در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در کشور ما رادیو در اردیبهشت 89، 70 ساله شد، اما این مسن شدن رادیو دلیلی بر آن نیست که نسل جوان و آیندهساز کشور را در خانواده خود نبیند. به واقع همپای پا به سن گذاشتن رادیو لازم است که نسلهای نو با اندیشهای جدید، پویا، اندیشمند، خلاق و بااستعداد به جرگه عوامل و دستاندرکاران این رسانه بپیوندند که این اتفاق خوشبختانه محقق شده است. کافی است در راهروهای ساختمان شهدای رادیو و پخش قدری آرامتر قدم برداری تا جوشش و پویایی نسل جوان برنامهساز را ببینی. گروهی بزرگ از نویسندگان، سردبیران، تهیهکنندگان و گویندگان.
گویندگی و اجرای برنامههای رادیویی از آن قبیل اموری است که میتوان آن را مصداق واقعی سهل و ممتنع قلمداد کرد. حرفه یا بهتر است بگویم هنری که از حساسیت فوقالعادهای برخوردار است و برخلاف تصور بعضی از افراد نهتنها به صدای متفاوت و با کیفیت که به دانش و سرعت انتقالی فوقالعاده نیازمند است.
گویندگی رادیو به عنوان تابلو و خروجی اندیشه، تعامل، تلاش و اهداف گروهی برنامهساز است که ساعتها انرژی خود را صرف ساخت و اجرای برنامهای کردهاند که میبایست در زمانی محدود به روی آنتن برود و البته بتواند طیفی از مخاطب را برای خود جذب کند یا حداقل شنوندگان را وادار به تغییر شبکه رادیویی و پشتیبانی از گوش سپردن به رادیو نکنند. خوب یادم هست 11 سال پیش را که وارد رادیو شدم و همواره پیشکسوتانی که نام و گرمای صدایشان رونق بازار رادیو بود به من متذکر میشدند که اولین توقع مخاطب از گوینده رادیو، احترام، احترام و احترام است.
میگفتند یادت باشد که در عین صحبت با مخاطب و جلب اعتماد او میبایست در کمال ادب و احترام با مخاطب و شنونده گفتوگو کنی. اکنون پس از 11 سال گویندگی و اجرای برنامههای گوناگون آن حرف را باور داشته و به آن اعتقاد دارم.
اما مدتی است که همزمان با ورود نسل جدیدتر و جوانتر به رادیو، نوعی گفتار مبتنی بر لمپنیسم در برنامههای گوناگون رادیو حاکم شده است (هرچند هنوز هم وزن برنامههای فاخر سنگینتر است). بهنظر میرسد گویندگان جوان تصور میکنند که با به کار بردن کلمات نامانوس و ناموزون میبایست به جذب شنونده بپردازند و عجیب آن که گویندگان و مجریانی که در این چارچوب حرکت نمیکنند، بعضا در حاشیه قرار میگیرند. به هر روی تصور میکنم یا بهتر است بگویم معتقدم ادبیات و زبان غنی و شیوای فارسی آنقدر واژه و اصطلاح و ضربالمثل شیرین و جذاب دارد که نیازی نباشد برای جذب مخاطب و حفظ شنونده در رسانه فاخر و ارزشمند رادیوی جمهوری اسلامی از الفاظ بعضا کوچه بازاری بهره بگیریم هرچند انگار این مساله دامنگیر سریالهای تاریخی و فاخر تلویزیون هم شده است آنجا که در یک سریال مربوط به صدر اسلام میشنویم «باغتآباد انگوری»(!)
سعید توکلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: