست.
در نگاه ما چمدان باید جایی باشد که همه در آن سهمی داشته باشند؛ همه آنها که نقش و دستی در سفر و گردشگری دارند (چه مستقیم و بیواسطه، چه غیرمستقیم و باواسطه). چمدان باید جایی باشد که گوش شنوایی برای حرفها داشته باشد. از برنامهها بگوید و از آنچه باید باشد و باید بشود.
چمدان باید کاستیها را هم باز گوید و نقصها را گوشزد کند.
ما خود را مسوول میدانیم که خوب ببینیم و خوب بگوییم تا گوشهای شنوا، شنیدنیها را بشنوند و دهها مورد دیگر که بتدریج با شما باز میگوییم. اما در این راه، پس از توکل بر خدای مهربان، چشم و دل به همراهی و همدلی شما سپردهایم.
دل سپردهایم که با ما همراه شوید و از استان و شهر و روستا و ایل و عشیرهتان بگویید.
از آذربایجان، اردبیل، کردستان، کرمانشاه و ایلام تا خوزستان، فارس، کرمان و سیستان و بلوچستان تا خراسان، اصفهان، یزد، قزوین، سمنان، زنجان، تهران و... از خطه سرسبز شمال تا کرانهها و جزیرههای خلیج همیشه فارس و دریای عمان.
از تاریخی بگویید که در پس این نامها نهفته است. از فرهنگ و آیین و آداب و رسوم و جشنها، از مردم، از گویشها و از بسیاری چیزها که روزگاری سینه به سینه نقل میشدند و حالا باید مکتوب شوند تا دیگرانی به وسعت ایران عزیز بخوانندش. پس برایمان بنویسید از هر آنچه فکر میکنید در این ویژهنامه سفر و گردشگری قابل مطرح کردن است. چشم به راه نظرات، انتقادها و پیشنهادهایتان میمانیم. تهران، بلوار میرداماد، جنب مسجد الغدیر، روزنامه جامجم، ویژهنامه چمدان. اگر هم دوست دارید میتوانید برایمان به این نشانی الکترونیکی ایمیل بفرستید:
chamedan@jamejamonline.ir
امیدواریم با این همراهی و همدلی، چمدان را آنچنان ببندیم که همه دوستش بدارند، چیزی برای خواندن در آن بیابند و آن را از خود بدانند.
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم