‌بایوشاک 2 - خلوتگاه مینروا

تولیدکننده: 2K Marin ناشر: 2K Games ژانر: علمی‌ - تخیلی‌/‌ تیراندازی اول‌شخص
کد خبر: ۳۸۰۵۶۲

قصه‌های به‌یادماندنی، در بازی‌های تیراندازی اول‌شخص، امری کاملا غیرمعمول است. این یکی از دلایلی است که سری بایوشاک خوب در آن می‌تواند خودی نشان دهد و شاید مهم‌ترین دلیل بازی کردن این بسته برای بایوشاک? باشد. کسانی که 800 امتیاز مایکروسافتی یا 10 دلار پول داشته باشند، می‌توانند این بازی را دانلود کنند. خلوتگاه مینروا، عنوان این افزونه الزامی برای علاقه‌مندان به این ویرانشهر زیر آب به‌نام رپچر است. فروکش عمدی و جریان بایوشاک2به‌طور کامل در خروجی این بازی خودش را به‌شکل نواحی کشف نشده نشان می‌دهد. تنش موجود در درگیری‌هایی که در این بازی رخ می‌دهد، به‌طور کامل حس کردنی است. در حالی که خلوتگاه مینروا با ضرباهنگی حلزونی و آشنا شروع می‌شود، به ماجرای انتقامگیری پر زد و خورد و استثنایی بدل می‌شود که حتی ساعت‌ها بعد از بیرون آمدن از اقیانوس اطلس و بازی، ذهن شما را مشغول به‌خود نگه می‌دارد.

وقتی برای نخستین‌بار بازی خلوتگاه مینروا را آغاز می‌کنید، یک هارمونی آشنا نواخته می‌شود. شما یک بابابزرگ به‌اصطلاح «هدف سیگما» هستید. صدای یک پشتیبان که هیچ وقت دیده نمی‌شود، راهنمای شما برای گذر در رپچر است. این صدا متعلق به چارلز پورتر است که در نبرد با دشمن خود رید وال به‌سر می‌برد. ریدوال مسوول کنترل هوش مصنوعی موجود در رپچر به‌نام اندیشمند (تینکر) است. چیدمان عناصر را در سری‌های قبلی نیز دیده‌ایم: صدای پورتر شما را از یک هدف به هدف دیگر راهنمایی می‌کند و کمک می‌کند تا پلاسمیدهای اصلی داستان را کشف‌ کنید. به‌محیط‌های جدید می‌روید و دست آخر به مقصد نهایی خود خواهید رفت. حضور راوی نه در ساختار بلکه در طبیعت اصلی بازی نیز احساس می‌شود. رید دشمن قانعی به‌نظر نمی‌رسد، اما پورتر شخصیت موقری دارد و گاهی اوقات نیز حساسیت زیادی به ماجرا می‌دهد، شاید بهترین بخش صداگذاری بازی، حضور پرهیجان پورتر به‌عنوان راهنما باشد.

او به موضوعاتی چون نژادپرستی و ارتباط بین انسان و ماشین اشاره می‌کند و بخش‌هایی که همسر سابق دوست‌داشتنی او در قصه وجود دارد، تغییر لحن صدایش بی‌نظیر است. پایان‌بخش بازی نیز به‌طور کامل غافلگیرکننده است و از نظر پلات داستانی و تماتیک بازی نسبت به نسخه‌های قبلی بایوشاک به‌طور کامل یک انقلاب محسوب می‌شود. قطعه موسیقایی انتهایی بازی نیز نقطه‌ای پر معنا به داستانی است که قابل پیش‌بینی آغاز شده بود و آن را تبدیل به یک بسته به‌طور کامل خاص می‌کند.

رویدادهای این بازی در زمان بایوشاک2رخ می‌دهد، بنابراین با بسیاری از دشمنان، سلاح‌ها و پلاسمیدهای موجود در بازی اصلی مواجه خواهید شد. هر چند که اضافه‌هایی همانند لیزر آیونی که بسیار هم مفید است وجود دارند. این تفنگ به‌صورت مداوم انرژی را به سوی قربانی‌تان می‌فرستد و آن را از پا در می‌آورد. ضرباهنگ بازی عالی است و هیجان بیشتری نسبت به بایوشاک2دارد و بخش‌های اتمسفریک اکتشافی بازی قبلی را ترک و به‌جای آن صحنه‌های پرآدرنالین نبرد علیه بابابزرگ‌ها و خواهرکوچک‌ها به‌پا کرده است. اجساد پناه‌یافته به ADAM نیز در نقاط بسیار هوشمندانه‌ای قرار داده شده‌اند که حفاظت از خواهر کوچک‌تان در مقابل حملات سریع‌شان را دشوار می‌کند. هر چند که این حملات سریع آنقدر راه در رو باقی می‌گذارند که بتوانید ضدزمینی‌های کوچک و تله‌های ضد نفر را به‌عنوان جایزه این همه دردسر سر راه خود نصب کنید. نبرد رودررو با خواهر بزرگ هنوز ترسناک است و جلوه‌های صوتی ناهنجار و موسیقی پرهراس آن لحظات به‌حضورشان ابهت بیشتری می‌بخشند. حتی دشمنان استاندارد و ساده نیز خسته‌کننده نیستند. دشمنان جدید حیوان‌هایی هستند که همچون آتش می‌درخشند و آوار و آشغال به‌سویتان پرتاب می‌کنند، گروه دیگری نیز هستند که پوشیده شده‌اند و بابابزرگ‌های جدید نیز به‌اندازه کافی خطرناک هستند که با توپ‌هایی که حمل می‌کنند شما را کور کنند. اگر از همه اینها نیز جان سالم بدر بردید، باز هم باید مواظب هودینی‌های تله‌پورت‌کننده باشید که مثل سگ دنبالتان می‌کنند تا از پای دربیایید.

هر چند که گاهی ممکن است یاد صحنه‌هایی بیافتید که قبلاً آنجا بودید و آن کار را کرده‌اید، اما اتمسفر فوق‌العاده بازی باعث می‌شود این آشنایی توی ذوق نزند. وقتی وارد یک ناحیه صنعتی می‌شوید، دود موجود در فضا و نور شدید قرمز طوری است که ناخودآگاه آدم احساس گرما می‌کند. در ناحیه‌ای دیگر، وقتی با اجساد یخ‌زده و کریستال‌های یخ در حال سقوط مواجه می‌شوید، احساس قلقلک سرما خواهید کرد. همچنین سفری کوتاه به اعماق اقیانوس باعث می‌شود مهلتی در سکوت پیدا کنید که با نبرد بعد از آن پارادوکس فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند. اتمسفر، داستان و سختی نبردها هنگامی به‌اوج می‌رسد که در نبردی به‌طور کامل عصبی با چندین دشمن قوی روبه‌رو خواهید شد که از نقاط مختلف به‌سمت شما می‌آیند و تنها شانس موجود این است که از پلاسمیدهای جمع‌آوری شده استفاده کرده و تفنگ‌ را ارتقا داد و اینجاست که می‌فهمیم طراحی مراحل در بایوشاک2واقعاً در بهترین حالت ممکن است: ترس از عدم راه فرار، هر چند که فضا به‌اندازه‌ای کافی است که بتوان میان دشمنان استوار خود مانور دهید و آنها را از پا در بیاورید. تنش در آخرین سطح خود قرار دارد هر چند هیچ وقت به آن سطحی نمی‌رسد که از بازی زده شوید.

خلوتگاه مینروا میزبان چند نقطه کلیدی بایوشاک2است. همواره یکی دو درون (Drone) اطرافتان وجود دارند که امنیت‌تان را تضمین کنند. اما یکی از مشکلات بازی این است که درست هنگامی که می‌خواهید آنها را تعمیر کنید، از دسترستان خارج می‌شوند. تصاویر پس‌زمینه تیپیک بایوشاک ممکن است گاهی اوقات آدم را از مسیر اصلی منحرف کند، اما بسته به این‌که چقدر دقیق به اشیای اطراف خود نگاه کنید، می‌توان از این موضوع چشم‌پوشی کرد. می‌توان به آخرین قصه داستان بایوشاک، پایانی فلسفی در عین حال وحشت‌زده به دیده مثبت نگریست. کمتر بازی مثل بایوشاک دارای دیدگاه سیاسی - اجتماعی است. بایوشاک2: خلوتگاه مینروا این قالب‌ها را با گرمی و انسانیت نشان می‌دهد و نوستالژی پورتر را با انجام این بازی خوب می‌توان درک کرد که اگر رپچری وجود نداشت چه اتفاق‌های مثبتی رخ می‌داد.

محمدرضا قربانی

منبع:‌GameSpot

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها