در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر من شهرزاد یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای داستانی است. بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان تحت تاثیر هزار و یک شب داستان نوشتهاند. مثلا تیاسالیوت در کتاب «عناصر داستانی» قاطعانه میگوید که داستان نویس باید مثل شهرزاد قصه بگوید وگرنه مخاطب با حکم پادشاه میتواند او را گردن بزند. همان طور که برادران گریم، افسانهها و اسطورههای غرب را گردآوری کردند، نویسنده هزار و یک شب داستانهای مشرق زمین را در یک مجموعه منسجم حفظ کرد.
شیوه روایت پر شاخ و برگ هزار و یک شب که به «آرابسکی» معروف است، بسیار پر رمز و راز است. شهرزاد، دختر وزیر یک پادشاه خشن و بیرحم است و هر شب قصهای برای او میگوید که به قصه شب بعد مربوط است. به این ترتیب شاه هزار و یک شب در انتظار داستان شب بعد، خونریزی را کنار میگذارد. درواقع شهرزاد روند تربیت یک مرد وحشی را به تصویر میکشد. او مونولوگ را از شاه میگیرد و به دیالوگ تبدیل میکند. میشود این طور تعبیر کرد که تفاوت یک انسان وحشی و یک انسان شهری در قصههایی است که میداند یا میشنود. شاه قدرتمندی که تنها دستور میدهد و مونولوگ دارد، تسلیم قصههای یک زن میشود و دیالوگ برقرار میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: