در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلینجر با انتشار کتاب «ناتور دشت» در سال 1951 به شهرت و البته ثروت رسید و به نوعی به نماد فرهنگی کشورش تبدیل شد، هر چند او از این که در مرکز توجه عموم قرار گیرد همیشه عصبانی میشد. با این حال مجموعهای از 50 نامه تایپ شده و 4 کارتپستال دستنویس که او طی دودهه برای دوست بریتانیاییاش «دونالد هارتاگ» فرستاده است، جنبه دیگری از شخصیت او را نشان میدهد و از عشق او به زندگی خانوادگی، تفریح و حتی حمایت او از تنیس باز بریتانیایی محبوبش یعنی «تیم هنمن» خبر میدهد.
سلینجر و هارتاگ نخستین بار در سال 1937 با هم آشنا شدند و این زمانی بود که هر دوی آنها 18 ساله بودند و خانوادههایشان آنها را به وین پایتخت اتریش فرستاده بودند تا آنجا زندگی کنند و زبان آلمانی یاد بگیرند.
این آشنایی ادامه یافت و هارتاگ بعدها به یک واردکننده مواد غذایی بدل شد و در سال 1986 مکاتباتشان دوباره از سرگرفته شد. فرانسیس هارتاگ با سلینجر زمانی روبهرو شد که او به لندن آمده بود. او میگوید نمیخواستم او را ببینم چون نوشتههایش را دوست داشتم و از اینکه ممکن بود او را ناخوشایند ببینم نگران بودم، اما او اصلا چنین آدمی نبود و واقعا جذاب و دوست داشتنی بود. در این نامهها سلینجر از آتشی که در سال 1992 خانهاش را نابود کرد، نوشته است و با این حال در این نامهها میتوان از علاقهاش به باغ سبزیجاتش، خانوادهاش، گربههایش، تماشای فیلمهای محبوبش در تلویزیون و دکوراسیون خانهاش پی برد.
علی محزون / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: