چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

خانه کودکی‌ام را درهم کوبیدند

رسول نجفیان یکی از چهره‌های صاحب نام تئاتر، سینما و تلویزیون است که همه ما با لحن گرم و صمیمی او در برنامه‌های تلویزیونی آشنا هستیم. او سال 1330 در تهران متولد شد و سال 1356 موفق شد در رشته روان‌شناسی از بخش علوم تربیتی مدرسه عالی پارس، فارغ‌التحصیل شود.
کد خبر: ۳۸۱۱۷۴

نجفیان بازی در تئاتر را از سال 1348 آغاز کرد و برای اولین بار با فیلم «صف» به کارگردانی علی‌اصغر عسگریان در سال 1363 جلوی دوربین سینما قرار گرفت. او سال‌ها در تلویزیون به بازی در نمایش‌ها ادامه داد و چندین تله‌تئاتر برای تلویزیون کارگردانی کرد. اما آنچه باعث می‌شود نام او در ذهن مخاطبان تلویزیون باقی بماند، کماکان بازی شیرین و روان اوست. دزد عروسک‌ها، آهوی وحشی، مسافر ری، رعنا و... از جمله کارهای اوست.

این هنرمند در عرصه موسیقی هم چندین آلبوم منتشر کرده است. «بی‌بی‌جان» با قطعه معروف «رسم زمونه»، مهم‌ترین اثر موسیقایی نجفیان است که از پرفروش‌ترین آلبوم‌های 2 دهه اخیر به شمار می‌آید. علاوه بر آن الفبا را با شعر و موسیقی بیاموزیم، حسن کچل، پینوکیو و ذوالجناح می‌آید... و بی‌سوار از دیگر آثار موسیقایی این بازیگر باسابقه است.

او از مهم‌ترین اتفاق زندگی‌اش چنین می‌گوید: سال‌ها پیش لطف الهی شامل من شد و من ترانه رسم زمونه را ساختم که این ترانه در قلب مردم جا گرفت و مورد استقبال واقع شد و همین اتفاق سبب شد تا زندگی هنری من دگرگون شود و اتفاقات خوب بعدی را به دنبال داشته باشد.

این ترانه مختص یک شب و یک ماه نبود بلکه حاصل سال‌ها تجربه و اتفاقات زندگی من بود. من در تمام سال‌های زندگی به قدری تحت‌ تاثیر از دست دادن‌ها قرار گرفته بودم که این شعر را ساختم. من دوران کودکی و نوجوانی‌ام را در محله عزیزخان تهران گذراندم در کنار همسایگان مهربانی که اکثرا مسیحی و از اقلیت ها بودند. سال‌های سال عادت داشتم که به این منطقه می‌رفتم و خانه کودکی‌هایم را می‌دیدم و کاهگل‌های آن خانه را بو می‌کردم و یاد دوران کودکی و خانواده‌ام را اینچنین زنده می‌کردم. یک‌بار که از سفر خارج برگشتم و رفتم که کاهگل‌های آن خانه را بو کنم، دیدم آنجا را درهم کوبیده‌اند و دیگر خبری از آن بنا نیست. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و این شعر را سرودم؛ البته شعر برای خودم بود و هیچ وقت برای کسی آن را نخوانده بودم تا این‌که یک شب در یک برنامه زنده تلویزیونی که من مجری بودم، مهمان برنامه نیامد و من هم که مجبور بودم برنامه را اداره کنم رو به دوربین کردم و به ببینده‌ها گفتم می‌خواهم شعری را برای شما بخوانم و بعد آن را برایتان تفسیر کنم.

شعر رسم زمونه را جلوی دوربین خواندم که بعد از پخش آن افراد زیادی سراغم آمدند که در نهایت به کمک آقای حمید صدری و دکتر معظمی این ترانه به صورت سی‌دی بی‌بی‌جان ضبط شد و به بازار آمد.

خیلی خوشحالم که با گذشت بیش از 15 سال از این اتفاق، هنوز خیلی‌ها این ترانه را دوست دارند و من را با این ترانه می‌شناسند. حتی در مناطق دورافتاده کشورمان که دسترسی به تلویزیون برایشان سخت است، من مردمی را دیده‌ام که ترانه رسم زمونه را می‌شناختند یا حتی ایرانیان خارج از کشور. معتقدم همه اینها فقط و فقط لطف الهی بود که شامل حال من شد.

گفت‌وگوها: سولماز خیرخواه و پویا امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها