در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قسمت ابتدایی در نگاه اول، تصویری نو از صحنه عاشورا را نشان میدهد؛ هوایی که ابری است و مانند لحن روایت عاشورایی سریال غمگین است و سعی میکند فضای سریال را تعریف کند. سپس خون به آسمان پاشیده میشود، به قدری این خون پتانسیل و قداست دارد که تمام عالم و آسمان را به رنگ خود در میآورد و عالمگیری واقعه را به تصویر میکشد. سپس باران میبارد، بارانی که در حقیقت اشک چشمان آسمان تلقی میشود. تمام جهان و زمین و زمانگویی بر این داستان میگریند و هنگامی که قطرهای از آن نام سریال را بر صفحه میآورد، بیانگر واقعه به مثابه باران شدیدی است که کل داستان مختارنامه تنها قطرهای از آن محسوب میشود.
سپس قسمت معرفی عوامل آغاز میشود. در پشت زمینه، رنگ کرم یادآور خاک و گرمای صحرای کربلاست و در عین حال تصویر قطرات روی آن شکلی متناقض را به نمایش در آورده است. این در حقیقت فقدان آب را یادآور میشود و این تضاد را خلق میکند و از طرفی دیگر اشکها و گریههایی است که بر این خاک و صحرا ریخته میشود.
از آنجا که هم واقعه کربلا و هم قیام مختار وقایعی خونیناند، خون در تیتراژ نقشی محوری ایفا میکند و در طول آن حضور دارد، به شکلی که گویی در حال حل شدن در آب و حرکت کردن است و نام فریبرز عربنیا با همان خون نوشته شده است و به همان شیوه از تصویر خارج میشود، اما نام بقیه عوامل به رنگ سیاه است ـ بجز نام کارگردان ـ و حالت ظهور و محو آنها به شکل موج برداشتن آب و چکیدن قطرات روی آن است. نامها و اسامی به قلم حمید عجمی خطاطی شدهاند و بار بصری عظیمی از تیتراژ را بر دوش میکشند. خط ابتدایی تا ظهور نام سریال معلا نوشته شدهاست و پس از آن نستعلیق است؛ معلایی که خیلی وقت است جایش را در فرهنگ عاشورایی باز کرده.
تم موسیقی تیتراژ ابتدا لحنی ایرانی دارد و آوازی حزنانگیز است که در پس آن صدای شیون زنان به گوش میرسد که وامدار موسیقی مجید انتظامی برای فیلم سینمایی روز واقعه است و پس از نام سریال، موسیقی تم کاملا عربی پیدا میکند که این تغییر فضا به نوعی با نوع روایت داستان فیلم هماهنگی دارد.
اما مسالهای که باعث میشود تیتراژ سریال مختارنامه از تبدیل به یک تیتراژ عالی بازماند، تصاویر بخشهایی از فیلم است که در پس زمینه به نمایش در میآید. این وضعیت، حالتی کلیشهای به تیتراژ داده و خلاقیت آن را پایین آورده است. دیدن تصاویر فیلم در پس زمینه، کیفیت هنری تیتراژ را پایین آورده و متاسفانه این مساله امری رایج در سریالهای ایرانی شده است ـ اگر چه در پوستر عمده فیلمهای سینمایی ایرانی نیز به شکلی دیگر بروز پیدا کرده و مدتهاست پوسترها و بیلبوردهای فیلمها فقط تصویر چهرههای بازیگران است و بس! ـ اما در آخر ذکر این نکته ضروری است که مختارنامه تیتراژی نه عالی و شاهکار، اما خوب و قابل تامل دارد و کاملا با فضای سریال از نظر کیفیت همخوان است.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: