در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از نانآوران تا تجربه
بسیاری دهه 60 را دهه طلایی تلویزیون و سینما در ساخت فیلم و سریال برای کودکان و نوجوانان میدانند. دههای که در آن فیلمسازانی مانند محمدعلی طالبی، ابراهیم فروزش، کامبوزیا پرتویی، عباس کیارستمی و... در سینما آثاری را میساختند که بزرگ و کوچک را ترغیب میکرد به سینما بروند. برخی از این فیلمسازان هم برای تلویزیون سریال با موضوع کودکان و نوجوانان میساختند. برای نمونه محمدعلی طالبی سریال «گل پامچال» را کارگردانی کرد؛ سریالی کاملا متفاوت که شخصیت اصلی آن دختربچهای بود که در دوران جنگ از جنوب کشور به شمال میآمد. در این سریال بازیگرانی مانند داوود رشیدی و فاطمه معتمدآریا بازی میکردند.
البته در این دهه که تلویزیون کشور ما دهه اول بعد از پیروزی انقلاب را هم پشت سر میگذاشت سریالهایی مانند «نانآوران» هم از تلویزیون پخش میشد که مخاطبان زیادی داشت. این سریال را میتوان اولین سریالی دانست که در تلویزیون بعد از انقلاب با محور کودکانی ساخته شد که با داشتن سن کم باید در مشاغل سخت کار میکردند تا میتوانستند یا مخارج کل زندگی را تامین کنند یا به پدر خانواده برای تامین معاش کمک کنند. در این سریال کودکانی به نمایش گذاشته میشدند که در کارگاههای قالیبافی یا کورهپزخانهها مشغول به کار بودند. نانآوران را میتوان تاثیرگذارترین سریال تلویزیونی دانست که از بچههای کار حمایت میکرد. اکنون هم گاهی روزنامهها از کودکان کار و رنجی که آنها میبرند، سخن میگویند اما تلویزیون کمتر به سراغ این گروه میرود. شاید هنوز هم این رسانه فراگیر و تاثیرگذار، اتهاماتی را که بعد از نمایش این سریال شنید و دید را فراموش نکرده است. برخی نانآوران را به نوعی سیاهنمایی از سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب ذکر کردند. در حالی که این سریال به عنوان یک اثر هنرمندانه، وظیفه خود را درباره کودکان کار انجام داد. یک سریال دیگر هم در دهه 60 از شبکه یک سیما پخش میشد که زندگی روزانه کودکانی را نشان میداد که کنار خط راهآهن زندگی میکردند و تنها سرگرمی آنها پرت کردن سنگ به شیشههای قطارهایی بود که از محله آنها عبور میکردند.
اکنون روزگار عوض شده است. شرایط زندگی مردم تغییر کرده است، اما این تغییرات به این معنا نیست که نه کودکان کار در کشور ما وجود دارند و نه دیگر در کنار خط کودکانی هستند که نمیدانند اوقات فراغت خود را چگونه پرکنند؛ بنابراین توجه به کودکان کار میتواند بخشی از داستان فیلمنامههایی را تشکیل دهد که قرار است برای کودکان تبدیل به فیلم و سریال شوند. البته چند سال پیش زمانی که رضا پورحسین، مدیر شبکه 2 سیما بود، سیروس حسنپور سریالی با نام «تجربه» را برای این شبکه کارگردانی کرد. سریالی که محور آن پسر نوجوانی بود که برای تامین معاش خانوادهاش در یک نانوایی کار میکرد. حسنپور این سریال را در ملایر مقابل دوربین برد تا نشان دهد همه بچههای ایران فقط بچههایی نیستند که تهران زندگی میکنند. بچههایی که در شهرستانها زندگی میکنند، دنیا و دغدغههایشان با کودکان تهران کاملا فرق میکند. بحث بر سر ارزشگذاری، خواستهها و نوع زندگی این دو گروه نیست، بلکه صحبت بر سر شرایط زندگی است که در برخی مواقع با هم تفاوتهایی دارد.
سریال تجربه در زمان خود موفق شد مخاطبان زیادی را با خود همراه کند و بعد از آن سیروس حسنپور فیلمهای «تصمیم کبری» و «چوپان دروغگو» را برای شبکه 2 سیما کارگردانی کرد، اما مدتهاست از این کارگردان حوزه کودک و نوجوان اثری در تلویزیون دیده نشده است. حسنپور درباره غیبت طولانی خود به خبرنگار «جامجم» میگوید: بعد از ساخت فیلم چوپان دروغگو چند فیلمنامه و طرح به شبکه2 دادم، اما واقعیت این است که تغییر مدام مدیران در این شبکه باعث شد تا امروز نتوانم کاری برای کودکان مقابل دوربین ببرم.
کارگردان سریال تجربه در پاسخ به این پرسش که اگر تلویزیون برای بچهها فیلم و سریال نداشته باشد، آنها در درازمدت چه آسیبی میبینند؟میگوید: در سادهترین اقدام، آنها به سمت تماشای آثار بزرگسالان گرایش پیدا میکنند که این اتفاق آسیبهای زیادی به آنها وارد میکند، چون معمولا در برنامههای نمایشی بزرگسالان مفاهیمی به تصویر کشیده میشود که برای بچهها مناسب نیست.
حسنپور تنها راه برونرفت از وضعیتی را که آثار نمایشی کودک و نوجوان به آن دچار شدهاند، تغییر دیدگاه مدیران ذکر میکند و میگوید: مدیرانی که گروههای کودک و نوجوان را هدایت و برنامهریزی میکنند باید نگاهی کودکانه به آثار داشته باشند و توقع نداشته باشند که مثلا اگر فیلمی با موضوع کودکان ساخته میشود برای همه گروههای سنی قابل پخش باشد. وی میافزاید: البته در چند سال گذشته تغییر مدام مدیران شبکه 2 سیما که قرار است شبکهای برای کودکان و نوجوانان باشد، باعث شد تولید اینگونه آثار کاهش چشمگیری داشته باشد.
باید به جوانان اعتماد کرد
پخش برنامه «بچههای دیروز» امکان بازبینی برنامههای کودک در دهه 60 را فراهم کرده است. در این برنامه میتوان هم با «محله برو بیا» دیدار مجددی داشت و هم با «کلاه قرمزی و پسرخاله». با دیدن این آثار میتوان به نتیجه رسید که تلویزیون سالهاست برای بچهها برنامههای آموزشی و سرگرمکننده میسازد؛ برنامههایی که هم آنها را شاد میکند و هم اصول و آداب زندگی را به آنها یاد میدهد. محله برو بیا را زندهیاد مسعود رسام تهیه کرده است. تهیهکننده و کارگردانی که در ادامه فعالیتهای خود با همکاری بیژن بیرنگ سریالهایی مانند «دنیای شیرین» و «دنیای شیرین دریا» را برای کودکان ساخت. این دو تهیهکننده و کارگردان برای تنوع بخشیدن به برنامههای کودک، کارگردانان جوان را نیز به همکاری دعوت کردند و مجموعههای نمایشی مانند «سیب خنده» و «قطار ابدی» را برای تلویزیون تهیه کردند. هر دوی این برنامهها را رضا عطاران کارگردانی کرد و نشان داد که خلاقیت لازم برای ساخت برنامههای مخصوص کودکان و نوجوانان را دارد. ساخت مجموعه «مجید دلبندم» را میتوان اوج کاری عطاران دانست. راهی که گروه بیرنگ، رسام و عطاران آغاز کردند ادامه نیافت و ساخت برنامههای شاد که در آنها نوآوری دیده میشد جایش را به برنامههایی داد که معمولا یک عروسک و مجری گرداننده آن هستند. حالا دیگر بازیگران معروف در آثار کودک و نوجوان حضور پیدا نمیکنند چون براین باور هستند که پشت فیلمها و سریالهای مخصوص کودکان فیلمنامهنویسان و کارگردانان صاحبنام قرار ندارند. اما واقعیت این است همه کسانی که امروزه در حوزه کاری خود صاحبنام هستند روزی نقطه آغاز را تجربه کردهاند. تهیهکنندهای پیدا شده و از آنها حمایت کرده و آنها توانستهاند فیلم یا سریالی بسازند و روانه آنتن کنند. اکنون هم باید از جوانان حمایت شود تا آنها بتوانند کار کنند و خلاقیت خود را به نمایش بگذارند.
نوروزبیگی: نباید برای تولید آثار خوب برای کودکان و نوجوانان فقط چشم به پیشکسوتان و کارگردانان قدیمی دوخت، چون آنها با دنیای کودکان امروز فاصله دارند
مجید نوروزبیگی تهیهکننده سینما و تلویزیون که امسال فیلمهای کودکانه «علفزار» به کارگردانی محمدعلی طالبی و «تکخال» به کارگردانی مهرداد خوشبخت را برای سیمافیلم تهیه کرده و با این فیلمها در جشنواره فیلم فجر هم حضور خواهد داشت و فیلم سینمایی «خاله سوسکه» را هم در حال اکران در سینماها دارد توجه به کارهای مخصوص کودکان را یک ضرورت برای تلویزیون ذکر میکند و درباره حضور کارگردانان جوان در تولید اینگونه کارها میگوید: کارگردانان جوان کاملا با دنیای امروزی کودکان آشنا هستند. به همین دلیل میتوانند آثاری تاثیرگذار تولید کنند.
وی میافزاید: نباید برای تولید آثار خوب برای کودکان و نوجوانان فقط چشم به پیشکسوتان و کارگردانان قدیمی دوخت، چون آنها با دنیای کودکان امروز فاصله دارند. مثلا آنها اصلا با بازیهای رایانهای میانهای ندارند و ابزاری مانند گیمنت را نمیشناسند به همین دلیل نمیتوانند آثاری بسازند که با کودکان ارتباط برقرار کنند. اما کارگردانان جوان کاملا این دنیا را میشناسند و زبان ارتباط برقرار کردن با مخاطب خود را میشناسند، به همین دلیل باید از آنها حمایت کرد تا آثار خود را بسازند. این حمایت باعث میشود تنوع و خلاقیت در آثار مخصوص کودکان جریان یابد.
به اعتقاد بسیاری از تهیهکنندگان و کارشناسان سینمایی در دهه 60 ، سینمای کودک راهی بود تا کارگردانان جوان به سینمای حرفهای برسند و فیلمهایی برای مخاطب بزرگسال بسازند. آیا با ورود کارگردانان جوان به سینما و تلویزیون کودک و نوجوان این اتفاق بار دیگر تکرار نمیشود؟ نوروزبیگی در پاسخ به این پرسش میگوید: خیر. این اتفاق در شرایط کنونی تکرار نمیشود و کارگردانانی که به فیلمسازی برای کودکان روی میآورند به کار خود ادامه میدهند، چون این شاخه بسیار وسیع شده است و آنها میتوانند تجربیات زیادی در این بخش داشته باشند. از طرفی آنها واقعا به کودک و دنیای او علاقهمند هستند و براحتی این دنیا را با دنیای بزرگسالان عوض نمیکنند.
کمبود نیروی انسانی نداریم
چند سالی است مدیران تلویزیون تلاش میکنند شبکه2 را به شبکهای برای کودکان و نوجوانان تبدیل کنند. اما شبکه اختصاصی برای کودکان خوراک زیادی میخواهد. این خوراک، هم میتواند ایرانی باشد و هم خارجی. برخی دستاندرکاران تلویزیون بر این باور هستند که لزوما همه برنامههای آنتن تلویزیون را نباید تولیدات داخلی تامین کنند. شبکههای تلویزیون دنیا برنامههای مناسبی برای این گروه سنی دارند که میتوانند بخشی از آنتن شبکه کودک و نوجوان را پرکنند. تامین برنامه برای یک شبکه اختصاصی کار دشواری است، اما تحمل دشواریها و عبور از نقطه آغاز برای حفظ این شبکه لازم است. علیرضا سبط احمدی که سریال «نامههای بالدار» را برای نوروز شبکه 2 تهیه میکند بر این باور است که کودکان آیندهسازان ایران هستند، بنابراین باید حتما برای آنها بیشتر هزینه و برنامهریزی کرد.
وی درباره ضرورت برنامهسازی برای کودکان میگوید: دنیای امروز، دنیای تلویزیون و ارتباطات است. حالا تلویزیون در همه خانهها روشن است، بنابراین ما باید از این امکان نهایت استفاده را بکنیم و روی اندیشه و فکر کودکان کار کنیم و وقت آنها را با برنامههایی که مناسبشان است پرکنیم، چون اگر از این مساله غافل شویم رسانههای دیگر بسرعت جایگزین میشوند.
سبط احمدی، داشتن یک شبکه اختصاصی برای کودکان را یک برگ برنده میداند و میگوید: باید شبکه 2 را برای کودکان حفظ کنیم و بتدریج برنامههای این شبکه را فقط به این گروه سنی اختصاص دهیم. دراینصورت بچهها احساس خوبی پیدا میکنند، چون یک شبکه را فقط برای خود میدانند.
تهیهکننده فیلم زمانی برای دوستداشتن در پاسخ به این پرسش که اگر تولیدات فیلم و سریال برای کودکان به شکل جدی پیگیری شود این حوزه با کمبود نیروی انسانی مواجه نخواهد شد، میگوید: خیر اگر مدیران تلویزیون به تهیهکنندگان و کارگردانان اعتماد کنند و اجازه بدهند که جوانان هم وارد عرصه کارگردانی شوند شبکه کودک هیچگاه با کمبود نیروی انسانی روبهرو نمیشود.
اتاق فکر کودکان و نوجوانان در تلویزیون تشکیل شده است. شبکه 2 سیما برای بچهها برنامههای زیادی تدارک دیده است و چنین پیشبینی میشود که به مرور ساخته و پخش شوند. نکته مهم اما این است که مدیران تلویزیون و مسوولانی که بودجههای فرهنگی، هنری و صدا و سیما را تامین میکنند به ضرورت برنامهسازی برای کودکان واقف شوند و آن را جدی بگیرند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: