در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من برادری 3 ساله دارم و مادرم خیلی نگران سرنوشت او بود و میگفت نمیتواند او را تنها بگذارد. پدرم از احساسات و عواطف مادرم سوءاستفاده میکرد و هر وقت صحبت از طلاق میشد میگفت اگر جدا شود اجازه نمیدهد مادرم ما را ببیند و این تهدیدها مادرم را پشیمان میکرد.
دختر جوان ادامه میدهد: پدرم اعتیاد داشت و با مواد کشیدنش آبروی همه ما را برده بود و میگفت نمیخواهد ترک کند. ما همگی به مادرم دلبسته بودیم و او را حامی خود میدانستیم. حالا که مادرم رفته است ما تنهاتر از همیشه شدهایم و من نمیتوانم داغ مرگ او را فراموش کنم. برادر کوچکم تنها مانده است و من نمیخواهم وقتی بزرگ شد از این که چرا قاتل مادرمان را تنبیه نکردیم از ما گله کند.
دختران مقتول آنقدر داغدار هستند که میگویند هیچ چیز آن واقعه تلخ را از ذهنشان پاک نمیکند حتی قصاص پدر: «ما میدانیم با قصاص پدرمان چیزی عوض نمیشود، اما پدرمان باید بداند کشتن یک انسان کار راحتی نیست و مجازات دارد. پدرم با نقشه قبلی که کشیده بود ما را از خانه بیرون راند و مادرمان را به قتل رساند. او میدانست اگر ما در خانه باشیم جلوی او را میگیریم، به همین خاطر هم ما را بیرون کرد. او دروغ میگوید که قصد قتل مادرم را نداشته است. ما از خون مادرمان نمی گذریم».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: