رضا آشفته / جام‌جم

ناهمخوانی فضا و اجرا

نمایش «آواز شن‌زار» با کارگردانی اعظم بروجردی درباره زندگی بلال حبشی است. داستان او و پسرش را می‌بینیم که عاقبت با شهادت این پسر و پرواز او به آسمان به پایان می‌رسد. اینجاست که نمایشنامه از حالت واقع‌گرایانه دور می شود تا سرنوشت آدم‌ها را در فضایی ماورایی نمایان سازد.
کد خبر: ۳۸۳۲۶۷

بلال بن‌رباح معروف به بلال حبشی در بین سال‌های 578 تا 582 میلادی در مکه متولد شد. او برده امیه پسر خلف بود و پس از این که اسلام آورد، مورد شکنجه و آزار قرار گرفت. گفته شده او را به دست کودکان سپردند و آنان او را در دره‏هاى مکه مى‏گرداندند و او پیوسته مى‏گفت: احد! احد! (خدای یکتا، خدای یکتا) ابوبکر، بلال را خرید و آزاد کرد. او در سال 622 میلادی، به مدینه هجرت کرد و از آن پس در تمام جنگ‌ها در سپاه اسلام ‌جنگید.

حضرت رسول در مدینه او را مؤذن اسلام قرار داد و پس از فتح مکه، بلال در بالای کعبه ایستاد و اذان گفت. پس از رحلت پیامبر اسلام، بلال فقط 2 بار دیگر اذان گفت که یک بار آن در اجابت درخواست امام حسن(ع) بود.

اعظم بروجردی در یک فضای پر از اشباح و جادویی بر آن است تا انگیزه‌ای دراماتیک برای به نمایش درآوردن زندگی بلال و فرزندش بیابد. این فضا دوست داشتنی است، اما اجرا چندان قابلیت بروز چنین فضایی را ندارد. نه بازیگران از پس تحلیل و ارائه بازی‌ها برآمده‌اند و نه گروه حرکات موزون بر لطافت‌های اجرایی فائق گشته‌اند. همه چیز برهم ریخته است و از نظم و زیبایی‌شناسی لازم برخوردار نیست. فقط زحمات گروه چهره‌پردازی و طراح لباس مشهود است.

از آنجا که فضا سیال و پویاست، نیاز به طراحی متحرک و متنوع می‌رود که در این اجرا از آن چشمپوشی شده است. یک درخت بزرگ و سفید و چند تپه ماهور که کناره یک دریا پر از نمک را تداعی می‌کنند، صحنه را شکل داده‌اند که می‌شد با تمهیداتی از آنان سود جست تا بر سیال و جادویی بودن اجرا افزود. این درخت سفید فقط در دقایق اولیه نمایش جذابیت دارد و چرخاندن و دور و نزدیک شدن و غیب و حاضرشدنش می‌توانست بر تنوع این حضور بیفزاید که چنین نشده است.

بازیگران نمایش هم هنوز از تحلیل اولیه دور هستند چراکه هر کدام هرطور که دوست دارد، می‌آید و می‌رود. در واقع بازی‌ها در حد یک تمرین قابل اصلاح است که برای یک اجرای نهایی به هیچ‌وجه قابل قبول نیست. گروه حرکات موزون هم کاملا ناشیانه حضورشان را نمایان می‌سازند؛ نه ابداعی در خلق حرکات هست و نه اجرای حرکاتشان دلنشین. تمام این موارد دست در دست هم می‌دهد تا کارگردانی اعظم بروجردی را ناموفق جلوه دهد. او که پیش از این با نمایش تندباد خیال در متن و کارگردانی خوش درخشیده بود، این بار با افول چشمگیری در اجرا روبه‌رو شده است. اصلا از آن حرکات، میزانسن‌ها و فیگورهای زیبایی‌شناسانه و اندیشمندانه خبری نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها