در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دادستان عمومی و انقلاب تبریز در سال 87: باید جلوی ورود موادمخدر به زندانها گرفته شود.
مدیر کل زندانهای آذربایجان غربی در سال 89: منکر ورود موادمخدر به زندانها نیستیم.
سخنگوی قوه قضاییه در سال 89 : ورود مواد به زندانها را انکار نمیکنیم.
معاون اول قوه قضاییه در سال 89 : با ورود موادمخدر به زندانها برخورد جدی و شدید میکنیم.
از 5 سال پیش تا به حال همیشه این جملهها را شنیدهایم و باور کردهایم که بزودی برای معضل موادمخدر در زندانها فکری اساسی میشود اما هنوز هم زندانیان دستاندرکار فروش موادمخدر شکمشان را انبار مواد میکنند و برخی زندانبانهایی که قیمت 40برابری موادمخدر در زندانها وسوسهشان میکند، جنس را به دست مشتریان میرسانند.
مسوولان سازمان زندانها میگویند با کسانی که عامل ورود مواد به بندهای زندانها هستند، بشدت برخورد میکنند، همچنین خبر میدهند که دستگاههای جدید کشف موادمخدر و بادی اسکنرها را برای شناسایی واردکنندگان مواد به زندانها به خدمت گرفتهاند و میگویند برای جلوگیری از مبادله مواد درون زندانها نیز بیش از 7 هزار دوربین نصب کردهاند.
اما با این حال، خبرهای غیررسمی از تداوم چرخه ورود، فروش و مصرف مواد در زندانها حکایت دارد. زندانیان زیادی با دفتر روزنامه ما تماس میگیرند تا شاید در طول چند دقیقه مکالمه بتوانند توضیح دهند که «بیشتر دوربینهای مداربسته زندانها خاموش است و زندانبانها بخوبی میدانند که چه کسانی و در چه محلهایی مواد مصرف میکنند» به این امید که به حرفهایشان اعتماد کنیم و برای توجه بیشتر مسوولان اینها را بنویسیم.
البته اگر قرار باشد صحت و سقم این خبرها را بررسی کنیم، منطقیتر این است که گفتههای مسوولان را که تاکید دارند در زندانها چرخه فروش و مصرف مواد در حال نزدیک شدن به صفر است ، باور کنیم اما وقتی هنوز هم شخصی مثل معاون اول قوه قضاییه از تشدید برخورد با ورود مواد به زندانها خبر میدهد، باید بپرسیم که وقتی همه مشکل را میدانند، پس چرا تجارت مرگ در زندانها متوقف نمیشود؟!
مریم خباز
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: