در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زیاد به حاشیه رفتم
نظری: شمس از وقتی به تیم ملی آمده، تحول بسیار خوبی در فوتسال ما ایجاد کرده است. مدیریت قوی و خوبی دارد و به اعتقاد من همین مدیریت باعث موفقیت او شده است.
همه بچههای تیم ملی حسین آقا را دوست دارند چون هم خوش مسافرت است و هم این که در عین سختگیری، آدم خشکی نیست و با تمام بچهها شوخی میکند و بگو و بخند دارد اما حرمتها را همیشه حفظ میکند. بچههای تیم هم به خاطر همین اخلاق خوبی که حسین آقا دارد، او را خیلی دوست دارند و احترام خاصی برای ایشان قائل هستند. او استاد روانشناسی است و این مساله در ایران خیلی مهم است. ما در جامجهانی به لحاظ امکانات و سطح فنی پایینتر از حریفان بودیم اما ایشان با حرفهایی که در رختکن میزد، تیم را متحول کرده و آماده ارائه یک بازی خوب و سطح بالا میکرد. خودم با حرفهای ایشان خیلی انگیزه میگرفتم و بهترین نمایش را در زمین داشتم به همین دلیل است که میگویم حسینآقا در پیشرفت من نقش زیادی داشته و مدیونش هستم. من کوچکتر از این حرفها هستم که در مورد نقطهضعف ایشان حرف بزنم و البته فکر نمیکنم حسینآقا نقطه ضعفی داشته باشد. هرچند که هر کسی ممکن است نقطه ضعف داشته باشد. شاید هم نقطه ضعف حسینآقا این است که خیلی مهربان است. او مثل یک معلم و پدر دلسوز به بچهها نگاه میکند و با آنها کار میکند. حسینآقا با من همیشه پدرانه برخورد کرده است.
باید اعتراف کنم که در 2 سال اخیر خیلی به حاشیه رفتم و ایشان همیشه با من پدرانه برخورد کرد.
ایشان در بازی با روسیه مرا کنار گذاشت و به تیم ملی دعوت نکرد اما وقتی به اردو برگشتم، خیلی خوب و مثل یک پدر با من برخورد کرد هر چند که دوباره به حاشیه رفتم و دچار مشکل شدم.
همه فوتسال ایران باید ممنون حسین شمس باشد. وقتی ایشان سرمربی تیم ملی شد، تیم فوتسال ایران در جهان نهم و در آسیا چهارم بود اما با زحماتی که ایشان کشید، الان تیم چهارم دنیا و اول آسیا هستیم که به خاطر این افتخارات باید قدردان او باشیم.
صحبتکردن در مورد ایشان خیلی سخت است اما اگر بخواهم خیلی کوتاه بگویم، حسینآقا یک مدیر خیلی قوی و یک معلم خوشاخلاق است.
در بازی، اخلاقش فرق میکند
شمس: مصطفی نظری در بیرون از زمین پسر خیلی خوب، رفیق، بامعرفت و لوطی است اما در داخل زمین که بازی میکند، رفتارش 180 درجه عوض میشود و همه چیز یادش میرود و حتی به نزدیکترین رفقایش هم اهانت میکند. نظری اگر این اخلاق بد را نداشت، بزرگترین دروازهبان فوتسال جهان میشد.
از نظر اخلاقی مصطفی فوقالعاده بامحبت و بامعرفت است اما وقتی داخل زمین میرود، همه چیز یادش میرود و اخلاقش خیلی بد میشود. به لحاظ فنی او فوقالعاده است و الگوی خوبی میتواند برای گلرهای دیگر ما باشد.
شوق به تمرین او عالی است و هیچوقت تمرین را رها نمیکند اما این خصوصیات خوب فنیاش، تحت تاثیر اخلاقش قرار میگیرد. نقطهضعف مصطفی نظری این است که زمانی که گل میخورد، کنترل خودش را از دست میدهد. در چنین شرایطی همه تقصیرات را گردن دیگران میاندازد، خودش را هیچ وقت مقصر نمیداند و مشکلات فنی تیم را به همه نسبت میدهد جز خودش. نقطه قوت مصطفی هم با روحیه بودنش است و تا زمانی که تیم جلو است، در زمین با بچهها خوب صحبت میکند و یک لیدر واقعی برای تیم است اما وقتی گل میخورد، تمام نکات مثبتی که دارد، تبدیل به نکات منفی میشود. به اعتقاد من او مغرور شده چون در بازی مقابل علم و ادب مشهد در لیگ وقتی یک توپ را میگیرد، به سمت نیمکت تیمش میرود و به مربیانش میگوید: «من مصطفی نظری هستم.» او ظرفیت این همه شهرت و محبوبیت را ندارد و باید با چنین بازیکنی برخورد شود. تنها راه این است که او فکر کند و به خودش نگاه کند و ببیند کجا بوده و الان کجاست. البته مصطفی باید فکر کند که میخواهد در آینده به کجا برسد و راه را درست برود. او اشتباهاتش را نباید تکرار کند چون با مشکلاتی که داشته، در حال حاضر هم تیم باشگاهیاش و هم تیم ملی را از دست داده است. مصطفی نظری اگر اخلاقش را درست کند، حرفهای رفتار کرده و اگر اشتباهاتش را تکرار نکند، میتواند تا 10 سال دیگر در سطح اول فوتسال جهان بازی کند اما اگر به بیراهه برود و بخواهد همین شیوه را ادامه بدهد، خیلی زود محو خواهد شد چون ورزشکار بدون اخلاق هیچ آیندهای ندارد و خیلی زود حاشیهها او را نابود میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: