به چه جنگلهایی، جنگلهای هیرکانی گفته میشود و چرا اینقدر اهمیت دارد؟
هیرکان و جنگلهای هیرکانی منطقهای هستند که در جنوب دریای مازندران قرار گرفتهاند که به زبان انگلیسی
(Hyrcanian) یا هیرکانی نامیده میشوند. اهمیت این جنگلها در این است که از دوران سوم زمینشناسی، یعنی از حدود 3 میلیون و نیم تا حدود 3 میلیون سال پیش هستند. اینها تقریبا دست نخوردهاند. اهمیت اینها در این است که اگر کسی بخواهد به طور مثال در کشورهای اروپایی، نیا و جد جنگلهای به فرض آلمان، انگلستان، سوئیس یا اتریش را بررسی کند، بایستی به اینجا بیاید؛ چون که جنگلهای آنها دست خورده و دست کاشته است، چون مساحت کشورهایشان کم است در حالی که جنگلهای ما تقریبا تا به حال دست نخورده باقی مانده است. انواع درختهایی که از نظر تنوع ما اینجا داریم، غربیها برداشتهاند و تبدیل به جنگلهای دستساز صنعتی]در کشورهای خودشان کردند. بنابراین این جنگلها ارزش جهانی و بینالمللی دارد.پس این جنگلها در جهان نادر هستند؟
کاملا درست است. به خاطر اینکه جنگلهای ما با جنگلهایی که در آمریکای شمالی و جنوبی یا در استرالیا است، تفاوت دارد. این جنگل که جنگلهایی است که بین آسیا و اروپا یا اوراسیا قرار گرفته در جهان منحصربهفرد است.
اشاره کردید به اینکه این جنگل، جد و نیای جنگلهای اروپایی است. این جنگل چه پوششهای حائزاهمیتی دارد؟
انواع گیاهانی که ما داریم، مانند بلوط، راش، چوبهای گردو، نارون؛ اینها درختانی بلند بالا، قطور، دارای چوبهای بسیار بسیار با ارزش، از ریشههای بسیار عمیق که حتی این مساله باعث میشود که خاک را حفاظت کنند و جلوی فرسایش خاک را بگیرند و از طرفی دیگر آب، انبار بکنند؛ یعنی آن آبی که از بالا میآید، اینها به عمق زمین هدایت میکنند. علاوه بر اینها انواع و اقسام بوتهها و درختهایی بین درختهای عظیم و بزرگ وجود دارند که اینها در پوشش خاک، در جلوگیری و نگهداری از فرسایش خاک نقش دارند. در حالی که اگر شما جنگلهای اروپایی را ملاحظه بفرمایید، اغلب سوزنی برگ از قبیل کاج هستند و اینها را دستی میکارند و بعد از مثلا 15 یا 20 سال برای صنعت برداشت میکنند.
جنگلهای هیرکانی با چه خطراتی مواجه است؟
کهرم: اگر از نوروز امسال تا به حال را حساب بکنیم حدود 900 بار در 900 منطقه در جنگلهای شمال و جنگلهای غرب مانند مریوان آتشسوزی داشتیم
مساله عمده این است که ما در کمال تاسف یک رژیم حفاظت از جنگلها را نداشتیم و به جنگلها به صورت بهرهوری و بهرهبرداری نگاه میکنیم. سازمان منابع طبیعی هم امروز همین کار را میکند یعنی مقدار زیادی از این جنگلها بهرهوری و بهرهبرداری میشوند و تبدیل به کاغذ یا چوب برای صنعت و بخاری میشوند. مساله دیگر این است که وجود دام در این جنگلها باعث میشود که هر تخمی که تبدیل به جوانه میشود، چون از لحاظ چرای حیوانات مطبوع است، مورد تغذیه دام قرار میگیرد و این جوانهها رشد نمیکنند. مساله دیگر وجود خود انسان در داخل جنگلها است که برداشت به اصطلاح پایداری از جنگلها صورت نمیگیرد. مقصود از برداشت پایدار این است که چقدر جنگل در سال تولید میکند تا ما حداکثر همان مقدار را برداشت کنیم، در حالی که الان میزان پایدار 3/2 میلیون متر مکعب در سال است؛ ما درست دو برابر این یعنی 6/4 میلیون متر مکعب برداشت میکنیم. دامها هنوز در جنگل هستند، آدمها هم هستند و برداشت هم به این صورت انجام میگیرد. برداشت قاچاق انجام میگیرد و وجود دارد و با نهایت سعیای که سازمان منابع طبیعی انجام میدهد نمیتواند جلوی اینها را بگیرد. آتشسوزیها هم یکی دیگر از این عوامل هستند.
شما اشاره کردید که یکی از وظایف سازمان منابع طبیعی، بهرهبرداری از جنگل است، این عمل نسبت به آنچه که در باقی کشورها اتفاق میافتد، آیا کارکردی صحیح است؟
بنده تصور میکنم که این حدس بنده نیست، بلکه همه کسانی که در این کار هستند تایید میکنند که اگر ما، چوب مورد نیاز صنعتمان را وارد کنیم، از نظر ارزش منابع طبیعی، از نظر خاکی که در اثر فرسایش از دست میدهیم به مراتب برای ما ارزانتر واقع میشود تا اینکه ما برویم جنگل را بتراشیم و چوبش را برای صنعت یا سوزاندن مصرف بکنیم. اساسا چوب را نباید برای مصرف سوزاند، به خاطر اینکه ما در مملکتمان گاز داریم و دومین ذخیرگاه گاز دنیا در مملکت ما هست. ما تولیدکننده گاز هستیم و دیگر لازم نیست که این درختهای باارزش و چوب خدادادی را اینجوری در داخل شومینه و آتش بسوزانیم. نخیر، کشورهای دیگری که چنین منابعی دارند، از قاچاق و از این که چوب درختان به مصرف برسد جلوگیری میکنند.
عوامل طبیعی و تغییر اقلیم چقدر روی از بین رفتن این درختان و این جنگل تاثیر گذاشته است؟
آنچه که به مساله طبیعی گریبانگیر ما شده است به صورت آتش است. بنده شنیدم که امسال بهطور مثال اگر از نوروز تا به حال را حساب بکنیم، حدود 900 بار در 900 منطقه در جنگلهای شمال و جنگلهای غرب مانند مریوان، مساله آتشسوزی داشتیم. بنده این آتشسوزیها را به 3 دسته تقسیم میکنم؛ یکی آتشسوزیهایی که طبیعی است. طبیعی یعنی این که انباشتن برگهایی که میریزد و علفهای خشک، مربوط به اقلیم میشود که شما گفتید. این برگهای خشک در کف جنگل هستند و مساله تخمیر و فساد اینها حرارت ایجاد میکند. این حرارت در کف جنگل میماند و مثلا باد با سرعت یک یا 2 متر بر ثانیه، اینها را به راحتی منتشر میکند و از این نقطه به آن نقطه میبرد. دوم آتشسوزیهای غیرعمدی است. غیرعمدی یعنی این که عدهای مثلا به پیکنیک میروند و آتشی برای چای درست کردن روشن میکنند و اینها آتش را خاموش نمیکنند و بالاخره باد میآید و این آتش را منتشر میکند. مساله آخر، آتشسوزی عمدی که در کشور ما رواج دارد. مثلا فرض کنید که بسیاری میآیند و انتقامشان از معارضات عرضی و زمینی سر ملک و مالک و این حرفها را از جنگل میگیرند. چندی پیش یک نفر را در مریوان دستگیر کردهاند که بارها مبادرت به آتشسوزی جنگل کرده بود، چون که میخواست زمین خودش را و زمینی که قبالهاش بود توسعه بدهد و به داخل جنگل ببرد. این 3 عامل آتشسوزی است. باز هم ملاحظه میفرمایید که 2 تا از این 3 تا به دست ما انسانها انجام میگیرد. البته همانطور که عرض کردم خشک شدن زمین و خشک شدن اقلیم موثر است. مملکت ما در یک خط به اصطلاح خشک و نیمه خشک قرار دارد. ما یکسوم جهان باران دریافت میکنیم. یعنی جهان 850 میلیمتر باران در سال دریافت میکند و ما 250 میلی متر در سال دریافت میکنیم. همه اینها موثر است، منتهی اگر ما جلوی آتشسوزیهای را که به وسیله انسان، عمدی و سهوی، صورت میگیرد، بگیریم، مقدار زیادی از این مسائل را حل کردیم.
آیا آمار دقیقی در نیم قرن گذشته وجود دارد که جنگلهای هیرکانی چه وسعتی داشتهاند و امروزه چه وسعتی دارند؟
آماری که ما الان داریم حاکی از این است که حدود یک میلیون و 200 هزار هکتار در شمال جنگل داریم. این مقدار در ظرف 40 سال گذشته، دو برابر یعنی سه میلیون هکتار بوده است. همین نشان میدهد که چقدر اوضاع وخیم است یعنی اینکه اگر با همین روند پیش برویم با کمال تاسف در ظرف 25 تا 30 سال آینده، این جنگلها نصف خواهد شد و باز هم نصف و نصف. خلاصه تا پایان 2050 یا 2060 میلادی، ما چیزی از جنگلهای شمال نخواهیم داشت. در حالی که جنگلهای زاگرس هم وضع چندان بهتری از این ندارند. آنها هم تحتتاثیر برش درختها و چرای بیش از حد و وجود دامها و وجود انسانها قرار دارند. شما در جریان هستید که همین چندی پیش، در جنگلهای زاگرس، 14 هزار اصله درخت بلوط با ارزش را که نماد این کوههای زاگرس هست و این کوههای زاگرس یکسوم آب مملکت ما را تامین و دخیره میکنند، برای کشیدن لوله گاز از بین بردند. اینها نشان میدهد که ما برای جنگلهایمان ارزش قائل نیستیم و اگر ارزشی قایل بودیم، یک فکری برای جنگلها میکردیم و از آن حفاظت میکردیم.
احداث لولههای گاز، خطوط برق و مسیرهای جادهای جدید را پس میتوان به خطراتی که جنگلها را تهدید میکنند، اضافه کرد؟
کهرم: حدود یک میلیون و 200 هزار هکتار در شمال جنگل داریم. این مقدار در ظرف 40 سال گذشته، دو برابر یعنی سه میلیون هکتار بوده است. همین نشان میدهد که چقدر اوضاع وخیم است
کاملا درست است، ببینید اینها وقتی میخواهند لوله گاز را بکارند، راحت و بدون سر و صدا و بدون موافقت سازمان حفاظت از محیط زیست در داخل زاگرس میروند و بعد 14 هزار اصله را در ظرف 16 روز میبرند و بعد سازمان هم خبر ندارد. وقتی سازمان هم اعتراض میکند، میبیند که اینها حتی به خودشان زحمت ندادهاند که مجوز دریافت بکنند. اینها نشان میدهد که بهراستی ما ارزش اینها را نمیدانیم یا دستگاههای دولتی ما نمیدانند. با اینکه مردم، آگاه و علاقهمند هستند و دوست دارند اینها را حفظ بکنند.
چگونه میشود سازمان حفاظت محیط زیست خبر نداشته باشد؟ آیا سازوکار نظارتی یا محافظان منابع طبیعی به اندازه کافی در منطقه موجود نیست؟
نخیر، مساله این نیست که اطلاع نداشته باشد. بلکه شاید دستور مقامات استان هست که این کار دارد انجام میگیرد و شما واردش نشوید. کما اینکه همین الان در کرانههای رودخانههایی در استان سیستان و بلوچستان دارند استخراج معدن شن و ماسه میکنند، مسیر رودخانه را عوض میکنند و از طرفی موجب سیلاب میشوند و از طرفی زمینهای کشاورزی را از نوعی خاک به نام مارل میپوشانند که از حیز انتفاع میافتد و هر آنچه که اهالی کردند به چارهای نرسیدند. آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.
سالهای پیش صحبتی مطرح بود که ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی در یونسکو شاید کمکی به این ماجرا بکند، به نظر شما ثبت جهانی آنها در آینده میتوانند کمککننده باشد؟
نخیر. حتی اگر ثبت یونسکو بشود، ما هستیم که بایستی آنها را حفاظت کنیم. یونسکو اینها را ثبت میکند چون که هدف اصلی آن این است که ما را متوجه ارزش اینها بکند. الان کوه دماوند از 4000 متر به بالا ثبت شده است ولی شما به پایینش بروید، میبینید که برای این نخالههای ساختمانی، 6 یا 7 شرکت مشغول به کارند و روزی 500 کامیون از بدنه کوه دماوند را میکنند و میبرند. همینطور کوه بیستون هم ثبت جهانی شده است. ولی کوه بیستون وزنش را دارد از دست میدهد چون که کارخانه سیمان مرتب دارد از آن برداشت میکند. در حالی که خود سنگ کتیبه بیستون در بالای کوه قرار دارد براثر مسائل مختلف مثل نفوذ آب در حال ترک خوردن است و ما کاری نمیکنیم. یونسکو میگوید که وقتی اثری ثبت جهانی میشود، آن اثر افتخار کسب میکند، ولی ما فکر میکنیم که یونسکو افتخار میکند که این کتیبه جزو یونسکو شده است. بنابراین ثبت شدن به خودی خود هیچ مسالهای را حل نمیکند، مگر اینکه خود ما ارزش این را بدانیم و حفظش بکنیم.
از 25 آبان تا به امروز 80 فقره آتشسوزی در 70 منطقه جنگلی جنگل گلستان اتفاق افتاده است، این نسبت به آمار میانگین استان گلستان که 120 مورد آتشسوزی در سال است به مراتب بالاتر است.
فکر میکنید علت اصلی تعداد بالای آتشسوزیهای اخیر در جنگل گلستان چه میتواند باشد؟
الان متاسفانه میزان بارش در شمال کشور خیلی کاهش پیدا کرده است، اگر شما با اهالی گلستان و مازندران صحبت میکردید همگی از گرما مینالیدند و این بادهای گرم و گرم شدن و خشک شدن یک مساله است. باید باور کرد که زمین در حال گرم شدن است. از طرفی بنده میدانم این را که در جنگل مینودشت، جنگل جهاننما و حتی جنگل ابر در استان سمنان، کرانه همان جنگلهای هیرکانی، ما متاسفانه آتشسوزیهای عمدی را هم داریم.
ایران عضویت در کنوانسیون جهانی حفاظت از منابع طبیعی را دارد و طبق این کنوانسیون کشورهای همسایه هم میتوانند در اطفای حریق کمک بکنند، چرا این اتفاق در ایران نیافتده است؟
من نمیدانم، این یک غرور بیجاست. ملاحظه بفرمایید وقتی که جنگلهای روسیه دچار حریق شدند، هواپیماهای ایالات متحده رفتند و این آتش را خاموش کردند و آقای پوتین شخصا از خلبانهای آمریکایی تقدیر و تشکر کرد. یعنی وقتی که پای منابع طبیعی میآید حتی از ینگه دنیا و از آن طرف دنیا، اینها برای خاموشکردن آتش نیرو میفرستند. حالا چرا ایران که از نظر تشکیلات اطفای حریق و از نظر داشتن گارد اطفای حریق بهراستی قابل مقایسه با روسیه نیست، چرا از همسایههایش بهطور مثال از ارمنستان، روسیه یا ترکیه کمک نگرفت، بنده هم اطلاع ندارم.
اینها غرورهای بیجاست که سرمان را بگردانیم در یک وهله از آتشسوزی میبینیم که یک هکتار از جنگلها از بین رفت. و بعد از سوختن جنگلها به مدت حدود یک ماه و نیم که گله گله و تکه تکه آتش میگرفت، این آتش به ظاهر خاموش شده است. من فکر میکنم که ما وقتی به خودمان میآییم که قسمت اعظم این جنگلها و این میراثهای طبیعی را از دست دادیم.
محمدجواد ترابی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم