در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی، این بخش از سریال به زیبایی با تیتراژ ابتدایی آن پیوند خورده است و بخش مهمی از آن را به خود اختصاص داده است و همین امر باعث شده تا تیتراژ مرگ تدریجی یک رویا از نظر ساختاری نسبت به سریالهای دیگر متمایز باشد.
سریال از نظر داستانی، روایتی با ریتم تند دارد و پر از ماجراست و این پرماجرا بودن باعث میشود تا تصویر مونتاژ شده برای مرور قسمتهای پیشین بشدت زیاد باشد. همچنین برای کسی که تا به حال سریال را ندیده، این بار مفهومی را دارد که با سریالی کاملا پرشتاب و پرماجرا روبهرو است.
یکی از عناصر اصلی در فیلمنامه، شخصیتپردازی آن است، چیزی که در ساختارهای کلاسیک فیلمنامهنویسی در زیرمجموعه «تعریف» جای میگیرد. در ابتدای تیتراژ، سریال مرگ تدریجی یک رویا افراد با نام داستانی خود معرفی میشوند که این موضوع از 2 جنبه قابل بررسی است، در درجه اول از این رو که به نوعی در حکم شخصیتپردازی برای پرسوناژهاست و با تصاویری که به صورت انتخابی از هر کدام از آنها نشان میدهد، سعی میکند روحیات و رفتارهای آن پرسوناژ را به نمایش بگذارد، بیآن که بخواهد ابتدا بازیگر را معرفی کند. به عبارت دیگر، کارگردان به قدری داستانی که قصد روایتش را دارد برایش اهمیت دارد که از همان ابتدا به سراغ شخصیتهایش میرود تا افرادی که نقش آنها را بازی میکنند.
نگاه دیگر این است که داستان سریال در مورد یک زن رماننویس است، با دنیای کتاب و نشر سروکار دارد و در این دنیای داستانمحور، محوریت باید با پرسوناژ باشد تا بازیگر. در حقیقت سریال هم مانند فضایش، به مثابه یک رمان میماند و با همان ساختار آغاز میشود.
ظهور اسامی روی تصویر به شیوهای است که انگار یک تایپیست در حال نگارش آنهاست، حرفها تکتک نقش میبندند که دقیقا نشاندهنده ویژگی نویسندگی شخصیت اول داستان است، انگار از همان ابتدا در حال نگارش رمانش است.
شیوه اصلی تدوین تیتراژ صفحه تقسیم (اسپلیت اسکرین) است و همین شیوه به سرعت روایت قطعههای شاخص قسمتهای پیشین کمک میکند و ریتم آن را تندتر میکند.
موسیقی کارن همایونفر تلفیقی از موسیقی سنتی، یادآور فضای سنتی خانواده حامد و موسیقی جاز و تکنوازی ساکسیفون است که فضایی شبیه فضای طبقه مارال و داریوش آریان را روایت میکند و درهمآمیزی آنها دقیقا حکایت داستان سریال است و استعارهای از رابطه حامد و مارال.
و همه این عوامل سبب شده است تا تیتراژ این سریال بتواند فضای داستان و سریال را تمام و کمال منتقل کند، تیتراژی که در ابتدای هر قسمت، فضایی متفاوت با قسمتهای پیشین خود دارد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: