در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرونده را از دختر شاکی گرفتم و گفتم که باید آن را بخوانم و با همکارانم مشورت کنم. از او خواستم برود و فردا دوباره برگردد.
آن طور که در پرونده آمده بود، فرد متجاوز یک پزشک بود. او میگفت که منشی مطب متهم بوده و متهم او را اغفال کرده و مورد آزار قرار داده است.
دخترک که رفت، پرونده را خواندم و بعد از آمدن همکارانم از آنها خواستم که پرونده را مطالعه کنند. مدارک داخل پرونده نشان میداد تعرض اتفاق نیفتاده و آنچه اتفاق افتاده، اغفال بوده است و دختر جوان خودش به درخواست پزشک جواب مثبت داده است.
فردای آن روز پزشک جوان آمد و دخترک نیز به عنوان شاکی در دادگاه حاضر شد. دخترک غمگین بود اما چهره فردی که به او تعرض شده را نداشت. او برادعایش پافشاری میکرد. پزشک جوان میگفت که با دختر هیچ ارتباطی نداشته است و او برای اخاذی چنین اقدامیمیکند.
بعد از چندین جلسه بازجویی در نهایت دختر جوان واقعیت را گفت و ما متوجه شدیم که او قصد ازدواج با پسر جوان را داشته و چون نتوانسته پزشک جوان را راضی کند که با هم ازدواج کنند، چنین شکایتی را مطرح کرده است.
دخترک میگفت: وقتی برای استخدام به مطب رفتم از من سابقه کار خواست و خیلی سختگیری کرد.
میگفت که نمیتواند بدون سابقه کار مرا استخدام کند. از آنجا که سابقه کار نداشتم ناامید به خانه برگشتم تا کار دیگری پیدا کنم. یک هفته بعد دکتر جوان با من تماس گرفت و گفت که میخواهد دوباره مرا ببیند و با هم صحبت کنیم. من خوشحال شدم و رفتم. وقتی سرقرار حاضر شدم او گفت که تصمیم گرفته مرا استخدام کند و کسی را لایقتر از من پیدا نکرده است. فردای آن روز سرکار رفتم بااینکه چند روز به پایان ماه نمانده بود به من گفت که همه حقوقم را میدهد. رفتارش برایم تعجبآور بود. به او گفتم چرا میخواهد این کار را بکند، دکترجوان به من گفت که از من خوشش آمده است و اگر خصوصیاتمان به هم بخورد با من ازدواج خواهد کرد. من که فکر میکردم، شانس درخانهام را زده است، قبول کردم ضمن اینکه منشی دکترجوان بودم و هرکاری که از دستم
بر میآمد در روابط شخصیام برای او انجام میدادم. یک سال به همین منوال گذشت و با اینکه دکتر جوان بخوبی مرا شناخته بود هربار که از او میخواستم تکلیفم را روشن کند، طفره میرفت و واقعیت را به من نمیگفت. در این مدت به او علاقهمند شده بودم و نمیدانستم باید چه کنم که به حرفم گوش کند. هرکاری میخواست، انجام میدادم حتی با هم سفرخارج هم رفتیم و او در این سفر به من گفت که بعد از ازدواجمان مرا به سفرهای طولانیتر هم خواهد برد. تا اینکه یک هفته پیش متوجه تغییر رفتار او شدم.
بعد از مدتی هم حلقهای در دست او دیدم و متوجه شدم با دختری که او نیز پزشک است، نامزد کرده و او قصد سوءاستفاده از من را داشته است.
این دختر درست میگفت. پزشک جوان از او سوءاستفاده کرده بود اما هیچ تجاوزی رخ نداده بود. پزشک جوان از اتهام تعرض تبرئه و به جرم رابطه نامشروع محاکمه شد.
دخترجوان در واقع با رضایت خودش با دکتر رابطه برقرار کرده بود. او به خاطر شغل و موقعیت اجتماعی، گول پزشک جوان را خورده بود. مردانی که به این شکل رابطه برقرار میکنند در واقع از ساده لوحی دختران سوءاستفاده میکنند. آنها به دروغ وعده ازدواج میدهند و بعد از اینکه سوءاستفاده کردند، آنها را رها میکنند. توصیه من به دختران جوان این است که زودباور نباشند و اگر پسر جوانی عاشق دختری باشد، تعلل نمیکند و سریع از ترس اینکه مبادا آن دختر را از دست بدهد با او ازدواج میکند. کسی که دنبال سوءاستفاده باشد، وعدههای پوچ میدهد. بنابراین دختران قبل از ایجاد برقراری چنین رابطهای جوانب احتیاط را باید رعایت کنند و خانواده شان را در جریان این ماجرا قرار دهند.
حسین ساعی، قاضی دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: