در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، شامگاه 11 آبان سال 87، مأموران کلانتری 114 غیاثی از طریق مرکز فوریتهای پلیسی از کشف جسد جوانی در یکی از خیابانهای محله اتابک باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه، با جسد جوانی رو به رو شدند که بر اثر اصابت ضربات چاقو به گردنش به قتل رسیده بود. در ابتدا هیچ اثری از عامل این قتل وجود نداشت تا اینکه چند روز بعد، مرد جوانی به پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد و مدعی شد که دوست و عامل قتل مجید است.
این مرد به نام حامد مدعی بود که طبق قرار قبلی قراره بوده که مقتول را برای ترک اعتیاد به مرکز ترک اعتیاد ببرد اما در بین راه مجید منصرف شده است و بعد از درگیری بر سر همین موضوع توسط حامد به قتل رسیده است.
با اعتراف متهم به ارتکاب قتل، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که روز گذشته به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد؛ نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهم شد و اولیایدم خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند.
در ادامه جلسه، متهم ضمن قرار گرفتن در جایگاه و پذیرفتن ارتکاب قتل گفت: مجید قصد داشت از بند اعتیاد به شیشه نجات پیدا کند و به همین دلیل از من خواست او را به مرکز ترک اعتیادی که خودم هم رفته بودم ببرم. آن شب با او همراه شدم اما به من گفت دوست دارد برای آخرین شیشه مصرف کند و از من خواست برای او شیشه بخرم. من با اینک کار او مخالفت کردم ولی او خودش شیشه را تهیه کرد. بعد از اینکه شیشه کشید با فحاشی به من، از آمدن به مرکز ترک اعتیاد ممانعت کرد.
متهم گفت: بر سر همین موضوع با هم درگیر شدیم و ناخواسته با چاقویی که همراهم بود به گردنش ضربهای زدم و فرار کردم. به شمال کشور فرار کردم اما بعد از اطلاع از مرگ او، خودم را معرفی کردم.
بعد از اظهارات متهم، قاضی تردست ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: