در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و روزگار ظهور، زیباترین و خوشترین روزگاریست که انسان و جهان، میتوانند به خویشتن دید.
روزگار ظهور، باران یکدست و یکنواخت و یکپارچهایست که بین بزرگ و کوچک، هیچ فرقی نخواهد نهاد.
روزگار ظهور، یک «زمان جهانی»ست. روزگار ظهور، یک «زبان جهانی»ست ...
روزگار ظهور، «فصل پنجم» عمر و عصر انسان، در جهان و دنیاست:
فصلی، که شبیه هیچ فصلی نیست / فصلی صادقانه و، صمیمانه و، نوبرانه / فصل پنجم / فصل ظهور...
ظهور کسی که مثل هیچکس نیست؛ در فصلی که شبیه هیچ فصل نیست! ...
***
انتظار، زندگی ماست. انتظار، همه وجود منست؛ انتظار، همه وجود شماست؛ و زبان و ادبیات انتظار، آهنگ اقتدار و استواری و امید و پایداری انسان، و جهانیست که درآنیم.
انتظار، آینده فراگیر انسان و جهانست. انتظار، مال هیچکس نیست؛ مال همهست؛ و آینده جهان، به آنانی بیشتر میرسد، که خود ـ خویشتن ـ به شایستگی و صلاحیت بیشتری رسیده باشند: ان الارض یرثها عبادی الصالحون سوره انبیا/ آیه 105]
این سرزمین «زمین»، به آنانی بیشتر خواهد رسید، که صلح و صلاح و صلاحیت ریشهدارتری داشته باشند! یک انسان منتظر، سرشار از شادابی، نشاط، سرزندگی و تازگی و تناوریست.
کسی که منتظر است، همه اوقاتش، بخوبی و خوشآیینی میگذرد.
کسی که منتظر است، کارها را، به امید دیگران، رها نمیکند.
وقتی که برکتهای بهاری، در آب و هوای تازه امید و اشتیاق ظهور، دستان مهربانی و عاطفه خویش را، بر سر خاک میکشد ـ دیگر، هیچ جایی نمیماند که سبز نروییده باشد!... از دست هیچکس، به تنهایی، کاری ساخته نیست. این خاک، «خانهتکانی» میخواهد... یا علی!
ابوالقاسم حسینجانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: