در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما با این همه گفتنها و نوشتنها، نمیدانم چرا ما ایرانیها با گردشگری هم مثل دندانپزشکی برخورد میکنیم!
تعجب نکنید. شما هم دیدهاید که اغلب دوستان و آشنایان آنقدر سراغ دندانپزشک نمیروند تا این که شبی را از درد دندان بیدار و نالان به صبح برسانند، آن وقت است که یادشان میافتد یا بهتر است بگوییم مجبور میشوند سراغ دندانپزشک بروند و به اجبار، چند برابر هزینه کنند تا از درد و مشکلات دندان رهایی یابند.
داستان گردشگری برای اغلب ما ایرانیها هم همینطور است. اگر هوا آنقدر آلوده شد که فریاد همه بلند شد، اگر نفسمان گرفت، اگر دکتر به ما هشدار داد، اگر قلبمان دو تا زد و یکی نزد، اگر اتاقی یا خانهای ییلاقی داشتیم، اگر فرصتی برای دور شدن از کارهای در هم تنیده دست داد، اگر خرجهای دیگر و ضروریتر اجازه دادند، اگر... چند روزی از تهران بیرون میزنیم.
وقتی هم که به زمان اوج سفرها میرسیم، بازهمین فکر بر اکثر ما غالب است، یعنی اگر هوا بد نبود، اگر آغاز سال و نخستین روزهای بهار بود، اگر چند روزی تعطیلی به تورمان خورد، اگر بچهها غرغر راه انداختند، اگر دوست و آشنا و فامیل جایی رفتند و ما باید نگاههای چپچپ را تحمل میکردیم، اگر... شاید راهی سفر شویم. آن هم چه سفری! بدون برنامه و با عجله و... .
اما آیا چنین سفری، خستگیها را از تن و روح ما میزداید؟ آیا در بازگشت شادیم و سرحال و بچهها از ما شادتر؟
همه میدانیم که چنین نیست. همه میدانیم که فردای بازگشت از آن سفر، خستگی در چشمان و گفتار و رفتارمان پیداست.
پس خوب است کمی منطقیتر رفتار کنیم. اگر امروزه باید برای هر کاری برنامه داشت، اگر باید فکر کرد و پس از فکر، برنامه داشت و براساس آن برنامه عمل کرد، این موضوع در گردشگری و سفر اگر نه بیش که همسان کارهای دیگر اهمیت دارد.
باید یاد بگیریم که سفر بخشی از زندگی است، آن هم بخشی ضروری. نه از آن دست اموری که آخر صف ضروریات حیات ما ایستادهاند. باید یاد بگیریم جای چمدانها تهکمد یا انباری نیست. باید یاد بگیریم، چمدان اول باید در دسترس باشد و پس از داشتن برنامهای درست در دست.
باید یاد بگیریم به دنبال زمان مناسبی برای بستن چمدانهایمان باشیم.
باید یاد بگیریم منتظر رسیدن فرصتها ننشینیم، برخیزیم و فرصتهایی را بیافرینیم.
فراموش نکنیم که اگر همه اینها را یاد گرفتیم باید به دیگران و پیش از همه به فرزندان و خانواده خود نیز بیاموزیم.
به دلیل همین ضرورتها و دهها علت محکم دیگر، چمدان از امروز در دستان شماست؛ چمدانی که از گردشگری، سفر، مقدمات، ملزومات و... برای شما ارمغانها دارد.
امیدواریم این گامهای نخست با یاری شما طی شوند و قدمها یکی پس از دیگری محکمتر و استوارتر برداشته شوند. همراهمان باشید که سفر به تنهایی بر مذاق انسان چندان خوش نمیآید.
کورش اسعدی بیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: