در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه هزاران چشم به کارگردانی کیانوش عیاری یکی از آن مجموعههایی است که همیشه لحن شخص سازنده اثرش را به دنبال دارد. این مجموعه که اولین بار از شبکه 3 سیما پخش شد هماکنون جمعهها در حال پخش از شبکه 4 سیماست. عیاری در ساخت آثار چند ساله اخیرش (مجموعه خانه به خانه، روزگار قریب و هزاران چشم) حرف مشخص و گویای خود را معمولا در روایت واقعیات زندگی میزند و آنچه وجه متمایز کارهای اوست درگیری و همذاتپنداری مخاطب در فضایی است که بکرات در زندگی روزمره خود آن را تجربه کرده است. این ویژگی خاص قطعا کمک شایانی به جذب مخاطب میکند، چراکه معمولا نگاه ریزبین و جزئینگر به فراسوی واقعیات مخاطب را در چیدمانی از فضای ترسیمشده روزگار قرار?میدهد.
هزاران چشم مجموعه قابل باوری است؛ مجموعهای که هیچگاه به دنبال آن نبوده که برای ذائقه خاص تماشاگر تلاشی بکند. نوع پرداخت آن به گونهای است که در هر پلان و سکانسی مخاطب را با خود همراه میکند و ریتم آرام آن چنان است که گویی قدم به قدم و همپای بیننده به روایت قصه میپردازد. شاید انتخاب این جریان آرام تنها یک روش نیست، بلکه نوعی جهتگیری است که با توجه به دستاوردهای این کارگردان نتایج مطلوب به همراه داشته است. شخصی نابینا که مشاور خانوادگی یکی از مجلات است، نامههایی را دریافت میکند که در هر قسمت خودش را به جای نویسنده نامه میگذارد و مخاطب در واقع از طریق ذهن این مشاور نابینا ماجرا را دنبال میکند. هزاران چشم مفهومی از هزاران دید به واقعیت ماجراهاست. هزاران هزار چشمی که میتوانند نوشتهای را بخوانند، یادداشتی را مطالعه کنند و هزاران بار در ذهنیت خود به آن عینیت ببخشند.
شاید طی همه این سالها یکی از مشکلات عمده و فراوان مجموعههای در حال پخش، عدم شیوه رئالیستی و واقعگرایانه آنها در خلق اثر نمایشی است. هزاران چشم ویژگیهای حائز اهمیتی دارد که ازجمله آنها بازی درخشان مهدی هاشمی در نقش مشاوری نابیناست. هزاران چشم میکوشد که در هر اپیزود و در پس اتفاقات عادی و روزمره زندگی انسانی، انواع مشکلات، دردها و نحوه برخورد با مشکلات را در قشرهای مختلف جامعه به لحاظ اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی به تصویر بکشد و در نهایت این هدف برجسته را عیان سازد که احساسات انسانی را دگرباره در ما برانگیزد. سریال بدون آن که به پدیده شعار به مفهوم خاص آن، متوسل شود دردهای پنهانی را بازگو میکند که همگی ریشههای اقتصادی دارند و این از نقاط قوت و مثبت آن است چراکه انتهای هر داستان معمولا به شکل پایان باز روایت میشود و مشکل اساسی را که همانا مشکلات اقتصادی و فقر مالی میباشد در نقطه عطف ماجرا ادامه میدهد. سریال تا حدودی روایت مستندگونه دارد. یکی از نکات قابل بحث استفاده از فضاهای سادهای است که در عین سادگی نکات ظریفی را نیز به همراه دارد. گاهی اوقات هم استفاده از دوربین بیحرکت در داستان کل مجموعه را به یک روایت مستند داستانی مبدل ساخته است. کیانوش عیاری به خوبی از نابازیگران استفاده کرده است و اینجاست که این سوال در ذهن مخاطب جواب داده میشود که چرا بازیها اینقدر قابل باور و روان است.
جا دارد از نوشتهای نقل کنیم که در تاریخ 20 آبان 82 در یکی از نشریات نوشته شده بود و آن ادای دینی بود که ناصر شهریاری همان جوان معلولی که در داستان فاصله در مجموعه هزاران چشم بازی کرده بود همه را تحت تاثیر قرار داد که ... کیانوش عیاری یگانه جوانمردی بود و هست که در تمام زندگی 25 ساله من برای اولین بار من را سر کار نگذاشت و هنگامی که حرف زد عمل کرد.
در سال 82 شاهد پخش مجموعه هزاران چشم بودیم و با این که این سریال قسمتهای زیادی نداشت ولی در همان یکی دو قسمت اولیه توانست مخاطب خودش را پیدا کند. عیاری در ساخت آثار سینماییاش هم جدا از هزاران چشم نبوده و نیست و واقعنمایی مبتنی بر ریز جزئیات را در راس کارهای خود قرار میدهد. موضوعات قصه معمولا تنوع زیادی داشتند.
جوان معلولی که عاشق میشود، پدری که درگیر مشکلات اقتصادی خانوادهاش است و... در مجموعه هزاران چشم منتظر واقعه خارقالعادهای نبودیم، قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد، فقط میخواستیم بنشینیم و دقایقی چند از زندگی روزمرهمان را صرف دیدن واقعیاتی کنیم که هرچند همیشه بودهاند و آنها را میدیدیم ولی شاید خیلی وقت بود که به راستی از آنها غافل بودیم. همه چیز در هزاران چشم به نوعی تمثیل و نماد است. معمولا قبل از خواندن نامهها راوندی (مهدی هاشمی) با نشان دادن ساعتش به خانم منشی ساعت را از او میپرسد ولی منشی با نگاه کردن به ساعت خودش (شاید فکر میکند که یک نابینا نمیتواند همیشه ساعتی دقیق داشته باشد) اعلام وقت میکند. اینجاست که به نظر و دیدگاه شخصی هر فرد میرسیم و ذکر این نکته که همیشه فکر میکرده و میکنیم که شاید حق با ماست. نامههای زیادی به دست بازیگر اصلی قصه میرسد که همه به دنبال راهحلی هستند. تعدد این نامهها باز هم تمثیلی است از حجم بالای مشکلات که در گوشه و کنارتان میبینیم. عیاری در پرداخت به همه آنچه گفته شد روایت ساده و قابل باوری را به دنبال دارد. روایتی که گهگاهی سبب میشود بغض فرومانده غصههایمان بترکد و با برانگیخته شدن حس انسانیمان در پایان هر قسمت از آن بشدت تحت تاثیر قرار گیریم. شایان ذکر است پرداختن به مسائلی همچون فقر به گونهای که چندان گل درشت به نظر نرسد از ویژگی خاص و مورد تاکید آثار کیانوش عیاری است.
داستان خط اصلی را در نوع روایتگونه خود دنبال میکند و پرداخت به مسائل حاشیهای هیچگاه قصه را از مسیر اصلی آن منحرف نمیسازد. هزاران چشم راوی همه آن لحظاتی است که بدانیم گاهی اوقات دیدن هر چیز و درک آن چشم بصیرت میخواهد و به واقع برای دوباره دیدن زندگی باید چشمها را شست.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: