در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اگر از این موضوع بگذریم، اتفاقا داستان فیلم داستانی واقعگراست و طبقه اجتماعیای را به تصویر میکشد که در عین کثرت و فراوانی، معمولا نادیده گرفته میشوند؛ طبقهای که نه سنتیاند و نه مدرن. طبقهای که روستایی نیستند و در شهر زندگی میکنند ولی سهم چندانی از مدنیت ندارند: نهدر دانشگاه جایی دارند و نه از منورالفکری چیزی میدانند. اهل کتابخوانی نیستند. هنر را به معنای سینما میدانند و سینما را در فیلمهای بروسلی و ملودرامهای هندی میفهمند. از ورزش هم فقط فوتبال را میشناسند و از فوتبال هم صرفا بوق آن به آنها رسیده است.
در ابتدای فیلم و با ورود نادر ـ مهدی هاشمی ـ به خانه عفت، معلوم میشود خانواده عفت دچار فقر است و اعضای خانواده امید دارند که نادر مشکلات آنها را مرتفع کند. اما پس از اینکه به لطف کلیهسازی نادر، پول بادآوردهای به خانواده تزریق میشود، مشکلات اصلی سربرمیآورد. پسر بزرگ خانواده به فکر ازدواج مجدد میافتد، دختر کوچک خانواده از نامزدش جدا و جذب خیابان میشود و در نهایت در حالی که خانواده منتظر تولد یک نوزاد و آغاز زندگیای تازه است، با مرگی تلخ مواجه میشود. «هیچ» به زیبایی مشکل اصلی این خانواده و به طور کلی طبقهای را که از آن یاد کردیم نمایش میدهد: فقر فرهنگی. طبقه اجتماعی مبتلا به این معضل، شاید بداند چگونه با نداری بهگونهای سرکند ـ همانطور که عفت در یکی از دیالوگها میگوید: «موقعی که هیچ چیز نداشتیم انگار همه چیز داشتیم» ـ ولی نمیداند با داراییاش چه کند، از فرهنگ و ارزش بیاطلاع است، به بهانه غیرت، به زنانشان اجازه ورزش و حضور در زمین ورزش را نمیدهند، ولی مادرشان را برای دلاکی روانه خانه بیگانگان میکنند. به خاطر مقرری ماهی 400 هزار تومان نادر، با ازدواج مادرشان با او موافقت میکنند و وقتی این مقرری زیر سوال میرود، چنان با عربده و رگ گردنِ بیرون زده به سمت مادر حمله میکنند که گویی درد ناموس دارند.
«هیچ»، یک فیلم اجتماعی و واقعگراست و طبقهای را زیر ذرهبین برده که در جوامع شهری ما در عین حاشیهای بودن، به علت کثرت جمعیتشان، تاثیرگذارند.
حسین شقاقی / گروه اندیشه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: