علاقه او به مسائل اجتماعی سبب شده تا در اکثر نمایشنامهها و کارهای او شاهد داستانهایی باشیم که در آنها مسائل اجتماعی از زوایای مختلفی خود را نشان داده است.
دغدغه او در نوشتن و یا انتخاب نمایشنامه برای اجرا نیز بر همین موضوع استوار است. او یکی از موسسان گروه تئاتر معاصر و از فعالان آن است که طی بیش از 13 سال فعالیت در عرصه تئاتر جایگاه خود را به عنوان نویسنده و کارگردانی صاحبنظر تثبیت کرده است، بهطوری که در این سالها توانسته جوایزی را به خود اختصاص دهد. چیستا، پاییز شبهای انتظار، تهران زیر بال فرشتگان، مرغابی وحشی، رویای هالیوود و... از جمله کارهای برهانی مرند در زمینه نویسندگی و کارگردانی تئاتر است.
او ترجیح میدهد از پدرش برایمان بگوید: از دست دادن پدرم یکی از تلخترین و فراموشنشدنیترین اتفاقات زندگی
من است.
پدرم سالها مشکل کبدی داشت و سالها بود که تحت درمان و معالجه بود، 6 ماه قبل از فوت او، خواهرم او را برای درمان پیش پزشک برد و پزشک معالج به او گفته بود که او 6 ماه بیشتر مهمان شما نخواهد بود.
این موضوع را فقط من و خواهرم میدانستیم و بسیار دردناک بود دانستن اینکه هرلحظه ممکن است او را از دست بدهیم. تا اینکه در 25 آذر ماه او را برای همیشه از دست دادیم.
علیرغم اینکه از قبل از ماجرا خبر داشتم ولی وقتی او را از دست دادم انگار که تمام تکیه گاهم را از دست دادم و هیچکس و هیچ چیزی جای او را پر نخواهد کرد.
این احساس را نمیتوان اصلا با کلمات و جملات به زیان آورد و فقط میتوانم بگویم پدرم تکیهگاه من بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم