در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به خیابان نگاه میکنی؛ همه چیز عادی است، درست مثل چند دقیقه قبل. همه در حال رفت و آمد هستند. انگار نه انگار که این صدای وحشتناک را شنیده باشند. جا میخوری؛ سرت را بلند میکنی؛ شاید تنها از روی عادت. اما کاش هرگز سرت نچرخیده بود؛ سقف ماشین پایین آمده. ترست بیشتر میشود. شاید اولین فکری که به ذهنت میرسد این است که کسی روی سقف ماشینت سقوط کرده است.
گیج و دستپاچه از ماشین پیاده میشوی تا ببینی روی سقف چه خبر است. شاید باورش سخت باشد؛ اما نه آدمی است و نه آواری، فقط برف است. یک کپه برف که از روی پل عابرپیاده روی سقف ماشین سقوط کرده و حالا تو ماندهای و سقفی فرو رفته.هرچند سقف ماشین با چند ضربه محکم از داخل، تقریبا به وضع اولش برگشت، اما من که در ماشین نشسته بودم تنها به یک چیز فکر میکردم؛ اگر بچهها زیر پل مشغول بازی بودند چه اتفاقی میافتاد؟ اگر برف روی شیشه ماشین میریخت چه؟ اگر مادری با کالسکه نوزادش...
شاید بد نباشد تجربههایی اینچنینی را به هم بگوییم تا همه بیشتر مواظب باشیم. شاید کسی باور نکند که ریزش برف از روی پل عابر پیاده میتواند مثل بهمنی باشد که خرابی و ویرانی برجا میگذارد. پس مواظب باشید حداقل در این روزهای برفی و بارانی کمتر زیر پل عابر پیاده یا مکانهایی این چنین توقف کنید و خوب است ستادهای برفروبی شهرداری هم فکری برای چنین جاهایی کنند.
نیلوفر اسعدی بیگی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: