در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شمایی که صاحب کارخانه بزرگی هستید که 10 سال است خط تولیدش متوقف نشده و ماشینها به صورت نوبتی و شبانه روزی چرخ کارخانه را میچرخانند، درست است که وقت سر خاراندن ندارید چه رسد به اینکه بخواهید به تعطیلات فکر کنید، اما شاید یکی دو روز مسافرت شمال بتواند شما را ماهها شارژ و سر حال نگه دارد. هیچ به این قسمت ماجرا فکر کرده بودید؟ همه آدمهای پرکار، پزشکان و متخصصان مغز و اعصاب، مدیرکلها، مادرها و همه آدمهایی که کار و زندگیشان را به عقد هم درآوردهاند هم جایی در ته ذهنشان انتظار یک مرخصی اجباری چند روزه را میکشند که در آن نه موبایلی وجود داشته باشد و نه بچههای بیغذا مانده و بیمارهای منتظر عمل جراحی. جایی که علاوه بر همه اینها دغدغه و نگرانی هم از پیش رفتن هیچ امر بر زمین ماندهای وجود نداشته باشد. انتظاری که بیجا نیست، اما برآوردنش شاید کار هر کسی نباشد.
حرفم این است که کسی با رضایت خاطر پیشنهاد رفتن به تعطیلات را رد نمیکند، حتی بیلگیتس و مارک زاکربرگ هم به هیچوجه از تعطیلاتشان نمیگذرند. تعطیلات به عنوان بخش مهمی از زندگی آدمها در کشورهای پیشرفته درآمده است. اهمیت گذراندن اوقاتی به دور از دغدغههای روحی و جسمی، که چه بهتر اگر در جایی دور از محیط همیشگی زندگی هم باشد برای آدمهای پرکار و امیدوار بخوبی روشن است. مغز انسان مثل هارد کامپیوتر هر چند وقت یکبار به ریفریش شدن نیاز دارد و این نه یک سوسول بازی اروپایی که یک واقعیت محکم علمی است. پس از دوباره تازه کردن روح و روانتان غافل نشوید و تعطیلات را جدی بگیرید.
مهمترین تعطیلات ما ایرانیها مربوط به عید نوروز است. البته مهمترین به لحاظ آداب و رسوم و به مناسبت تازه شدن سال و آمدن بهار که با یک تعطیلات دستکم 2 هفتهای همراه است. یک زمانی همین رسم و رسومات همه را در لحظه تحویل سال در خانه یکی از افراد مسن در قید حیات فامیل جمع میکرد، اما حالا سر خانوادههای کوچک آنقدر شلوغ و راهها آنقدر دور شده است که ترجیح میدهند از همه تعطیلاتشان به صورت تمام و کمال در همان جمع کوچک لذت ببرند.
بعد هم تعطیلات تابستان است که به طور اختصاصی به بچه مدرسهایها تعلق دارد. تمام آن یازده دوازده سالی را که 9 ماه کلاس و مدرسه را به خاطر روزهای گرم تابستان گذراندیم. تابستانی که آن روزها تنها نکته شگفتانگیزش غیب شدن میز و نیمکتهای مدرسه و آمدن توپ فوتبال و عروسکها به جای دفتر و کتاب بود. روزهایی که تنها نگرانیمان آمدن مهر ماه و شروع یک سال تحصیلی جدید با همه امتحانها و ثلثها و ترمهایش بود. بله، تابستان در آن روزها پر بود از طعم یخ نوشمک پرتقالی یا مسافرتهایی که با بار و بندیلی بر باربند اتومبیل یا ساک و کولههایی که با آنها به ترمینال میرفتیم تا یک تابستان پر از آب و دریا را در خانه پدربزرگ و عمه و عموها بگذرانیم.
تعطیلات تابستان اما به محض ورودمان به دانشگاه به آرامی شکل عوض میکند و رنگ و بوی دیگری میگیرد. گاهی مجبوریم ترمهای تابستانی برداریم یا ترجیح بدهیم با دوستانمان به مسافرت برویم. شاید هم بخواهیم توی خانه بنشینیم و منتظر پدر و مادر و برادر و خواهر کوچکتری بشویم که رفتهاند مسافرت سالانه را برگزار کنند.
ما بزرگ میشویم و لذتبردن از تعطیلات تابستان دیگر هرگز به آن شکل و شمایل اولیهاش برنمیگردد. منتظریم که اوضاع بهتر شود اما به رسم معمول، محض بزرگ شدن مجبوریم که صاحب کار و زن و زار و زندگی بشویم و بگذاریم که تعطیلات برای همیشه مفهوم قدیمیاش را روی کولش بگذارد و از زندگی ما بیرون برود.
اما این تازه اول راه است. شما قرار است به درک تازهای از تعطیلات برسید.
حالا روزهای تعطیل به صورت ویژه و پررنگی در زندگی شما حضور پیدا میکنند. مثلا تعطیلات روز جمعه میتواند به اندازه یک تابستان پر از تاب بازی، خاله بازی و فوتبالهای کشدار و مینیسک پارهکن خاطره انگیز و لذت بخش شود. وقتی مجبوری تمام هفته را به مدت روزی 8 ساعت کار کنی، روز جمعه به روز موعودت بدل میشود و این اصلا بیراه نیست. همانطور که یکشنبه برای بسیاری از مردم دیگر کشورها همین حکم را دارد.
تعطیلات مناسبتی که دیگر خوشبختی مضاعف است. آنقدر که به عنوان یک کارمند نمیدانی باید مراتب تشکرت را به کجا ابلاغ کنی و به عنوان یک دانشجو از ماندن در رختخواب و یک روز تنبلی بیشتر به پرواز درآیی. تعطیلات مناسبتی البته در هر سال اندازه و مقدار مشخصی دارد و به طور نسبتا دقیقی در تقویم هر سال مشخص است. من شخصا افرادی را میشناسم که برنامه کاری سالانهشان را حتما براساس تقویم تعطیلات تنظیم میکنند. مثلا اگر تقویم مربوط به دوشنبه و سهشنبههای بیشتری را به رنگ قرمز نشان داده باشد برنامه کاری آنها براساس این تقویم در روزهای دوشنبه و سهشنبه خواهد بود. باور کنید. مردم تا این اندازه عاشق تعطیلات هستند.حالا به همه اینها تعطیلاتی را که در نتیجه اتفاقات ناخوشایندی مثل سرما و گرما و آلودگی هوا نصیبمان میشود، اضافه کنید. هیچ لازم به داشتن یک برنامه ویژه و مشخص نیست. میتوانید با همان ماسکهای نیمه جان از خانه بیرون بزنید تا تعطیلات را در آلودگی هوا بگذرانید یا میتوانید شال و کلاه کنید و در حالی که از سرمای 4درجه زیر صفر دندانهایتان را به هم میفشرید، دانههای برف را از روی ابروهایتان کنار بزنید و به کار ساختن آدم برفی همت بگمارید.
محدثه فروتن
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: