حضور چند چهره شناخته شده تئاتر جهان ، کیفیت هنری نمایش های ایرانی و استقبال تماشاگران نشان دهنده آن است که اگر از ظرفیت های نهفته این رویداد به خوبی استفاده شود ، می توان به پیشرفت روز افزون جریان اصلی تئاتر کشور نیز امید وار بود . گفتوگوی ما با محمد حیدری ، دبیر امسال جشنواره تئاتر فجر ، بیشتر پیرامون همین محور دور می زند.
جشنواره تئاتر فجر آخرین روزهایش را سپری میکند و دوره یک ساله دبیری شما هم با آن به پایان میرسد. آیا روش تعیین دبیر کوتاهمدت برای این رویداد بزرگ را درست و منطقی میدانید؟
تئاتر فجر مثل هر جشنواره بزرگ هنری دیگر باید معیارهای جهانی را رعایت کند که در این میان داشتن دبیر دائمی یکی از شرطهای اصلی است. البته منظور من داشتن یک دبیر مادامالعمر نیست، بلکه مقصود آن است که سکان هدایت تئاترفجر باید برای حداقل 5 سال در اختیار یک نفر باشد و او بتواند با توجه به ساختار تعریف شده جشنواره، برنامههایش را تدوین و اجرا کند. در یک جمله، ثابت بودن دبیر و برنامههای جشنواره تئاتر فجر یک ضرورت است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
آیا با تدوین برنامههای ثابت برای 5 سال و ایجاد یک شورای سیاستگذاری نمیتوان این کاستی و ضعف را برطرف کرد؟
ثابت بودن دبیر برای مدتی طولانی ضرورتی است که تشکیل چنین شوراهایی نمیتواند جای آن را پر کند. در واقع اگر چه تشکیل شورای سیاستگذاری مفید است، اما کافی نیست. چون همان طور که خودتان گفتید، در نهایت این سلیقه و گرایش دبیر هر دوره جشنواره است که برنامههای اصلی آن را شکل میدهد.
خب البته اگر بخواهیم سراغ یک دبیر 5 ساله هم برویم، باز در نهایت این سلیقه اوست که جهتگیریهای جشنواره را در مدت زمانی طولانیتر شکل میدهد و به این ترتیب مشکل همچنان پابرجاست. غیر از این است؟
اگر واقعا بخواهیم به این سمت حرکت کنیم، آن وقت نیاز داریم تا با تدوین سیاستهای بلندمدت، خواستههای خودمان از برگزاری این رویداد نمایشی را مشخص کنیم و آن گاه فردی را که جامعه تئاتری کشور قبولش داشته باشد به مدت 5 سال مسوول این کار کنیم.
آیا در حال حاضر مسوولان دولتی تئاتر کشور، جشنواره فجر را هدفگذاری و برایش چشماندازی ترسیم کردهاند؟
من که امسال دبیر این جشنواره هستم، از چنین هدفگذاری خبر ندارم. متاسفانه تئاتر فجر دورنما، برنامه بلندمدت و چشمانداز روشن و شفافی ندارد.
امسال مهمانان سرشناسی از تئاتر جهان به تهران آمدهاند که به نسبت دوره قبل بسیار امیدوارکننده است. خب از این فرصت به خوبی استفاده میشود تا تئاتر ما با دیگر کشورها ارتباط بهتری پیدا کند؟
در روزهای برگزاری جشنواره آنان به تماشای کارهای ایرانی مینشینند، با هنرمندان کشور گفتوگو میکنند و ما هم در عوض با تازهترین آثارشان آشنا میشویم. در این مدت ارتباط خوبی با هم داریم که متاسفانه ادامه پیدا نمیکند و این پیوند میان گروههای ایرانی و خارجی در طول سال بعد دنبال نشده و از هم گسسته میشود. در واقع تئاتر کشور با توجه به همان مشکلاتی که برشمردیم، به خوبی نمیتواند از فرصتها و امکانات ایجاد شده از سوی جشنواره فجر بهره ببرد.
بحث که به این جا کشید، توضیح دهید که اصولا جایگاه و نقش جشنواره فجر در جریان اصلی تئاتر کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
نمایشهایی که به منظور شرکت در جشنواره فجر تولید میشوند، آثاری که برای اجرای عمومی شکل گرفتهاند و اما به تئاتر فجر هم میآیند و... همه اینها در جریان اصلی این هنر در کشور تاثیر گذارند. این روزها فرصتی است که گروههای داخلی خود را بسنجند و مورد ارزیابی منتقدان، مدیران دولتی و تماشاگران قرار بگیرند.
از سوی دیگر جوایزی که داده میشود، بازخوردهایی که از سوی نهادهای فرهنگی صورت میگیرد و آثاری که در جذب مخاطب موفقتر عمل میکنند، راهی را پیش روی تئاتر کشور میگشایند که تمام گروهها و هنرمندان نمایشی با توجه به آن دست به تولید آثارشان در طول سال بعد میزنند. سادهتر بگویم، جشنواره فجر نگاه همه به ویژه هنرمندان شهرستانی را به خود جذب میکند و آنان براساس موفقیت یا شکست نمایشها در آن مسیر، آینده خود را مشخص میکنند. از این منظر، نقش جشنواره در جریان اصلی تئاتر کشور بسیار پررنگ است.
یعنی با رویدادی مواجه هستیم که با وجود کاستیهایش ویترین تئاتر ایران است و هر دوره آن میتواند پایه و بستر برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت آینده باشد.
دقیقا همین است. ببینید، این جشنواره بخشهای گوناگونی دارد که هر کدام به منظوری راهاندازی شدهاند. در مرور با نمایشهای برتر و متفاوت سال قبل روبهرو هستیم، تجربههای نو دریچههای جدید به سوی تئاتر نوگرا و کارگاهی میگشاید، هنرمندان برتر شهرستانی در تئاتر مناطق خودی نشان میدهند، بخش مهمان، میزبان پیشکسوتها و چهرههای سرشناس میشود، مسابقه بینالملل، آثار برتر ایرانی را در کنار نمایشهای خارجی قرار میدهد و جا و رتبه ما را در تئاتر جهان نشان میدهد و نمایشهای تولید شده به طور اختصاصی برای جشنواره فجر در بخش چشمانداز جای میگیرند. همه اینها در کنار هم ویترینی را میسازند که میتوان از خلال آن با تئاتر کشور آشنا شد.
خب یکی از ایرادات گرفته شده به جشنواره تئاتر فجر به همین بخشهای گوناگون و زیاد آن بازمیگردد. این رویداد نه مثل فیلم فجر آغاز یک سال هنری است و نه مثل نمونههای مشابه خارجیاش میزبان نمایشهای موفق در اجراهای عمومی. نظرتان در این باره چیست؟
همانطور که خودتان اشاره کردید، بیشتر جشنوارههای بینالمللی تئاتر در جهان، میزبان نمایشهای موفق سال گذشته است. در واقع برخلاف جشنوارههای فیلم که میخواهند میزبان نخستین نمایش و اکران فیلمها باشند، جشنوارههای تئاتر به دنبال آثار امتحان پس داده هستند.
روند تولید تئاتر به گونهای است که نمیتوان آن را محدود به چند اجرای جشنوارهای کرد و از آنجا که هر نمایش بعد از چندین بار روی صحنه رفتن به پختگی لازم میرسد، بهتر است بعد از نمایش عمومی در معرض قضاوت جشنوارهای قرار بگیرد. البته در این میان نباید تفاوت بین تماشاگران به نسبت عامتر سینما و مخاطبان خاصتر تئاتر را هم فراموش کرد. خیلی ساده بگویم که هر نمایش عمومی یک اثر تئاتری را میتوان اجرایی جشنوارهای بهشمار آورد. با این توضیحات، بخشهای مسابقه بینالملل، مرور، جشنواره جشنوارهها، مهمان و... تئاتر فجر را میتوان در راستای همان سیاستهای جشنوارههای بینالمللی دانست. البته همین جا دوباره تاکید میکنم که با برنامهریزی بلندمدتتر، انتصاب دبیر ثابت و سیاستهای مدون میتوان موفقیتهای بیشتری را با تئاتر فجر در سطح بینالمللی و داخلی شاهد بود.
هر جشنواره جهانی برای پذیرش آثار، تعریف، سیاست یا رویکرد مدون و شناختهشدهای دارد. اما در تئاتر فجر با بخشهای گوناگونی مواجه هستیم که حتی برای اهالی هنر به طور دقیق تعریف نشدهاند و چارچوب مشخص ندارند.
حیدری: گروههای خارجی امسال بخش عمدهای از خرج سفر به تهران را خودشان تامین کردهاند که نشان از اهمیت جشنواره تئاتر فجر در سطح جهان دارد
من با این ارزیابی موافق نیستم. شاید تنها بخش جشنواره که مقابل آن علامت سوالی وجود داشته باشد، تجربههای نو است که آن هم برمیگردد به اختلافنظر ریشهای درباره ویژگیهای نمایشهای برآمده از ایدههای خلاقانه که در طول تمرین با تغییرات زیاد به شکل نهایی میرسند.
خب، خیلی از جشنوارهها اصولا به دنبال همین رویکردهای نو در شکل و ساختار تئاتر هستند، یا میروند به سمت آثار برآمده از آیینهای کهن، یا نشان میدهند متن و درام از پیشنوشته شده برایشان مهم است یا... اما هیچ کدام از این جهتگیریها و اصولا هیچ رویکرد شکلی یا محتوایی در تئاتر فجر دیده نمیشود. چرا؟
از طرفی این برمیگردد به همان بحث که این جشنواره هدفگذاری و سیاست بلندمدت ندارد و از سوی دیگر این که تئاتر فجر یکتنه باید چند نقش ایفا کند. به نظر من این جشنواره موردی منحصر بهفرد است که برخی تفاوتهایش با نمونههای جهانی را نباید به حساب ضعف گذاشت و برمیگردد به نیازها و مقتضیات کشور ما که طبیعی هم هست.
وقتی سیاستها و برنامههای امسال جشنواره فجر به طور کامل از سوی شما و دبیرخانه جشنواره تعیین نشده است، چگونه میتوان از سیاستگذاری و هدفگذاری بلندمدت و نیاز به دبیری ثابت برای این رویداد حرف زد و بر آن تاکید کرد. برای مثال به نمایش هامون بازهای محمد رحمانیان اشاره میکنم که بر اثر اصلاحات زیادی که از سوی شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایش به آن وارد شد، از اجرا در جشنواره صرف نظر کرد.
این مشکل تنها در بخشهایی از جشنواره خود را نشان میدهد. برای مثال نمایشهای بخش مرور قبلا مورد بازبینی قرار گرفته و به اجرا رفتهاند و مشکلی پیدا نمیکنند. آثار تولید شده به سفارش مرکز هم که در بخش چشمانداز میگنجند، از این بابت مشکلی ندارند.
اما فکر نمیکنید تمام برنامهها، رویکردها و مجوزهای جشنواره باید در شورای سیاستگذاری آن تعیین و از سوی دبیرش اجرا شود. آیا این یک نقص برای یک رویداد جهانی نیست؟
من هم با این نظر موافقم. باید به سمتی حرکت کنیم که سیاست جشنواره و مرکز هنرهای نمایشی یکی باشد و دوگانگی پیش نیاید. به عبارت دیگر نباید تصمیمگیری بین مدیر اداره کل هنرهای نمایشی و دبیر جشنواره تقسیم شود. با این مساله باید به صورت شفاف و به دور از هرگونه تعصب مواجه شد. اگر جشنواره دارای تشکیلات مناسب، دبیر ثابت و سیاستهای بلندمدت باشد، دیگر از این مشکلات پیش نمیآید.
یکی دیگر از گلههای همیشگی هنرمندان نمایش آن بوده است که برخلاف فیلم فجر که شرکت در آن به منزله تضمین اکران است، در جشنواره تئاتر چنین وضعیتی وجود ندارد. چرا؟
تمام آثار شرکتکننده در بخش چشمانداز اجرای عمومی میگیرند و اصولا با همین هدف تولید میشوند.
اما برای آثار بخش مهمان این طور نیست.
در این بخش هم اگرچه مرکز هنرهای نمایشی تعهدی ندارد، اما بیشتر آنها هم به نوعی از حالا وضعیت اجرای عمومیشان مشخص است. با این حال حق با شماست و تضمینی برای این امر وجود ندارد و میتوان تمهیدی برای آن در نظر گرفت.
یکی از شائبههای هر دوره جشنواره این است که برای حضور چهرههای سرشناس و معروف داخلی و خارجی، پول زیادی خرج میشود. نظرتان در این باره چیست؟
نه. ما به هیچ وجه به کسی کاری را سفارش ندادیم تا به جشنواره بیاورد.
حتی مهرجویی؟
بله در مورد ایشان هم این اتفاق نیفتاد. خود مهرجویی علاقهمند به حضور در جشنواره بود که طبیعی است ما هم استقبال کرده و خوشحال هم شدیم. مثل دیگر کارها متن نمایش «درس» خوانده شد و ما تنها کمکهزینهای مثل دیگر گروهها در اختیارشان قرار دادیم.
جالب این جاست که قرارداد نمایش «درس» مهرجویی قرارداد گیشه است و بعد از اجرا در جشنواره اجرای عمومی دارد. در مورد گروههای خارجی هم ما امسال حتی پرداخت کمکهزینهها را کاهش دادهایم و آنها بخش عمدهای از خرج سفر به تهران را خودشان تامین کردهاند که نشان از اهمیت جشنواره تئاتر فجر برایشان دارد.
در روزهای پایانی جشنواره هستیم. ارزیابی خودتان از این دوره چیست؟
با توجه به حضور چشمگیر هنرمندان و گروههای جهانی، استقبال مردم و ارائه کارهای متفاوت و موفق داخلی آن را موفق ارزیابی میکنم که امیدوارم بتوانیم این موفقیت را به جریان اصلی تئاتر کشور هم تزریق کنیم.
مهدی یاور منش
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم