آزاده صالحیان در انتشار نخستین کتابش دقت و و سواس لازم را نداشته‌ است

نمایش دیگری از واقعیت

«مترسک‌ها حلبی راه می‌روند» عنوان اولین مجموعه شعر آزاده صالحیان شاعر جوان کشورمان است که بتازگی و به کوشش نشر شاملو مشهد روانه بازار کتاب شده است. شعرهای صالحیان در این مجموعه تا حدودی بدون دغدغه زبانی سروده شده‌اند و بیشتر آمیخته با فلسفه و طرح روایت‌های کلان است. نگرش مفهومی به وقایع و ایجاد تصاویر چند لایه‌ای و گاهی هم تکثر روایی از شگردهای کار صالحیان است:
کد خبر: ۳۷۶۵۹۷

سنگ روی سنگ بند نمی‌ماند ‌/‌ و قلب درون قفسی ابدی‌/‌ هر چند مانده باشد ‌/‌ این جا کوه‌ها آسمان را می‌مکند ‌/‌ و گوشواره نهرها ‌/‌ دیگر سنگ نیست!

اما نکته‌ای که در همین ابتدا باید تاکید کنم این است که انتشار یک کتاب حاصل زحمات توامان و متقابل نویسنده و ناشر است و با کمی وقت بیشتر می‌توان از بسیاری از ایرادها و آسیب‌های نشر کاست. ظاهرا صالحیان به همراه ناشر در ویرایش نهایی شعرها قبل از چاپ زیاد حساسیت نشان نداده‌اند و این باعث شده بعضی اشکالات تایپی به مفهوم‌سازی شعرها صدمه بزند.

1ـ و این گردالی ترین نقطه‌ای یست که احتمالا «و این گودالی‌ترین نقطه‌ایست» صحیح است. ص19

2ـ و تطفین گل‌های رو به خورشید که «و تدفین گل‌های رو به خورشید» صحیح است. ص 51 و 52 که تطفین کلمه‌ای عربی است و هر چه هم گشتم معنای آن را پیدا نکردم.

فضاهای عینی در این کتاب موج می‌زنند شاعر می‌توانست با درگیر کردن تصاویر آشنا با کارکردهای جدید به فرا واقعیت (فراعینی) دست یابد. در این میان «زمین» کلمه‌ای است که بیشترین کاربرد را در شعرهای این مجموعه دارد با 28 بار حضور لابه‌لای سطرها.راوی در زمین می‌چرخد و به دنبال چیزی می‌گردد خواننده را هم به دنبال همان چیز می‌گرداند. اما اشکال کار اینجاست که «زمین» در بیشتر شعرها کاربردی تکراری دارند و همین باعث شده شاعر گاهی دچار لفاظی شود.

و حالا تو زمین را رصد...نه! ص 23ـ آهای بادبان‌ها را بکشید زمین کجاست؟ ص 25ـ زمین زوزه‌ای کشید ص 26ـ زمین لباس عروسی‌اش را پوشیده است ص 42ـ آری زمین عروس گونه خواهد رقصید ص 43

گاهی هم شعر به شعار تبدیل شده است:

ـ من در تمام چشم‌های بی‌حاصل ‌/‌ و تطفین «تدفین» گل‌های رو به خورشید‌/‌ سیاهی‌های عشق را تجربه خواهم کرد ـ ص 52

آزاده صالحیان در این مجموعه نشان داده است که تجربه زیستی خوبی دارد و کاملا محیط اطرافش را می‌بیند و می‌شناسد. ذهن خلاق شاعر در بسیاری از شعرها با پذیرش روایت‌های آشنا مفاهیم و موقعیت‌ها را بازآفرینی می‌کند. سعی می‌کند تعریف تازه‌ای از اتفاقات حاضر ارائه دهد و در فضاهای بینامتنی «intertextual» و ارجاع‌های درون متنی، برای پیوستن به جهان موجود در سطرها حرکت می‌کند. اما تلاش کرده به تکرار دچار نشود این نگاه در کلیت فضای شعرها وجود دارد. در بعضی شعرها این تلاش به نتیجه رسیده است مثل شعر صفحه 72 که یکی از موفق‌ترین شعرهای مجموعه «مترسک‌ها حلبی راه می‌روند» است:

معدل این همه کلاغ‌/‌ می‌شود گنجشک‌های نوپا‌/ که قب قب هاشان را باد نینداخته‌اند!‌/‌ و این همه مرغ‌/‌ چینه دانشان پر شده است‌/‌ از‌های و هوی این نو پا ‌/‌ اینجا ستون است پشت تمام این همه چینه دان‌/‌ سرت را بیرون بیاور‌/‌ این ساحل همه‌اش قرمز است!

نکته: آزاده صالحیان در این مجموعه نشان داده است که تجربه زیستی خوبی دارد و کاملا محیط اطرافش را می‌بیند و می‌شناسد. او با ذهن خلاقش بسیاری از مفاهیم و موقعیت‌ها را بازآفرینی می‌کند

با استفاده از کارکردهای زبان است که شاعر می‌تواند به خلق تصویرهای ناب دست بزند. با پیوند روابط عناصر زبانی و ترکیب واحدهای زبانی در جهت عبور از زبان‌‌پریشی (زبان‌پریشانه) و ایجاد فضاسازی بخصوص به استقلال زبانی برسد. هر چند مهندسی چیدمان کلمات در اکثر شعرهای این مجموعه خوب به چشم می‌آید و شاعر با استفاده از مناسبات دقیق و عینی ما بین واژه‌ها و سطرها کیفیت تصویری خاصی به بسیاری از شعرها بخشیده است. البته خروج از زبان نُرم و ایجاد روابطی فراتر از زبان عادی به این معنا نیست که از معنای اصلی شعر دور شویم بلکه می‌توانیم با روابط غیر عادی سطرها و کارکردهای کلامی فراتر از خلق موقعیت‌های معمول و عنصر آشنایی‌زدایی که باعث تفاوت زبان ادبی از کلام عادی می‌شود ـ چیزی که فرمالیست‌های روسی به آن معتقدند ـ کمی ذهن مخاطب را اذیت کنیم، اذیت نه به معنای آزار بلکه به معنای واداری به تفکر. کاری که صالحیان بخوبی انجام داده است. فقط در چند مورد رفتارهای زبانی کلیشه‌ای و تکراری‌اند. مثل «میییییییییییییییی رود» در صفحه‌های 9 و 32 ـ «می‌با با رد» در صفحه‌های 30 و 31 ـ «سرو و و و و و و» در صفحه 68 ـ «اووووج» و «فر و د » در صفحه 82 که فرود آمدن به شکل تصویری هم نشان داده شده اما اوج به همان شکل افقی نوشته شده و تصویری از اوج گرفتن به دست نمی‌دهد.

آزاده صالحیان در بعضی شعرها با به هم ریختن اقتدار سطرها و ایجاد موسیقی‌های بیرونی با استفاده از فضاهای زبانی ـ ذهنی و ارجاع آنها به بنیان متن ساختمان کارش را با مهارت پی‌ریزی می‌کند و شکل مورد نظرش را می‌سازد.در واقع اگر بخواهیم به رمز‌گشایی و کنکاش در لایه‌های درونی شعرها بپردازیم آن‌وقت بیشتر با فرمت‌های تصویری شعرها برخورد می‌کنیم، البته بررسی آنها بیشتر از جنبه کارکردی مدنظر نگارنده است نه از جنبه زیبایی‌شناسیک.

ـ خیابان هنوز هست هنوز ‌/‌ و نفسش زیر آسفالت، آسفالت شده، شاید به تنگ آمده ‌/‌ خیابان هنوز گوره خر نشده ‌/‌ این را شنیده بودم ‌/‌ و سفید و سیاه ‌/‌ شایدم آبی و سفید کنار خیابان هنوز خاکی ست ‌/‌...ص 49

شاعر در بعضی سطرها واقعیت را برعکس و یا به نظر من اشتباه معرفی می‌کند حالا این پرسش مطرح می‌شود که اگر این کار تعمدی است چرا؟ و اگر نیست چرا؟ البته ساختارها و فضاهای ذهنی و زبانی این مجموعه برای این نوع رفتارها همخوانی ندارند.

ـ «زمین این مکعب تو خالی» ص 20 ‌/‌ زمین بیضی چرا مکعب معرفی شده و اگر هم بیاییم «آونگ» در سطر «فوکو هنوز آونگش زیر گنبد کلیسا تلوتلو می‌خورد» را واسطه و بهانه قرار دهیم و زمین را به جای «زمین بودن» ساعتی مکعب شکل معرفی کنیم، باز ترکیب منطقی و قابل قبولی نیست چون در ساختار شعر زمینه سازی و مفهوم‌سازی نشده است.

در پایان باید این نکته را اشاره کنم که هر شعر تازه برای تولید شدن نیازمند ایده و ذهنی تازه است و صالحیان به طور یقین می‌تواند با مطالعه و تمرین شعرش را از فراز و فرودهای ناموزون و نامفهوم دور نگاه داشته و در آینده آثاری استوار بر پایه‌های شعور و شناخت ارائه کند.

فرهاد کریمی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها