به عبارتی شعر تقویزاد بیش از آن که حاصل رخدادهای فرمی و زبانی باشد نتیجه نگاه خلاق و جستجوگر او و آشناییزداییهای مضمونی است که در کنار ایماژهای سرشار از طبیعت، زیبایی وحشی و رهایی را به نمایش میگذارد، اما گاهی بیتوجهی فراگیر او به زبان، همه آن تلاشها را یکباره بر باد میدهد.
امروز و در «آیینههای روبهرو» میزبان چند شعر از تقویزاد هستیم.
تلقیحمن حاصل
تلقیح مصنوعی بهار
در یک قطعه سنگم!
حالا
شعرهایم را در گونی کنفی میریزم
به هر کس میرسم
لبخندی میزنم
و شعری را 2 دستی به او تقدیم میکنم!
در تمام شعرهایم اما
نام تو جاریست
حرفه من
انتشار اردیبهشت است
اندوهدیشب
اندوه
آدرس خانهات را پرسید
گاهی دروغ
چه حادثه شیرینی است!
زندگیشانه به شاخه خرمالوها
قد کشیدم
زندگی
طعم نارنجی گسی دارد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم