چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

تنها وسیله ارتباطی من با دنیا یک رادیو بود

قربان نجفی سال 1347 در ایلات به دنیا آمد. از همان سال‌های ابتدایی و علی‌رغم امکانات کمی که در اختیار داشت و بدون این‌که بداند بازیگری چیست و بازیگر کیست، تصمیم گرفت که بازیگر شود. او بازی در تئاتر را از 8سالگی آغاز کرد و آن زمان بود که دلبسته تئاتر و بازیگری شد.
کد خبر: ۳۷۸۰۷۰

 او فارغ‌التحصیل تئاتر از دانشکده سینماو تئاتر است و بازی در تئاتر را از سال 1369 آغاز کرده است. همسرایی‏ دژ هوش‌ربا‏، جزیره، پیوند خونی، خاموشی ماه و حورا از جمله کارهای نمایشی اوست.نجفی سال 1373 با فیلم سایه به سایه علی ژکان جلوی دوربین سینما رفت و بعد از آن در سریال‌ها و فیلم‌های بسیاری به ایفای نقش پرداخت که فصل پنجم، رویای سبز، آخر بازی، خاطرات خاموش‏، عید آن سال‌ها، من بن لادن نیستم، تهران تهران و... از آن دسته‌اند.

نجفی از خاطرات روزگار کودکی‌اش برای ما می‌گوید: مهم‌ترین اتفاقات زندگی من به دوران کودکی و نوجوانی‌ام در ایل قشقایی برمی‌گردد و باید بگویم روند زندگی من در همان جا و در همان زمان شکل گرفته است.

ایل قشقایی از بزرگ‌ترین ایلات ایران زمین هستند که به لحاظ مسیر کوچشان بلندترین مسیر کوچ را دارند، یعنی چیزی حدود هزار کیلومتر. من تحصیل در دوره ابتدایی را در مدارس عشایری و زیر چادرهای ایلات و عشایر گذراندم و آن زمان مرحوم صمد بهمن‌بیگی مسوول آموزش عشایر کل کشور بود که خدمت بزرگی را برای عشایر کرده بود و چراغ علم را به تاریک‌ترین نقاط این مملکت برده بود.

همان‌طور که می‌دانید امکانات در بین ‌کوچ‌نشینان عشایری بسیار کم است و آن زمان تنها وسیله ارتباطی من با دنیا، رادیوی پدرم بود که دقیقا یادم هست مارک فیلور بود. من از طریق این رادیو قصه شب و داستان شب گوش می‌دادم و از همان زمان بدون این‌که اصلا چیزی از بازیگری بدانم، تصمیم گرفتم بازیگر شوم.

8 سالم بود که با بچه‌های عشایری در همانجا تئاتری را اجرا کردیم که خیلی این کار را دوست داشتم و بعد از آن دومین نمایش را اجرا کردیم تحت عنوان موسی و شبان که من نقش گوسفند را بازی می‌کردم.

باید این را بگویم که آموزش عشایری همیشه مدرن و پیشرفته بوده و بچه‌های ایلات و روستایی عموما باانگیزه و بااستعداد هستند. آنها تا چشم باز می‌کنند دشت و طبیعت را می‌بینند و این پایه و اساس رفتار و منش آنها می‌شود و به همین دلیل علاوه بر این‌که بسیار انگیزه‌مند هستند، بسیار آدم‌های مهربان و گشاده‌رویی نیز هستند.

او ادامه می‌دهد: بعد از این‌که دوران راهنمایی و دبیرستان را در روستاهای اطراف به پایان رساندم، کنکور هنر شرکت کردم و موفق شدم تا رتبه‌ای دو رقمی در تئاتر کسب کنم و همیشه اعتقاد داشتم و دارم که چیزی متعالی‌تر از تئاتر وجود ندارد و تئاتر انسان را به تزکیه نفس می‌رساند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها