در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«خانه کاغذی» از جمله آثار پلیسی ـ معمایی است که این روزها به قلم حامد افضلی و رویا خسرونجدی و به تهیهکنندگی اسماعیل عفیفه درحال تولید است.
رویای کسب ثروت
تلهفیلم «خانه کاغذی» روایتگر قصه دزدی از طلافروشی است که طی این دزدی 3 خانواده با وارد شدن جواهرات در زندگیشان دچار یکسری مشکلات و دردسرهایی میشوند. در اصل میتوان گفت «خانه کاغذی» به نوبه خود قصه پررمز و رازی را در 3 داستان موازی و در 3 مقطع زمانی به تصویر میکشد.
به گفته محمود معظمی (کارگردان این اثر) «تلهفیلم «خانه کاغذی» در حقیقت رویاها و آرزوهای جوانان برای ثروتمند شدن است. خانهای که تا ابد پایدار نیست و روزی میسوزد و خاکستر میشود.»
تاکنون فیلمهای زیادی با موضوع حرص و طمع پایانناپذیر انسان در برابر پول ساخته شده است. محمود معظمی نیز با الهام از این مضامین داستان «خانه کاغذی» را پیش میبرد.
با نگاهی به پرونده کاری معظمی میتوان دریافت جزو معدود کارگردانهایی است که در حین جوانی در اغلب ژانرها تجربه کارگردانی داشته جز ژانر پلیسی!
تلهفیلم «خانه کاغذی» اگرچه یک تجربه جدید در ساخت ژانر پلیسی ـ معمایی برای او محسوب میشود، اما با شناختی که از او داریم در هنگام ساخت اثرش به موفقیت ساخته خود فکر میکند. محمود معظمی کارگردان تلهفیلم «خانه کاغذی»میگوید: «متن «خانه کاغذی» مدت زیادی توسط حامد افضلی و رویا خسرونجدی زیر نظر آقای عفیفه کار شد. آقای عفیفه نیز در کارهایشان وسواس زیادی به خرج میدهد. او به حرکت درست و منطقی توجه زیادی دارد و در تلاش است درام به درستی طی شود. معتقدم این حساسیتها نقطه قوت تلهفیلم «خانه کاغذی» که اولین کار پلیسی ـ معمایی من محسوب میشود، است. درواقع امیدوارم کار قابل قبولی را برای مخاطب ارائه دهم.»
وقتی از معظمی میپرسیم در این تلهفیلم هم سعی دارید مثل شاید برای شما هم اتفاق بیفتد مفاهیم اخلاقی را در لابهلای قصه به بیننده انتقال دهید در جواب میگوید: «این تلهفیلم با تنیده شدن سه قصه در دل هم پیش میرود و کلید تمام این ماجراها و قاتل اصلی به دست سرگرد صبا پیدا میشود. در این فیلم بیشتر به خود محتوای قصه و ماجرا میپردازیم. در این تله بیشتر تصمیمگیری برای رسیدن به اهداف با گذر از راه درست یا نادرست را شاهد خواهیم بود. پیام این داستان این است که از هر راهی نمیتوان پولدار شد و به آرزوها دست یافت. در اصل تماشاگر با دیدن این فیلم خود به خود به این نتیجهگیری کلی دست پیدا میکند و نیازی نیست کمکم و هدفمند پیاممان را به بیننده انتقال دهیم. همچنین آدم منفی داستان را منفی صرف در نظر نگرفتیم، چراکه منفی بودنش بر اثر زایش شرایط و به خاطر اشتباهات و غفلتهای اوست که احساس ندامت میکند و بازهم در پایان داستان شاهدیم بازنده اصلی همان آدمی است که تمامی این خلافها را انجام داده و به نقطه صفر و نابودی رسیده است.»
آخرین وداع در کوهستانهای شمال تهران
تصاویر لوکیشن پایانی در شمالیترین نقطه تهران نزدیک به کوهها در حال ضبط است. این لوکیشنآخرین وداع سرگرد صبا (با بازی مهدی سلطانی سروستانی) با خانوادهاش در آخرین مکان تفریحی آنهاست که با فلاشبکی در خیال صبا شکل میگیرد. پروانه (شهنوش شهباززاده) و پیمان (شادمهر رستمی) پشت به دوربین در نوک کوهی ایستادهاند و به دستور کارگردان دوربین به آنها نزدیک میشود. آنها رو به دوربین میچرخند و لبخند میزنند. پیمان دست مادرش را میگیرد و باهم در افق دور میشوند. در نمای بسته صورت صبا در حالی که اشک در چشمانش جمع شده را میبینیم که به آهستگی دوربین از او دور میشود.
بعد از اتمام این پلان با مهدی سلطانی سروستانی گفتوگویی کوتاه انجام میدهیم.
سروستانی را بیشتر با نقش حاج بهزاد سریال «در مسیر زایندهرود» به یاد داریم؛ او چندی پیش در تلهفیلم «بازجویی در کافه تهران» نقش سروان کاویانی از ماموران اداره آگاهی، پیگیر ماجرای قتل مشکوکی را ایفا میکرد.
این بار نیز در تلهفیلم «خانه کاغذی» نقش سرگرد اداره آگاهی در بخش قاچاق طلا و عتیقهجات را با گریمی تقریبا شبیه کاراکتر قبلیاش بازی میکند. به گفته خودش سنش جوانتر از گریمی است که از او شاهدیم. «سرگرد صبا آدمی است که قربانی وظیفهشناسی خودش شده و قاچاقچیها او را تهدید کردهاند. بیتوجهی او به تهدیدات خلافکاران باعث میشود همسر و فرزندش را بر اثر تصادف از دست بدهد.» این را سروستانی میگوید و ادامه میدهد: «این لوکیشن در اصل پیکنیک من با خانوادهام است. اینجا قرار است آخرین دیدارم با آنها انجام شود. خانوادهام تصمیم دارند به مسافرات بروند و من بر اثر شرایط کاری نمیتوانم آنها را همراهی کنم. متاسفانه در مسیر سفر تصادف میکنند و میمیرند.»
مهدی سلطانی سروستانی که از سابقهداران عرصه تئاتر است، تاکنون بازیهای متفاوتی را از او در تلویزیون شاهد بودیم. با کمی ریزبینی در نوع بازی او میتوان به خلاقیت و تکنیکهای کلامی او پی برد. سلطانی درخصوص ایفای کاراکترهایش میگوید: «قطعا هر نقشی نمود پیدا کردنش بستگی به نویسنده، کارگردان و طراح گریم و... دارد و این خلاقیتها همگی بستگی به این شرایط و پارامترها دارد. تاکنون سعی داشتم ازآنچه لیاقت تماشاگر است کم نگذارم و در وهله بعدی نقشهایم شبیه حاج بهزاد در «مسیر زایندهرود» نشود.»
سروستانی در پاسخ به این سوال که آیا شخصیت صبا به فیلمنامه وابسته است یا خیر؟ میگوید: «خوشبختانه آقای محمود معظمی در روند بهبود دیالوگها دموکرات عمل میکنند.»
استانداردی در حد آثار بلند تلویزیونی
اسماعیل عفیقه میگوید: «تلهفیلم خانه کاغذی استانداردهای خاص خودش را دنبال میکند و از لحاظ محتوای داستانی همسو و در راستای فیلمهای سینمایی بیان میشود. کاری پلیسی با مضمون اجتماعی است و مجموعه بازیگرانش که کار را متفاوت کرده است. سعی داشتیم لوکیشنهایی را نیز که انتخاب میکنیم کاملا مناسب فضای فیلم بوده و کاری که برای سریالهای جدیتر چه از لحاظ نوع ساختار و محتوا انجام میدهیم، برای خانه کاغذی نیز در نظر بگیریم.»
عوامل تلهفیلم «خانه کاغذی» عبارتند از، تهیهکننده: اسماعیل عفیفه/ کارگردان: محمود معظمی/ نویسندگان: حامد افضلی ـ رویا خسرونجدی/ بازیگران: مهدی سلطانی سروستانی (صبا)، رحیم نوروزی (منوچهر)، سحر قریشی (مهناز)، امیر محمدزند (محمود)، نگین معتضدی (سپیده) و...
دستیار اول و برنامهریز: محمد بدرلو/ مدیر تصویربرداری: افشین احمدی/ طراح گریم: جلال موسوی/ اجرای گریم: مریم فقیری ـ اکبر امیری/ صدابردار: فرشید کیوانمهر/ طراح صحنه و لباس: امیر زاغری/ مدیر تولید: نعمت گودرزی چگینی/ عکاس: نازلی هروری
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: