نکته قابل توجه این است که روسای جمهور ایران طی یکی 2 دهه گذشته همواره بیتفاوت نسبت به مقوله سینما، در سخنرانیها و دیدگاههایشان، به طرح مباحث کلی پیرامون نقش هنر در زندگی بشر امروز میپرداختند و هیچگاه دیده نشد که دخالت و مشارکت مستقیمی در امور هنری بویژه سینما داشته باشند. این مشارکت و حضور بیش از آنکه شائبه «دخالت» در امور فرهنگی و هنری کشور باشد، نشانگر علاقهمندی مقام اول اجرایی کشور است به سینما و شناخت از میزان تاثیر آن بر آحاد اجتماعی. بنابراین باید تشکیل نخستین جلسه شورای عالی سینما را به فال نیک گرفت و از این پس هم در انتظار جلسات بعدی این شورا ماند و هم چشم انتظار مشاهده آثار و نشانههای این نشست در سینما. فعلا دو خبر مهمی که درواقع خروجی این شورا بوده یکی حکایت از اختصاص اعتباری ویژه از سوی رئیسجمهور دارد و دیگری بحث تولید سالانه 10 پروژه فاخر در سینمای ایران.
با توجه به ظرفیت تولید و نمایش در سینمای ایران که سالانه بالغ بر 50 تا 60 فیلم است (البته بدون در نظر گرفتن ادعای برخی مدیران که داعیه اکران 100 فیلم و تولید 300 فیلم در سال را دارند) متوجه میشویم که فیلمهای فاخر در صورت به جریان افتادن، نزدیک 20 درصد محصولات سالانه را تشکیل خواهند داد. یعنی از هر 6 فیلم تولیدی، یکیاش فاخر خواهد بود. این نکتهای است که باید به آن توجهی جدی شود که مثلا برای اکران این 10 فیلم، تقریبا باید هر 36 روز، یکی از اینها روی پرده باشد و با توجه به نیاز این آثار به فروشی بالا برای بازگرداندن بخشی از هزینه تولیدشان، احتمالا به زمانی بیش از اینها برای نمایش عمومی نیازمندند. مثلا «ملک سلیمان» که تا حالا پرفروشترین فیلم سال بوده و یکی از پروژههای فاخر و مقبول مدیران قلمداد میشود، به دلیل اکران طولانی مدت، تبلیغات وسیع و حمایتهای جانبی توانست به چنین فروشی دست یابد. این در حالی است که پروژه فاخر دیگری در طی این ماهها به نمایش عمومی درنیامده است و «ملک سلیمان» بدون رقیب، از این امکانات و موقعیت ویژه، بهره برد. اما در صورتی که ما سالانه 10 فیلم آماده برای نمایش داشته باشیم، آنگاه باید بدانیم که چه برنامهای برای شیوه و مدت زمان نمایش آنها داشته باشیم که به یکسان بتوانند از شرایط اکران برخوردار باشند.
بحث دیگر که اهمیت آن شاید کمتر از بحث قبلی نباشد، این است که اصولا ما به چه پروژههایی فاخر میگوییم؟ آیا هر اثر پرهزینهای که مدت زمان طولانیای صرف تولید آن شده، الزاما فاخر است؟ اخیرا معاونت سیما، در اقدامی درست با تقسیمبندی سریالهای الف ویژه به چند موضوع خاص، حداقل به یک کلیتی درباره آثار فاخر تلویزیونی رسیده است که مثلا اگر قرار است به یکی از شخصیتهای موثر در تاریخ اسلام و ایران پرداخته شود، باید در قالبی این اتفاق صورت بگیرد که متناسب با شان و جایگاه سوژه، اعتبار شخصیت در سایه تلاشی منظم و منطقی به زبان تصویر ترجمه شود. بدیهی است که با بودجه یک سریال آپارتمانی نمیتوان سریالی درباره زندگی و شخصیت سلمان فارسی ساخت. بنابراین در تقسیمبندی معاونت سیما، شاهد نوعی دقتنظر و رسیدن به تعریفی جامع هستیم. اما در سینما هنوز تکلیف این موضوع روشن نشده است که اصولا پروژه فاخر چه ویژگیهایی داشته باشد. ناگفته پیداست که پروژههای ملی و مذهبی میتوانند گزینههای اولیه و اصلی در شکل دادن به تعریف سینمای فاخر باشند، اما پاسخ به یک سوال پیچیده و در عین حال تکراری میتواند علاج واقعه پیش از وقوع باشد. پرسش این است که آیا یک اثر بزرگ، پرهزینه و با سوژهای متناسب با حال و هوای یک اثر ملی و مذهبی، بدون کارگردانی درست و یا فیلمنامهای دقیق، میتواند برآوردهکننده خواستههای مسوولان سینما باشد؟ نمونههای ناکام در سینمای ایران بسیار است که بهتر است از ذکر عناوین آنها اجتناب کنیم. تجربه این سالها نشان داده که در عرصه سریالسازی، آثاری مانند «روزگار قریب» و یا همین «مختارنامه» که در حال پخش است، با وجود هزینههای فراوانی که صرف آنها شده، هم قابلیت جذب تماشاگران بسیار را داشتهاند و هم از نظر کارشناسان جامعهشناس، روانشناس و آگاه به امور رسانه و نیز منتقدان سینما، به عنوان آثاری شاخص و ارزشمند ارزیابی شدهاند. اما در سینما ظاهرا این اتفاق نیفتاده است. بسیاری از پروژههای حساس به دلایل خاصی یا در مراحل فنی متوقف میمانند و یا در عمل به دلیل شتابزدگیها و سادهگراییها چیزی متفاوت از توقعی که از آنان میرفت، از کار درمیآیند. نمونه مشهورش فیلم «فرزند صبح» درباره زندگی و شخصیت بنیانگزار جمهوری اسلامی است که سالها پس از کلید خوردنش، هنوز سرنوشت نامعلومی دارد و کسی نمیداند که بالاخره چه زمانی قرارست این فیلم تکمیل شده و به نمایش درآید. پس در وهله نخست باید به تعریفی دقیق از سینمای فاخر رسید و شاخصهای عینی آن را برشمرد و سپس بر روی این آثار که پس از دستور رئیسجمهور در شورا، شکل عملیاتی پیدا کردهاند، نظارت و دقت کافی صورت بگیرد تا اهدافی که پشتوانه تولید این فیلمهاست، نتایج درستی به همراه داشته باشند.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم