آینه‌های روبه رو

چند شعر از مجتبی تقوی‌زاد

مجتبی تقوی‌زاد از شاعران جوان و خوش ذوق گیلانی است؛ شاعری که تجربه انتشار یک کتاب «لهجه‌ات به رنگ اطلسی» را در کارنامه فرهنگی خود دارد. شعر تقوی‌زاد را می‌توان در گروه اشعاری قرار داد که ریشه در جغرافیای زندگی شاعر دارند، شاعری که حرفه‌اش را «انتشار اردی‌بهشت» معرفی می‌کند و البته کمی ‌در انتشار این مضمون‌ها و روایت‌های اردی‌بهشتی وسواس لازم را از نظر زبان و فرم ندارد.
کد خبر: ۳۸۱۲۸۸

به عبارتی شعر تقوی‌زاد بیش از آن که حاصل رخدادهای فرمی ‌و زبانی باشد نتیجه نگاه خلاق و جستجوگر او و آشنایی‌زدایی‌های مضمونی است که در کنار ایماژهای سرشار از طبیعت، زیبایی وحشی و رهایی را به نمایش می‌گذارد، اما گاهی بی‌توجهی فراگیر او به زبان، همه آن تلاش‌ها را یکباره بر باد می‌دهد.

امروز و در «آیینه‌های روبه‌رو» میزبان چند شعر از تقوی‌زاد هستیم.

تلقیح

من حاصل

تلقیح مصنوعی بهار

در یک قطعه سنگم!

حالا

شعرهایم را در گونی کنفی می‌ریزم

به هر کس می‌رسم

لبخندی می‌زنم

و شعری را 2 دستی به او تقدیم می‌کنم!

در تمام شعر‌هایم اما

نام تو جاریست

حرفه من

انتشار اردی‌بهشت است

اندوه

دیشب

اندوه

آدرس خانه‌ات را پرسید

گاهی دروغ

چه حادثه شیرینی است!

زندگی

شانه به شاخه خرمالو‌ها

قد کشیدم

زندگی

طعم نارنجی گسی دارد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها