لبنان همواره برای ایران مهم بوده است. پس از انقلاب همواره نام لبنان برای ایرانیها یک واژه آشنا بوده است، اما پرسش اصلی برای برخی از مردم این است که چرا لبنان برای ما تا این اندازه اهمیت دارد؟
اگر بخواهیم به صورت فشرده به این موارد اشاره کنیم یک بخش از مساله به اصول جمهوری اسلامی ایران برمیگردد که در قانون اساسی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. اساس این اصول که در چند ماده نیز تکرار شده، موضوع حمایت از مسائل عادلانه در صحنه بینالمللی و جهانی است. اسلامی بودن نظام جمهوری اسلامی ایجاب میکند که ما نسبت به سرنوشت مظلومان در جهان بویژه مسلمانان بیتفاوت نباشیم و حمایت سیاسی و معنوی خود را از آنها در صحنه جهانی داشته باشیم. بنابراین این اصل مهم قانون اساسی اولین نکتهای را که به ذهن متبادر میکند این است که اکنون عادلانهترین و مهمترین مساله در راستای حمایت از مظلومین چیست؟
خب ما فورا رژیم اشغالگر صهیونیستی را در این زمینه به یاد میآوریم که در منطقه خاورمیانه قرار دارد و مقاومت فلسطین و مقاومت لبنان در حال مبارزه و رویارویی با این رژیم بوده و هستند. این اصل مترقی قانون اساسی وظیفه سنگینی را روی دوش ما گذاشته و ایجاب میکند که اجرای آن به صورت دقیق و به شکلی ظریف و کاملا حساس صورت گیرد زیرا کوچکترین اقدام، مخالفت اسرائیل و حامیانش را برمیانگیزد. بنابراین یک عامل اهمیت به تحکیم و گسترش همکاریها با لبنان به خاطر این است که این کشور در همجواری فلسطین اشغالی و در خط مقدم مصاف و مبارزه با رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار دارد.
در این ارتباط، طبیعی است که تمامی تلاشهای خود را برای حمایت از لبنانیها و فلسطین و فلسطینیها معطوف کنیم و همچنین به عنوان یک کشور مسلمان و براساس قانون اساسی از همه کشورها بویژه کشورهای جهان اسلام بخواهیم که این نقش را به صورت بسیار برجسته و خوب ایفا کنند. نکته دوم اهمیت، به قدرت روابط و همکاریهای فرهنگی ایران و لبنان و زمینههای تمدن و فرصتهای مشترک برمیگردد که از چند هزار سال قبل تا به امروز وجود داشته است. به دلیل روابط گستردهای که در طول تاریخ میان ایرانیها و لبنانیها وجود داشته، ، هم مردم ایران به لبنانیها عشق میورزند و هم مردم لبنان دید بسیار مثبت و خوبی از ایران و ایرانیها در ذهن دارند و همواره نسبت به ایران ابراز علاقه میکنند.
آقای دکتر، مهمترین بحث روز لبنان، موضوع حکم دادگاه بینالمللی ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان است و به طوری که به نظر میرسد آینده لبنان با این موضوع گره خورده است. تحلیل کلی شما از روند این دادگاه چیست؟
کمیته تحقیق این دادگاه از زمان تشکیل دادگاه در سال2007 تاکنون اقداماتی را انجام داده که باتوجه به نحوه عملکرد موجب ابهامات زیادی نسبت به اهداف آن گردیده است و به نظر میرسد صهیونیستها و هم پیمانان آنان در صحنه بین المللی بنا دارند با حربه دادگاه و سیاسی کردن و سوء استفاده از آن استقرار و وحدت ملی لبنانیها را بهم بریزند . یعنی کمیته تحقیق دادگاه با رفتار و عملکردش موجب شده است تا با نگاه خوشبینانه، بر اثر اشتباهاتی که داشته و با نگاه بدبینانه، به دلیل تعمدی که داشته، نزد افکار عمومی، طرفهای مختلف و حتی برخی طرفهایی که خودشان بشدت حامی دادگاه بودند نسبت به هدف اصلی تشکیل آن یعنی حقیقت یابی و شناسایی مجرمان واقعی و مجازات آنان علامت سوال ایجاد شود.بدون تردید جمهوری اسلامی ایران از ابتدا بر کشف حقیقت شناسایی مجرمان، محاکمه و مجازات آنان به دور از هرگونه سیاسی کاری و سوء استفاده تاکید داشته است .
در راستای فعالیتهای کمیته تحقیق 4 نفر از افسران ارشد لبنانی به عنوان متهم در ماجرای ترور آقای رفیق حریری به زندان افتادند اما بعد گفتند که شما بیگناهید و آنها را آزاد کردند یا در بحث سوریه، در همان ابتدا انگشت اتهام را به سوی دولت سوریه گرفتند و بعد خود آقای سعد حریری اعلام کرد سوریه در این زمینه بری است و دمشق را تبرئه کرد، الان هم بر اساس آنچه در رسانه ها منتشر می گردد گفته میشود اگر لایحه اتهامی صادر شود ممکن است انگشت اتهام نسبت به یک یا دو نفر از نیروهای حزب الله نشانه رود. مساله مهم در این خصوص سوءاستفادهای است که اسرائیلیها و همپیمانان آنها از این دادگاه می کنند .
چه سوءاستفادهای؟
ابتدا دادگاه بینالمللی رسیدگی به ترور حریری داشت کار خودش را میکرد تا این که اشکنازی رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد، شهریور ماه قرار است کیفرخواست اتهامی دادگاه صادر شود و در آن عناصری از حزبالله متهم خواهند شد و بعد، منطقه دچار جنگ و آشوب خواهد شد. یعنی آنها به دنبال این هستند که اوضاع لبنان را به هم بریزند تا وقتی صحنه داخلی این کشور خراب شد، آنها بتوانند جنگ خودشان را علیه لبنان آغاز کنند. درواقع، صهیونیستها به دنبال سوءاستفاده از فرصت دادگاه هستند. حتی مجلات لوفیگارو و اشپیگل و دیگر رسانههای غربی نیز مطالبی را در همین جهت نوشتهاند.
آیا این روند برای رژیم صهیونیستی و متحدانش ادامه خواهد یافت؟
بعد از این مسائل که موجب تنش در صحنه لبنان شد، حزبالله به میدان آمد و سیدحسن نصرالله دبیرکل آن جلسات و سخنرانیهای روشنگرانهای در این زمینه داشت. ایشان با ارائه اسناد مستند گفت قراینی وجود دارد که نشان میدهد رژیم صهیونیستی در ترورهای لبنان بویژه ترور رفیق حریری دست داشته است و بعد یک سوال منطقی مطرح کرد...
منظورتان همان موضوع شنود مخابرات لبنان از سوی اسرائیل است؟
بله. این موضوع دو بعد داشت. اول، موضوع هواپیماها و ردیابیهایی که صهیونیستها انجام داده بودند. در این زمینه تصاویر ماهوارهای وجود دارد و همینطور، اسنادی درباره مزدورانی که روزهای قبل از انجام عملیات در خاک لبنان حضور داشتند و بعد آنجا را ترک کردهاند، ارائه شد. حزبالله حتی اسامی این مزدوران رژیم صهیونیستی را آورد و مساله بعدی این بود که در بحث ارتباطات نیز وزیر ارتباطات لبنان به تلویزیون آمد و توضیح داد که این امکان از نظر فنی وجود دارد که هر کس وارد تلفن همراه فردی دیگر شود و بدون این که فرد صاحب تلفن اطلاع داشته باشد به هر کس میخواهد زنگ بزند. علاوه بر اینها، مزدورانی که در زندانهای لبنان هستند نیز اعتراف کردند که چند سال قبل رژیم صهیونیستی کاملا سوار بر مخابرات و ارتباطات و تجهیزات مخابراتی و اتصالاتی لبنان بوده است. علاوه بر همه اینها، اخیرا نیز در مناطق ظنین و باروک، دو منطقه خاص در لبنان، تجهیزات و وسایل شنود جاسوسی رژیم صهیونیستی با کمک ارتش و حزبالله کشف شده است.
در کدام منطقه لبنان؟
رکنآبادی: ما از روند سوری ـ سعودی هم استقبال و هم از آن حمایت میکنیم. ما نه تنها از روند سوری ـ سعودی بلکه از هر روند و تلاش از سوی هر کشوری که باعث برونرفت لبنان از این مرحله شود، استقبال میکنیم
در مناطق جنوبی و بقاع غربی، این تجهیزات در نقاط کوهستانی و در دل کوه در حالی که در میان سنگها جاسازی شده بود، کشف شد. اینها تجهیزات بسیار گستردهای بود که برای پوشش دادن تحرکات لبنانیها مخصوصا ارتباطات مخابراتی آنها فعالیت میکرد.مساله دیگری نیز که مورد تاکید حزب الله است، باز کردن پرونده کسانی است که شهادت دروغ دادهاند.
واکنش گروه 14 مارس در این باره چگونه بوده است؟
واکنشهایی که تا حالا صورت گرفته، در هیات دولت، وزرای حزبالله و همپیمانان آن میگویند باید به این موضوع رسیدگی شود و پیشنهاد آنان این است که موضوع به شورای دادگستری احاله شود تا پرونده را آن شورا بررسی کند. البته ابتدا مطرح شد که خود دادگاه بینالمللی پرونده این موضوع را بررسی کند، اما دادگاه گفت که این موضوع به من ربطی ندارد. خب وقتی دادگاه چنین میگوید چه کسی باید به پرونده رسیدگی کند؟ در نتیجه، حزبالله و همپیمانانش پیشنهاد دادند موضوع در سطح لبنانی و توسط شورای دادگستری پیگیری شود . اما دسته دیگر نظرشان این است که موضوع به شورای دادگستری نرود و در سیستم قضایی لبنان در یک دادگاه عادی و به صورت عادی به موضوع رسیدگی کند.
اینها چه فرقی با هم دارند؟
در صورتی که موضوع به شورای دادگستری برود دیگر قابل استیناف نیست و سریعا و صریحا حکم درباره متهمان و مجرمان صادر خواهد شد، اما در صورت رسیدگی به آن در دادگاه عادی موضوع میتواند مشمول مرور زمان شود و تغییراتی در فاصله زمانی آن رخ دهد. به همین دلیل، نحوه رسیدگی به این موضوع از سوی دولت لبنان همچنان معلق مانده است.
پس تا حالا به نتیجه نرسیده است؟
نه، همچنان موضوع بین درخواست حزبالله و هوادارانش و مخالفان این امر باقی مانده است.
همزمان با این موضوع، به نظر میرسد روند سوری ـ سعودی هم در جریان است؟
بله، روند سوری ـ سعودی هم در جریان است. آن روند، کاری به این مسائل ندارد و راه خود را دنبال میکند. اگرچه در جریان سفر حریری به امریکا گفته شد که این روند به بنبست رسیده اما تلاشها در این زمینه همچنان ادامه دارد.
این روند به طور مشخص به دنبال چیست؟
جزئیات آن معلوم نیست و هنوز کسی از آن خبر ندارد.
ما به عنوان ایران چه نقشی در روند سوری ـ سعودی ایفا میکنیم، دیدگاه ما چیست؟
ما از روند سوری ـ سعودی هم استقبال و هم از آن حمایت میکنیم. ما نه تنها از روند سوری ـ سعودی بلکه از هر روند و تلاش از سوی هر کشوری که باعث برونرفت لبنان از این مرحله شود، استقبال میکنیم. ترکیه و قطر هم یکسری اقدامات و مواضعی در این زمینه داشتهاند. ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران با توجه به نوع روابط خوبی که با سوریه داریم و رایزنیها و تماسهای تنگاتنگی که میان تهران ـ دمشق وجود دارد، در این موضوع ایفای نقش می کنیم. همینطور، با توجه به بهبودی روابط ایران و عربستان سعودی که میتوان گفت کلید آن از لبنان و با ابتکار عملی که با حضور سفیر عربستان سعودی در سفارت ایران رخ داد، زده شد. ما پیشنهاد کردیم جلسات مشترکی داشته باشیم و آن را ادامه دهیم. بعد، ملاقات سفیر سوریه در محل سفارت با ما بود که منتج به نشست سهجانبه سفرای ایران، سوریه و سعودی شد. در این ارتباط، الحمدلله تماسهای جمهوری اسلامی ایران با عربستان سعودی در سطوح مختلف انجام و تاکنون نتایج خوبی داشته است. در همین راستا تماسهای مفید و اثر گذار دکتر احمدینژاد با پادشاه سعودی و همچنین پیگیریهایی که در سطح وزرات خارجه با مسوولان سعودی و برخی کشورهای عربی دیگر از جمله اردن بهعمل آمده است. همه اینها در بهبودی روابط ایرانی ـ عربی بخصوص روند سوری ـ سعودی تاثیر داشته است.
در این زمینه، دیدگاه جریان 14 مارس چیست؟ آیا از دادگاه بینالمللی حمایت میکند یا به روند سوری ـ سعودی معتقد است؟
الان همه روند سوری ـ سعودی را قبول دارند. میخواهند مشکل حل شود. ما هم همواره خواستار شناسایی حقیقت و اجرای عدالت، شناسایی مجرمان و محاکمه و تنبیه آنان به اشد مجازات هستیم، ولی به دور از سیاسی کردن پرونده.
محمدرضا نادری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم