در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امینی دراین باره میگوید: داشتم به روزهای اکران خواب سفید نزدیک میشدم. برایم رویایی بود. از بازیام راضی بودم و مدام آینده کاریام را برای خودم به تصویر میکشیدم. نزدیک ظهر بود. رفتم دور میدان کاج خرید. باید از خیابان رد میشدم که ناگهان ماشینی به من زد، حتی ترمز نکرد ببیند زندهام یا نه، بلند شدم ، دستم را روی صورتم گذاشتم، خون میآمد.... مردم دورم جمع شدند و رفتم بیمارستان اما خیلی طول کشید تا به بیمارستان برسم. وقتی آن پژو به من زد خیابان خلوت بود و من حتی توان کمک خواستن از مردم و مغازه داران را هم نداشتم و راننده از صحنه فرار کرد.
در بیمارستان یکی از پرستارها علت حادثه را از من سوال کرد، نمیدانم چرا نگفتم تصادف کردم، دوست نداشتم ماجرا رسانهای شود! گفتم خوردم زمین و امروز از این کارم خیلی پشیمانم. وقتی دکتر معاینهام کرد، تازه فهمیدم تمام استخوانهای سمت راست صورتم خرد شده و احتمال دارد بینایی چشمم را هم از دست بدهم. به هر حال این حادثه باعث شد 2 سال کار در سینما را از دست بدهم. به قدری از نظر زیبایی به صورتم آسیب رسیده بود که حتی فکر بازگشت به این عرصه را از سرم بیرون کردم. دکترم مرحوم حسین بدری نجاتم داد. او بدون جراحی زیبایی خاص و با روشهایی که داشت تمام استخوانهایم را ترمیم و زیبایی نصفه نیمهای به صورتم برگرداند.
او ادامه داد می دهد: یک روز که تازه پانسمانم را عوض کرده بودم و به خودم قول دادم دور بازیگری را خط بکشم، همان روز آقای حسن فتحی پیشنهاد کار داد و همین پیشنهاد موجب بازگشت من به دنیای بازیگری شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: