در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال 2011 از راه رسیده و با خود شماری از مهمترین یادبودها و گرامیداشتها را همراه آورده است. یکی از مهمترین سالگردها در عالم سینما، هشتادمین سال ساخته شدن فیلم «روشنیهای شهر» اثر چارلی چاپلین است. چاپلین این فیلم را سال 1931 ساخت که تا امروز از اعتبار زیادی در تاریخ سینما برخوردار است.
در فیلم 87 دقیقهای روشنیهای شهر ـ که از احساسیترین فیلمهای این نابغه سینماست ـ ولگرد همیشگی فیلمهای چاپلین به یک دختر فقیر و نابینا که در خیابان گل میفروشد، دل میبندد. او برای کمک به دختر مدتی به عنوان رفتگر کار میکند، اما اخراج میشود. در این میان اما یک نفر سومی هم وجود دارد و آن میلیونر معتاد به الکل است که تنها وقتی از خود بیخود میشود، چارلی را به عنوان دوست به خاطر میآورد و به او کمک میکند. سرانجام وقتی میلیونر یک چک هزار دلاری به چارلی به عنوان هدیه میدهد، او آن را به دختر میدهد تا هم بتواند اجاره عقب مانده خانه را بپردازد و هم فکری به حال درمان چشمهایش بکند؛ اما میلیونر که هوشیار میشود، او را به اتهام دزدی این پول دستگیر میکند و به زندان میفرستد. ولگرد که چند ماهی در زندان مانده، وقتی بیرون میآید در جستجوی دختر است و سرانجام میفهمد که او یک مغازه گلفروشی باز کرده و با مادربزرگش آنجا کار میکند. چارلی دختر را از پشت شیشه میبیند و وقتی او میخواهد یک سکه به این ولگرد آواره بدهد و آن را به زور در دستش میگذارد، دوست سابقش را که هرگز ندیده بوده میشناسد: «این تویی؟» چارلی با سر تایید میکند: «میتونی ببینی؟» و جواب جز تایید چیز دیگری نیست. فیلم با تصویر دختر در پسزمینه که مردد است و لبخند چاپلین رو به دوربین بسته میشود. این فیلم صامت که 3 سال پس از ورود صدا به عالم سینما ساخته شد، اثری ملودرام است که ترکیبی از احساسات تند و کمدی بزن و بکوب را با هم دارد. روشناییهای شهر به طور باورنکردنی در هیچیک از رشتههای جوایز آن سال اسکار نامزد نشد که این را باید به حساب استقبال و ذوقزدگی اعضای آکادمی در برابر فیلمهای ناطق آن زمان گذاشت.
آرزو پناهی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: