رنگین کمان

برف کله گنجشکی

کد خبر: ۳۸۲۲۴۵

باز، پنبه می‌کارد

من نشسته ام تنها

در کنار این نرده

نرده مثل پیراهن

برف را به تن کرده

از حیاط می‌آید

جیک جیک گنجشکان

روی برف می‌ریزم

خرده‌ریزه‌های نان

می‌خورند گنجشکان

خرده‌ریز نانها را

گوش می‌کنم من هم

جیک جیک آنها را.

شعله‌های آتش

صفورا نیرّی

یک شب مهتابی

دهکده رفته به خواب

با پدر می‌گشتیم

لب رودی پر آب

سردمان بود و پدر

آتشی روشن کرد

هر کس از هر گوشه

تکه چوبی آورد

شعله‌های آتش

سرخ و نارنجی و زرد

چهره‌های ما را

نورباران می‌کرد

ناگهان احمد گفت:

بچه‌ها، آن بالا

شعله‌ها ساخته‌اند

شکل طاووسی را

بعد از آن هر شعله

پیش چشمان ما

شکل مخصوصی داشت

زنده بود و زیبا

شعله‌ای، اسبی بود

شعله‌ای، یک آهو

شعله‌ای، شکل عقاب

شعله‌ای هم یک قو

کم‌کم آتش خوابید

زیر خاکستر و دود

شاد برمی‌گشتیم‌

چه شب خوبی بود

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها