بله میشود لذت نبردن از نور ستارهها را گردن آلودگی نوری گذاشت که انگار در هیچ زندگی شهری گریزی از آن نیست، اما سهم خودمان را در این تقصیر به گردن دیگران نیندازیم. کدام یکی از شما تا به حال به سرش زده که برای یک شب هم که شده از خانه و زندگیاش دل بکند و با یکی از تورهای مخصوص رصد ستارهها راهی کویرشود؟ یا دل به شبهای بیسقف دشت و دمن بدهد؟
حتما میدانید چرا کویر را برای این کار انتخاب میکنند. دلیل ساده این امر نبودن آلودگی نوری در مناطق کویری است. جایی که پای هیچ کامیون حمل تجهیزات و دکلهای برقکشی به آنجا باز نشده باشد.
در واقع در یک رصد آماتور، آن هم با تلسکوپ شخصی خودتان حتی اگر از پشت بام یک برج بلند هم باشد، باز هم مزاحمتهای نوری مانع دیدن آنچیزی که باید ببینید میشوند. درواقع رصدخانهها یا مکانهایی که برای رصدهای آماتوری در نظر گرفته میشود، در مکانهایی واقع میشوند که بتوان به انواع مختلفی ورود و نفوذ نورهای آزاردهنده را محدود کرد.
آلودگیهای نوری را میتوان در دستهبندیهای مختلف جا داد. نورهای کمبازده، آزاردهنده، استفاده افزون بر نیاز یا غیرمنطقی و نورهای پراکنده و در هم و برهم. نمونه نورهای کم بازده مثل نور کمسوی چراغهای کوچه یا لامپی که بر سردر خانه همسایه روشن است، اما نورهای آزاردهنده که یکباره و با هجوم، خودشان را به شبکیه چشم وارد میکنند هم نوع دیگری از آلودگی نوری هستند که میتواند آسیبهای جدی به بینایی آدم وارد کنند. مثل این که در یک تاریکی مطلق یکباره نوری از ناکجاآباد با شدت هزاران ولت به سر و صورتتان ببارد.
البته آلودگی نوری در یک فضای بسته این امکان را میدهد که با خاموشکردن یکی دو لامپ اضافی فضا را به حالت عادی برگردانیم، اما تصور کنید که نورهای خیرهکننده بیلبوردهای تبلیغاتی را وسط جاده در یک شب آرام بیستاره که از پشت پیچ کوهی به یکباره به سمتتان هجوم میآورد. برای کنترل این نورهای آزاردهنده چه باید کرد؟ در بسیاری از کشورهای پیشرفته برای آن که مانع استفاده بیش از نیاز و غیرمنطقی از نور شوند استانداردهای سختگیرانهای را برای محدودکردن روشنسازی در فضاهای باز تعیین کرده و به اجرا گذاشتهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم