کارگاه مستند

مستند حیات وحش

مستند حیات وحش به اقتضای موضوع خود که حیات غیرانسانی است ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که به کلی این نوع مستند را از مستندهای مرسومی که موضوعشان حیات انسانی است، متمایز می‌کند. در مستند حیات وحش، مستندساز فقط ناظر است و نمی‌تواند از سوژه بخواهد رخداد مستندی را در مقابل دوربین بازسازی کند. مصاحبه هم که ممکن نیست. حتی نمی‌شود به این راحتی‌ها سوژه را به کارهای ساده‌ای مثل بی‌حرکت ماندن، نشستن یا غذا خوردن واداشت.
کد خبر: ۳۷۷۱۶۵

 پس اساسا در مستند حیات وحش استفاده از یک عامل مهم در ساخت فیلم مستند، منتفی است و آن داشتن طرح اولیه برای اجراست. در این نوع مستند همه چیز باید خودش اتفاق بیفتد. حتی در مواردی هم که ما زمینه را برای رخ دادن وقایع فراهم می‌کنیم ـ مثل زمانی‌که ماکتی از فضای طبیعی می‌سازیم و موجودات را در آنجا نگهداری می‌کنیم ـ باز هم این ما هستیم که باید در انتظار رخ دادن واقعه بمانیم نه این‌که سوژه منتظر کیو دادن یا همان فرمان شروع دادن ما بماند و با قطع شدن ضبط، کارش را متوقف کند. این شرایط خاص سبب می‌شود در مستند حیات وحش، دخالت در رخداد طبیعی (کاری که متاسفانه در مستندهایی که سوژه‌ انسانی دارند، سنتی رایج شده است) به حداقل برسد و جنبه‌ استنادی کار صدمه نبیند.

عدم‌امکان پرداختن به موضوع حیات وحش با طرح و نقشه‌ قبلی موجب می‌شود شیوه‌های مستندساز برای پرداختن به این موضوع محدود شود و در نتیجه فیلم‌های مستند حیات وحش، اغلب شبیه هم شده و تنوع در آنها کمتر مشاهده شود. یعنی این‌که برای ساختن مستند حیات وحش، مستندساز چند گزینه بیشتر پیش‌رو ندارد یا باید مستند علمی بسازد و کارش را به گفتار متنی حاوی اطلاعات علمی و آماری درباره موضوع متکی کند که در این‌صورت مستند او بیشتر در دسته علوم قابل طبقه‌بندی خواهد بود تا در دسته‌ آثار هنری یا این‌که باید مستند بی‌کلام بسازد و با موسیقی حرفش‌ را بزند یا اگر خیلی خلاق باشد از نریشنی غیرعلمی مثلا گفتار متن قصه‌گویانه یا شاعرانه برای تصاویر خود استفاده کند. گزینه‌ سومی وجود ندارد. یعنی در مستند حیات وحش مستندساز هیچ‌گونه اتکایی به صدای حیوانات برای پیشبرد زبانی اثر خود نمی‌تواند داشته باشد. او در بهترین حالت فقط می‌تواند از صدای حیوانات استفاده موسیقایی بکند. این محدودیت در واقع یکی از مهم‌ترین مزایای کار در زمینه مستند حیات وحش است. عدم‌وجود زبان مشترک میان سوژه(حیوان) و مخاطب(انسان) جنبه‌ای رازآمیز به مستند می‌بخشد و این رازآمیزی، خود یکی از عواملی است که در کار ایجاد جذابیت می‌کند.

ولی چیزی که نباید از نظر دور داشت لزوم آشنایی مستندساز با دنیای حیوانات است. مستندساز حیات وحش وقتی می‌تواند از جذابیت‌ موضوع کار خود بهره‌ درست و بهینه ببرد که اگر با حیوانات همزبان نیست، تا حد امکان با آنها همدل شود تا کارش فقط بازتاب صرف رازآمیزی این مخلوقات شگفت نباشد. باید از دل این بی‌زبانی و سکوت معنا یافت و راز گشود. این شاید مهم‌ترین وظیفه‌ مستندساز حیات وحش باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها