یکی از خاطراتی که من در این خصوص دارم مربوط به پروندهای است که آگاهی و اطلاعات عمومیام به من کمک کرد. در پروندهای که میخواهم خاطرهاش را برای شما تعریف کنم تقریبا هیچ اثر ضرب و جرح یا آثاری که نشان دهد فردی در آن مکان به قتل رسیده است وجود نداشت و من از روی تغییر رنگ دیوار خانه متوجه شدم دیوار ترمیم شده است. در آن زمان در یکی از شهرستانهای اطراف تهران بازپرس بودم که خانوادهای خبر دادند برادرشان گم شده است. آنها گفتند برادرمان در تهران زندگی میکرد و به شهرستانهای اطراف تهران خیلی رفت و آمد داشت. او چند روزی است که به اصفهان آمده اما به طرز عجیبی گم شده است. مرد جوان تنها زندگی میکرد و مسلما کسی نبود که اطلاعات دقیقی از او داشته باشد. خانهای را که گفته میشد مرد جوان در آنجا ساکن شده است مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم قسمتی از دیوار خانه بازسازی شده است؛ وقتی دستور دادم دیوار کنده شود به یک باره جسد بیرون آمد.
قاتل بعد از اینکه مرد جوان را به قتل رسانده جسد را به صورت ایستاده دفن کرده بود. این روش دفن در زمانهای دور فقط در یک شهر کشور مرسوم بود و من این موضوع را میدانستم. اولین چیزی که به ذهنم رسید همین موضوع بود. قاتل باید اهل آن شهر خاص باشد و این در حالی بود که اولیای دم میگفتند چیزی در این زمینه نمیدانند و کسی را در آن اطراف نمیشناسند.
با توجه به شیوه خاص دفن تقریبا برای من محرز بودکه قاتل در آن شهر خاص زندگی میکند. بعد از تحقیقات فراوان متوجه شدم مقتول با یکی از دوستانش اختلافات شدیدی داشته و از قضا دوستش هم اهل همان شهر است. مرد مظنون بازداشت شد و من او را در چندین مرحله مورد بازجویی قرار دادم. او میگفت هیچ نقشی در قتل نداشته و از اینکه دوستش کشته شده بسیار ناراحت است. اما در نهایت وقتی چندین بار او را مورد بازجویی قرار دادم دچار تناقضگویی شد و نتوانست در برابر پرسشهای پی در پی من جوابی قانعکننده بدهد و در نهایت واقعیت را گفت. مرد جوان به خاطر اختلاف شدیدی که با مقتول داشت به خانه او رفته و بعد از اینکه با هم درگیر شده بودند او را به قتل رسانده و جسد را به صورت ایستاده دفن کرده بود.
متهم هیچ سرنخی از خود بر جای نگذاشته و طوری برنامهریزی کرده بود که حتی شاهدی هم برای اینکه زمان قتل نزد مقتول نبوده، داشته باشد. رفتار او هم طوری بود که اولیای دم به او شک نکرده بودند اما نحوه دفن جسد طوری بود که توانست به من کمک کند تا دست قاتل را رو کنم.
در پروندههای قتل جمعآوری مدارک موجود در پرونده و بررسی جزئیات و درج آنها بسیار مهم است و هر کدام از آثار برجای مانده در صحنه میتواند به بازپرس در کشف جرم کمک کند و اگر نکته کوچکی در صحنه جرم وجود داشته باشد که بازپرس آن را ندیده باشد یا فراموش کند آن را یادداشت نماید، ممکن است پرونده را بسیار پیچیده کند.
محمدحسین شاملو، قاضی دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم