در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اتفاق بزرگتر این است که تعداد تلهفیلمهای مطرح تلویزیون که میتواند هماندازه فیلمهای سینمایی مطرح شوند رفتهرفته به ارقام قابل توجهی نزدیک میشود که خود به خود تاملبرانگیز است. تا آنجا که منتقدان منصف و آنها که بیشتر با تلویزیون در تماسند جایگاه ویژهای را برای تلهفیلمهای ساخته شده در سالهای اخیر در نظر گرفتهاند. اما این تنها یک بخش ماجراست. ظاهرا سیمای مراکز استانها هم تلاش کردهاند در این فرآیند سهمی داشته باشند. اما پاشنه آشیل همین مراکز، نبود امکانات و بودجه کافی برای پرداختن به سوژههای متنوع آن است. در جایی که «محصول نهایی» ملاک قضاوت قرار میگیرد و بیرحمانه با آثاری که در تهران ساخته میشوند مقایسه میشوند بدون آن که کمترین توجهی به بودجه و امکانات صرف شده شود، به نظر میرسد آثار نمایشی مراکز باید کار بزرگی انجام دهند تا در این «قضاوتها» و «مقایسه شدنها» به چشم بیایند و احتمالا به دل بنشینند. اما همین چند روز پیش در خبرها خواندیم که سیمای مراکز استانها امسال قصد دارد با چند فیلم مختلف به بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر بیاید. امسال مراکز سیمای استانها فیلمهایی از کارگردانانی چون داریوش مهرجویی و محمد مهدی عسگرپور به جشنواره معرفی کرده است. مهرجویی با همدان و عسگرپور با اتوبوس احتمالا از شانسهای بزرگ سیمای مراکز استانها در جشنواره فجر امسال هستند. به جز این، فیلمهای مرگ سپید (مرتضی آتش زمزم) همسنگار (احسان عبدیپور) و بالابان (سیدرضا صافی) از فیلمهای دیگری هستند که به جشنواره ارائه شدهاند. استانهای همدان، اصفهان، قم و بوشهر مراکزی بودهاند که این آثار را تولید کردهاند. در معرض قضاوت قرار گرفتن در جشنوارهای که به دلایل بسیار جایی برای حفظ ملاحظات معمول نیست برای آثار نمایشی مراکز استانها حتما محک خوبی خواهد بود .
مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: