در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برف، خوب و بد پایتخت را پوشانده است؛ برفی که منتظرش بودیم و از اوایل دی برایش نوشتیم و آنقدر نفوسش را زدیم تا دست آخر، قدم رنجه کرد و شهر و آدمهایش را، در بارش بیامان دانههای پنبهمانندش، کمرنگ کرد.
برف، برف عزیز ما، آلودگی هوا را کم کرده است، اما خیلی چیزهای دیگر وجود دارند که نباید کم شوند! جملهام نامفهوم بود، نه؟! پس بد نیست 2 نکته را به شما یادآوری کنم تا مفهوم این جمله هم روشنتر شود.
یادآوری اول ـ
برف آلودگی هوا را کم کرد، اما انصاف و انسانیت ما، نباید کم شود. این را برای کسانی مینویسم که وقتی برف میبارد تاکسی دربست میگیرند، یقه پالتو را بالا میزنند و از پشت شیشه بخارگرفته تاکسی به مسافرانی نگاه میکنند که مثل بید میلرزند و آنقدر چشمانتظار تاکسی ایستادهاند که موها و شانههایشان سپید شده است، این را برای آن مسافران دربستی میگویم که برایشان کسر شأن محسوب میشود اگر به راننده تاکسی دربستیشان بگویند: «وقتی مسیرمان با مسافری دیگر مشترک است، او را هم سوار کن.» این را خطاب به رانندگان تاکسی میگویم که همیشه مسافران دربست را به مسافران مسیرهای کوتاه ترجیح میدهند، حتی اگر آن مسافر، زنی باردار یا بچهبغل باشد. این را خطاب به آنها میگویم که اگر بداقبال باشند و مسافر دربست پیدا نکنند، کرایه تاکسیها را به بهانه بارندگی چند برابر میکنند. این یادآوری برای آن رانندههایی است که تا یک دهه پیش وقتی بارندگی میشد و به هر دلیل نمیخواستند مسافری ایستاده زیر باران یا برف را سوار کنند، حداقل آن قدر انصاف داشتند که با نزدیک شدن به او، سرعت را کم کنند تا آب گل و لای گودالهای کف خیابان به او پاشیده نشود.یادآوری دوم ـ
برف، آلودگی هوا را کم کرد، اما دین ما به جامعه به عنوان یک شهروند نباید کم شود. این یادآوری هم تقدیم به آنهایی است که وقتی برف میآید، توی خانه مینشینند و فیلمهای خارجی را از تلویزیون تماشا میکنند که در آنها، برف باریده است و شهروندان مقابل در خانهشان را شنریزی میکنند یا پارو به دست از خانه بیرون میزنند تا هم ورزشی کرده باشند و هم اجازه ندهند برف جلوی خانهشان یخ بزند و باعث زمین خوردن رهگذران شود. آن وقت، آنهایی که نشستهاند رو به روی تلویزیون و فیلم را تماشا میکنند سر تاسف تکان میدهند که: «این خارجیها رو میبینی؟! همه چیشون درسته!» اما سختشان میآید فقط چند دقیقه بلند شوند و مثل همان خارجیهایی که اصول شهروندی را به زور یا به اختیار آموختهاند، دستکم برف جلوی در خانه یا مغازه شان را پارو کنند. ما به یادآوری همین 2 نکته بسنده میکنیم، شاید این یادآوریها، گزنده یا تکراری باشند، اما با وجود تکراری بودنشان، خیلیها آنها را از یاد بردهاند. کاش ما و شما از آن گروه نباشیم.مریم یوشیزاده
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: