در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما هفته گذشته کتابی به صفحه شعر جوان برای معرفی ارسال شده بود که برای من شگفتی فراوانی به همراه داشت. عنوان کتاب «تردد بیتو» است سروده مریم سلیمی که روی جلد کتاب این جمله هم نوشته شده است: «به همراه شعر منتشرنشدهای از استاد منوچهر آتشی!»
شاعر این مجموعه یعنی مریم سلیمی گویا از شاگردان روانشاد منوچهر آتشی بوده است و گویا آتشی به مانند بیشمار شاگردان دیگری که داشته راهنماییهایی در زمینه سرایش به او ارائه کرده است.
حال سلیمی در ابتدای کتاب خودش شعری از آن مرحوم را که به او تقدیم شده و تا به حال هم منتشر نشده است به چاپ رسانده که ای کاش قبل از این کار به چند نکته توجه میکرد:
1 ـ تاریخ سرایش این شعر توسط منوچهر آتشی به سال 83 بازمیگردد یعنی تقریبا سالهای پایانی عمر شاعر و قالب آن هم غزل است در حالی که آتشی شاعری نوپرداز است و در چند دهه پایانی عمرش اصلا غزلی از او منتشر نشده است.
2 ـ نمیخواهم نسبت این شعر به آتشی را انکار کنم اما قطعا اگر مرحوم آتشی میخواست و تمایل به انتشار آن داشت خود این شعر را در کتابهایش منتشر میکرد ضمن این که انصافا غزلی که به نام او منتشر شده بسیار ضعیف است، بههرحال شاعر که همواره شعر خوب نمیسراید و ای کاش مریم سلیمی به واقع اگر ارادتی به استاد خود داشته و دارد از نام آتشی به نفع مجموعه و کتاب خود بهرهبرداری نمیکرد:
دور شو ای غم از اینجا اینک آن همدم میآید
شاخه خوشبوی مریم غرق در شبنم میآید
هر اهل ذوق و غزلسرا و شعرشناسی میداند نسبت دادن غزلی با چنین مطلع ضعیفی به منوچهر آتشی نهتنها چیزی بر او نمیافزاید که از اعتبار و نامش هم میکاهد.
3 ـ مریم سلیمی و سلیمیها باید بدانند که اگر شعری به آنها توسط استاد یا پیشکسوتی تقدیم میشود به مفهوم تصاحب و مالکیت آن شعر نیست و قطعا حق انتشار برای مولف باید محفوظ باشد و اگر مولف به مانند آتشی زندگی را بدرود گفته باشد وظیفه معنوی و اخلاقی شخصی که شعر به او تقدیم شده دوچندان میشود نه آن که شعر را تصاحب کرده و در ابتدای مجموعه خود بگنجاند.
4 ـ بسیاری از شاعران در طول زندگی آثاری را به دلایل مختلف به شخصیتها و دوستان و نزدیکانشان تقدیم میکنند حال فکر کنید اگر هر کسی به خود این اجازه را بدهد که شعری از استادی را در ابتدای کتابش به نام «شعری منتشرنشده» چاپ کند چه آشفتهبازاری خواهد شد بازار شعر و ادب!
اما از این نکته که بگذریم نخستین دفتر شعر مریم سلیمی با عنوان «تردد بیتو» مجموعه قابل تامل و قابل دفاعی هم نیست. این مجموعه 70 شعر فارسی و 10 شعر آذری را شامل میشود که توسط انتشارات آشیان و در قطع خشتی که قطعی نامتعارف است، منتشر شده:
من از جادههای مه آلود دستانت
و تمام علامتهای جاده مسدود است
احتمال ریزش
جاده لغزنده است...
میترسم
من از تمام علامتهای تردد بیتو
میترسم!
این قطعه که شاید بهترین و قویترین سطرهای مجموعه باشد به دلیل نوع بیان و نگاه شاعر بیدرنگ ما را به یاد فروغ فرخزاد میاندازد:
من از زمانی
که قلب خود را گم کرده است میترسم
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت میترسم...
سلیمی در شعرهای این کتاب سعی کرده زبانش ساده و نزدیک به زبان معیار و گفتار باشد، اما او متاسفانه نه به زبان گفتار نزدیک شده است و نه توانسته از زبان شعر و ظرفیتهای آن به خوبی بهره ببرد.
بسیاری از آثاری که در این کتاب سلیمی منتشر کرده فاقد آن جوهره و خلاقیت شاعرانه است که حتی بسیاری از سطرهایش را اگر پشت سر هم و در فرم نثر بنویسیم در بهترین حالت نه شعر منثور که نثرهای شاعرانه و دلنوشتههای یک بانوی پرعاطفه میتوان بر آنها نام نهاد.
ضرباهنگ تمام دیدارهایمان، دیرم شد، باز دیرم شد!
تمام چارچوب قلبم، دروازهات، در انتظار گل پایانات، تماشاگر تمام جامهای جهانیام!
شبیه نمونه های بالا در کتاب سلیمی فراوان وجود دارد و در نهایت انتشار آثاری از این دست جز دامن زدن به بی اعتمادی مخاطب به شعر امروز ایران کارکرد دیگری ندارد .
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: