در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این بود همان طور که مادرم خیلی خوب مرا شناخته بود درس خواندن برایم عذابآور بود و هرگز از آن لذت نمیبردم. یکی از دلایلی که کششی به گرفتن نمرههای بالا و قبول شدن به آسانی در دانشگاه را نداشتم همین تنبلی و تنفر از درس خواندنهای مداوم بود. هر چه بیشتر مادرم به من فشار میآورد که او را سرافکنده نکنم و لااقل در یک دانشگاه متوسط قبول بشوم بیش از پیش به فکر راههایی میافتادم که هدف را برای من آسانتر کند. با شرایطی که داشتم و نمرات متوسطم در تمام طول دوران تحصیلم هیچ جای شکی وجود نداشت که دانشگاههای معتبر درجه یک احتیاجی به من نداشتند و مرا نمیپذیرفتند و تنها راه برایم تقلب و کارهای غیرقانونی بود که در نهایت آنها را انجام دادم. نمیدانم در این ماجرا چقدر خانوادهام مقصرند اما میدانم که چنان تنبیه شده و اعتماد به نفسم را از دست دادهام که دیگر هرگز کار خطایی از من سرنمیزند و از این پس مثل یک پسر جوان سر به راه زندگی خواهم کرد. آدام ویلر، دانشجوی 24 سالهای است که به اتهام تقلب در تمامی آزمونهای دانشگاهی و حتی مقالههای درسیاش مورد مواخذه قرار گرفته و علاوه بر اخراج از دانشگاه، دادگاهی نیز شده است. این پسر جوان متهم است با جعل انواع و اقسام نامههای اداری که توسط رایانه طراحی کرده، توانسته وارد دانشگاه درجه یک هاروارد شود و تقریبا دو سال در آن به تحصیل بپردازد. پرداخت کمک هزینه و وام دانشجویی به قیمت 45 هزار دلار از جمله ضرر و زیانهایی است که آدام باید آن را پس بدهد و با حکم دادگاه تا اطلاع ثانوی از محیط دانشگاه دور بماند. بنا به مندرجات پرونده این پسر جوان که اتفاقا از هوش بالایی برخوردار است با وجود آن که تقلب و جعل نامههای دانشگاهی حکم سنگینی دارد اما او حبس 10 سالهاش را با قرار وثیقه تعویض کرده و میتواند به جای سالها ماندن در زندان با این پول آزادانه زندگی کند. به شرطی که هرگز در یک مرکز دولتی مشغول به کار یا درس خواندن نشود و از هیچ دانشگاهی دوباره تقاضای پذیرش نکند. «من از کاری که کردهام بسیار پشیمانم اما هنوز هم وقتی به گذشته فکر میکنم، متوجه میشوم هیچ راهی برای من به غیر از تقلب وجود نداشته است. من هرگز دانشآموز زرنگی نبودم که با تلاشهای خودم وارد دانشگاههای معتبر بشوم و خواست مادرم همواره از من این بود که تنها آرزویش را برآورده کنم و نزد دوستان و خانوادهاش او را سرافکنده نکنم. چارهای نداشتم باید هر طور که شده و با هر راهی خودم را وارد هاروارد میکردم و جعل نامه تنها راهم بود. دهها نامه و سندی که توسط مسوولان آموزش دانشگاه هاروارد در اختیار دادگاه قرار داده شده، نشان میدهد که آدام از همان ابتدا و حتی برای ثبتنام از راهی تقلبی وارد شده است. او با جعل دستکم 4 نامه از معلمان سابق و دبیرستان محل تحصیلش توانست نمراتش را هم تغییر دهد و دانشگاه را مجاب کند که برای پذیرفتن او هیچ شکی به خود راه ندهند. او پس از آن که از این طریق توانست وارد سیستم شود و به عنوان دانشجوی ممتاز پذیرفته گردد به ناچار باید واحدهای درسی زیادی پشت سر میگذاشت که حتی برای آنها هم معلومات کافی نداشت. دهها مقالهای که او باید در هفته به استادانش تحویل میداد، کاری سخت و پرچالش بود که باز هم این پسر جوان از راه آسانتر یعنی کپی کردن کارهای دانشجویان قبلی و تنها کمی دست بردن در آنها از آن میگذشت. در طول دو سالی که او در هاروارد درس میخواند بیش از 100 مقاله جعلی و کپی شده تحویل استادان داد که ادعا میکرد همه آنها را خودش نوشته و تهیه کرده است و با استفاده از آنها نمرات بالای 19 میگرفت. آدام که برای کارهایش هدف داشت خوب میدانست که اگر یکسال بتواند تمام واحدهای درسیاش را با نمرات عالی بگذراند، میتواند کاندیدای بورسیه تحصیلی بشود و از این راه درآمد خوبی هم کسب کند، این بود که به محض پایان دو ترم اولش درخواست بورسیه شدن و وام تحصیلی را تحویل مسوولان دانشگاه هاروارد داد. آنها که او را دانشجوی مستعدی میدیدند فورا با درخواست وام موافقت کردند و بورسیه را به چند مقاله تکمیلی که باید از سوی او نوشته میشد، موکول کردند؛ مقالههایی که بالاخره توانست شک یکی از استادان را برانگیزد و ماجرای جنجالی این دانشجوی تقلبی را افشا کند. «من خیلی خوب میدانستم کاری که میکنم غیرقانونی است و برای آن بشدت مواخذه خواهم شد اما چارهای نداشتم. راهی بود که آن را شروع کرده بودم و بیرون آمدن از آن آسان نبود. در عین حال حضور در دانشگاه بسیار معتبری که همه دانشجوهایش افراد نخبه و باهوش بودند برایم بشدت جذاب بود و فکر میکردم با کپی کارهای دانشجویان قبلی و گرفتن نمرات بالا براحتی میتوانم 4 سال درسم را تمام کنم. اشتباه من زمانی بزرگتر شد که درخواست بورسیه تحصیلی کردم در حالی که میدانستم برای گرفتنش باید چندین مقاله تحویل بدهم که کار بسیار سختی بود. چارهای نداشتم جز این که باز هم مثل چند ماه اخیر سراغ آرشیوهای مقاله دانشجویان موفق سابق بروم و آنها را به شکلی کپی کنم که کسی بویی از آن نبرد. غافل از این که استادی که آخرین مقالهام را میخواند از افراد قدیمی دانشگاه است که بلافاصله متوجه شباهت بیچون و چرای نوشتههای من با دانشجوی موفق سابقش که فارغالتحصیل شده بود، میشود. وقتی او به من گفت که نسبت به نوشتههایم مشکوک است، انگار دنیا را روی سرم آوار کرده بودند. تصور این که با بدترین شکل از دانشگاه اخراج شوم و خانوادهام هم در جریان قرار گیرند بشدت ناراحتکننده بود، من هیچ وقت حتی فکرش را هم نمیکردم که جعل امضاهای استادان و موسسات معتبری که برگههای معرفینامههایشان را کپی و جعل کردهام، میتواند مرا راهی دادگاه و حتی زندان کند. اشتباه من بسیار بچگانه بود و از آن بسیار پشیمانم.» ماجرای «آدام ویلر» زمانی راه به قسمت آموزش دانشگاه هاروارد پیدا کرد که یکی از استادان که تقاضای بورسیه او را مورد بررسی قرار داده بود، متوجه شباهت بسیار زیاد مقاله ارائه شده توسط او با یکی از دانشجوهای سابقش شد. این شباهت آنقدر زیاد بود که حتی جملات هم عینا تکرار شده بودند و این استاد توانست اصل مقاله را هم در اختیار مدیر آموزش قرار دهد. از سوی دیگر آدام که بلافاصله توسط این استاد مواخذه شده بود، میدانست که احتمالا دیگر شانسی برای ادامه دادن درسش در این دانشگاه ندارد، باز هم با جعل مهر هاروارد و امضای رئیس آن، خودش را به عنوان یک دانشجوی ممتاز معرفی کرد و تقاضانامهاش را برای انتقال به دانشگاه «یل» فرستاد. کاری که از نظر پلیس، با وجود اینکه میدانست خلاف بزرگتری است آن را انجام داد و سبب رسوایی بزرگتری برای او شد. «وقتی فهمیدم که یک استاد به ماجراهای من پی برده است هیچ راهی به ذهنم نمیرسید. نمیخواستم به شکل بدی اخراج شوم و هم دانشجوها که برایم احترام زیادی قائل بودند ناگهان پی به دروغین بودن تمام ادعاهایم ببرند. این بود که باز با استفاده از یک برنامه رایانهای که آن را خودم ساخته بودم، سربرگ دانشگاه هاروارد را کپی و جعل کردم و در آن خودم را دانشجوی موفقی خواندم که لیاقت ادامه تحصیل در «یل» را هم دارد.
امیدم این بود که قبل از فاش شدن کامل این داستانها بتوانم پذیرش انتقال دانشجوییام را بگیرم و فورا دانشگاهم را ترک کنم اما اشتباه میکردم. این کار نه تنها خیلی زود لو رفت بلکه سبب شد پروندهام بسیار سنگینتر شود و بابت کاری که کردم بشدت مواخذه شوم.
اکنون با وجود رای 10 سال زندان به خاطر جعل دهها امضا و مهر دانشگاه و دبیرستان توانستهام با قرار وثیقه آزاد شوم اما حق درس خواندن از من گرفته شده و حتی تا چند قدمی دانشگاه هاروارد هم نمیتوانم نزدیک شوم. در حال حاضر در یک موسسه تحقیقاتی کوچک در ماساچوست مشغول به کارم و مدام به گذشتهام فکر میکنم، به این که میتوانستم خوب درس بخوانم و به جای جعلی وارد شدن به دانشگاه و درست کردن شرمندگی برای خانوادهام، خودم تلاش کنم و مستحق عنوان دانشجوی ممتاز باشم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: