پرواز‌ با‌ کتاب

یک بار‌دیگر زندگی

کد خبر: ۳۸۰۷۸۸

آن روزها که دوران نوجوانی را پشت سر می‌گذاشتم، خیلی به عمق این گفته پی نبردم. حتی با خودم گفتم: مگه می‌شه؟ نه؛ اگه آدم یه بار دیگه فرصت زندگی پیدا کنه، حتما درست و مستقیم می‌ره. یه طوری که از بیشترین فرصت‌ها استفاده کنه و با کمترین مشکلات روبه‌رو بشه.

حالا که سال‌ها از آن روز و از زندگی من می‌گذرد؛ می‌بینم پاسخ به این سوال که «اگر می‌توانستیم زندگی را از نو آغاز کنم، چه می‌کردم؟» شاید در ابتدا ساده به نظر برسد، اما چندان هم سهل نیست.

شما هم قدری به آن فکر کنید. با همین آموخته‌هایتان از زندگی، با همین داشته‌ها، با همین تجربه؛ اگر یک بار دیگر فرصت زندگی داشته باشید، چه می‌کنید؟ شاید در وهله اول چیزی به ذهن نرسد، شاید هم به موارد متعدد یا حتی متناقضی بیندیشید.

من که فکر می‌کنم مانند همان موضوع «علم بهتر است یا ثروت» انشاهای دوران مدرسه است.

اما به هر حال، رضا سلیمانی کار جالبی انجام داده است. او این موضوع را روی سایتی قرار داده و از همه آنها که دوست داشته‌اند، خواسته در مورد آن داستان کوتاهی بنویسند، بعد از مدتی هم داستانک‌ها را با نام و نشانی‌ای از نویسنده‌ها چاپ کرده است.

با هم قسمتی از یکی از آنها را بخوانیم.

*‌*‌*‌

این فکری بود که از سر دخترک گذشت. اینو گفت و دفتر نقاشیشو باز کرد. دفتر نقاشیش سفید بود.

آروم زیر لب گفت: حالا یه دنیا می‌کشم، یه دنیای جدید، یه زندگی جدید.

مداد رنگی‌هاشو ریخت کنارش و چشاشو واسه چند لحظه بست و بعد شروع کرد به کشیدن.

یه خونه کشید، درست مثل خونه خودشون با همون گلا و همون اتاقش، حتی عروسکاشم کشید. بعد شروع کرد به کشیدن مامانش.

با خودش گفت: حالا که مامان همیشه اشک توی چشاشه... بذار توی این دنیا از ته دل بخنده.

حالا نوبت کشیدن باباش بود.

با خودش گفت: بذار باباییم توی این دنیا هیچ چروکی رو پیشونیش نباشه.

حالا باید خودش رو می‌کشید. با خودش گفت: من همین جوری زندگیمو دوست دارم، ولی کاش هنوزم موهامو داشتم. کاش این قدر درد نداشتم. بعد یه فکری به ذهنش اومد.

خودم رو هم با موهای بلند می‌کشم.

هر قسمت از موهاشو که می‌کشید، برق عجیبی توی نگاهش می‌نشست.

بالاخره کار کشیدن نقاشی تموم شد. دفترش رو با دقت نگاه کرد. می‌خواست چیزی از قلم نیفته.

دستاش خسته شده بودن. با خودش گفت: ساختن یه دنیا هم سخته‌ها!

اما در عوض حالا 2تا دنیا داشت؛ یه دنیای کاغذی که تو دستاش بود و یه دنیای واقعی که دخترک رو به آغوش کشیده بود...

روی تختش دراز کشید و دنیای کاغذیشو بغل کرد و به خواب رفت.

یه خواب دید، یه خواب قشنگ، درست مثل دنیای کاغذیش.

توی خواب دید که مامانش با لب پر از خنده، موهاشو شونه می‌کنه و واسش شعر می‌خونه. باباییش هم با یه بسته پر از خوراکی‌های جورواجور اومده خونه. خودش هم با صدای بلند می‌خنده و دیگه هیچ دردی نداره.

با صدای خدایا شکرت و با صدایی که با خنده و گریه قاطی شده بود از خواب بلند شد. مامانش با فریاد شادی به طرفش دوید و دخترکش رو بغل کرد. پدرش با یه جعبه پر از شیرینی وارد اتاق شد... انگار توی اون لحظه نه تنها اون بیمارستان، بلکه تمام دنیا واسه شادی اونا جشن گرفته بودن.

بارون می‌اومد. دخترک نمی‌دونست چی شده! می‌دونست خواب نیست اما...

مامانش بازم گریه می‌کرد اما دخترک با خودش گفت: چرا مامان گریه‌هاشو از من قایم نمی‌کنه؟ چرا وسط گریه‌هاش می‌خنده؟

دفتر نقاشیشو باز کرد و رفت سراغ نقاشیش...

اما نه؛ صفحه سفید بود؛ سفیدِ سفید.

با خودش گفت: من خودم کشیدمش؛ من اون
دنیا رو کشیدم؛ پس چی شد؟ کجا رفت؟... .

*‌*‌*‌

شما در این مجموعه با آثاری از جوانانی آشنا می‌شوید که اغلب بار اول است که می‌نویسند؛ پس درگیر نکات ادبی و فرم و... نیستند؛ آنها دیدگاه خود را نوشته‌اند و شما را با 22 نوع «زندگی دوباره» آشنا می‌کنند.

رضا سلیمانی در مقدمه کتاب، نشانی یک صندوق پستی و یک ایمیل را هم داده تا او را برای پیمودن این راه راهنمایی کنیم. او می‌خواهد این کار را ادامه دهد.

بعد از خواندن این کتاب، به یقین شما هم به زندگی خود، لحظات شاد و غمگینش و این که اگر فرصتی دوباره داشتید، چه می‌کردید؟ فکر می‌کنید.

نام کتاب که قدری هم طولانی به نظر می‌رسد، این است: «اگر می‌توانستم زندگی را از نو آغاز کنم، چه می‌کردم؟»

رضا سلیمانی مطالب را جمع‌آوری و تصحیح کرده و نشر پنجگاه هم در تابستان امسال آن را به چاپ رسانده است.

شمارگان کتاب‌ 3000 نسخه و قیمتش هم 3000 تومان است.

قابل توجه ناشران محترم

ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روان‌شناسی کودک‌، رمان‌های خانوادگی و ... کتاب‌های تازه‌ای به بازار‌ روانه کرده‌اند‌ می‌توانند 2 نسخه از کتاب‌های خود را برای معرفی‌ به نشانی تهران- بلوار میرداماد‌- جنب مسجد الغدیر - روزنامه جام جم - ضمیمه چاردیواری، قسمت « پرواز با کتاب» ارسال کنند.

کورش اسعدی‌بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها