در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این موضوع در مورد هر یک از کشورهای چین، هند، ژاپن و روسیه یا همان قدرتهایی که باید ستون فقرات قرن آسیایی را تشکیل دهند و همچنین کشورهای اروپایی و حتی دیگر کشورهای جهان نیز صدق میکند، اما تغییر عمیق و اثرگذاری که کمتر تحلیلگران به آن توجه داشتهاند، اولویتهای آمریکاست. اکنون آمریکا به جای اقیانوس اطلس و برقراری رابطه از طریق این اقیانوس با کشورهای اروپایی به اقیانوس آرام و به تبع آن قدرتهای آسیایی روی آورده و این تغییر سیاست یکی از نتایج مستقیم پایان دوران جنگ سرد است. فراتر از این تاثیر، باید به برهم خوردن موازنهها و معادلههای اقتصادی نیز اشاره کرد که رویکرد به آسیا را پدید آورد تا پس از ژاپن که سالها بر عرصه آسیایی حکمفرمایی میکرد، اکنون چین جای آن را بگیرد.
در واقع باید گفت، جهان شاهد آغاز قرنی آسیایی اما از نوعی دیگر است، قرنی که در آن موضوع مورد توجه رقابت بر سر احراز رتبه اول در جهان در دو عرصه اقتصاد و قدرت نظامی یا به زانو درآوردن آمریکا نیست، بلکه وجه مشخصه این قرن بیشک دو پدیده دیگر است:
یکی؛ «جنگ سرد آسیایی داخلی» که براساس آن کشورهای همجوار چین تلاش میکنند، راهکارهایی در پیش گیرند تا مانع تکروی پکن و تبدیل آن به ابر قدرت قاره شوند، درحالی که باید به این نکته نیز توجه داشت که در مقابل، دولتمردان چینی نیز تلاش میکنند، ابتدا پایههای قدرت کشور خود را مستحکمتر کنند و سپس اصول و مبادی و سیستم خود را توسعه و گسترش دهند و ائتلافها و اتحادهای جدیدی را در پی حاکمیت چنین شرایطی به وجود آورند. درچنین شرایطی است که توافقات تاریخی چین و پاکستان پیرامون اختلافات مرزی اسلامآباد ـ دهلینو اهمیت بسیاری مییابد، بویژه پس از پررنگتر شدن نقش پاکستان در افغانستان که موجب گشته این کشور در سیاستهای کاخ سفید اهمیت بسزایی پیدا کند.
در مقابل و با وجود عواملی که بر یکپارچگی داخلی هند در شرق این کشور تاثیر میگذارد، هنوز دهلینو میتواند برمه را در مشت خود داشته باشد جایی که همواره در طول تاریخ، چینیها خواستار نفوذ به آن بودهاند. با وجودی که اکثر کشورهای جهان رژیم استبدادی و نظامی برمه را تحریم نموده و این کشور در عزلت و انزوا بسرمیبرد، اما هند میتواند برای بیرون آوردن برمه از این عزلت و انزوا روابط ویژهای با آن برقرار کند. همچنین باید گوشه چشمی هم به ژاپن داشت و از آنجا که توکیو نمیتواند، تفوق اقتصادی پکن بر خود را بپذیرد، بنابراین تمام تلاش خود را در شورای امنیت سازمان ملل متحد بکار خواهد بست تا دهلی نو به یکی از اعضای ثابت این شورا تبدیل شود و در این میان نباید توسعه روابط تجاری و اقتصادی دو کشور را هم نادیده گرفت.
اگر واقعا جنگ سرد آسیایی وجود داشته باشد، در این میان نمیتوان نقش دو قدرت تازه شکل گرفته در این قاره را نادیده گرفت از جمله روسیه که با وجود سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق تلاش میکند، نفوذ خود را در آسیای میانه حفظ کند. مسکو تلاش بسیار دارد تا به نفوذ پیشین خود و فعال نمودن نقش کشورش در شکل دادن اصول و قواعد بازی و رقابت در آسیا بازگردد.
اما دومین قدرت نوپای آسیا خود آمریکاست که اگر بخواهیم قدرت این کشور را در مقیاسهایی همچون حضور نظامی و پایگاههای نظامی از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا عراق و افغانستان بسنجیم، باید بگوییم، یکی از قدرتهای اول این قاره بشمار میآید، بویژه آن که دولتمردان آمریکایی حسابی ویژه برای نفوذ در آسیای میانه باز کردهاند.
اگر هستند کسانی که تصور میکنند، روی کار آمدن باراک اوباما موجب میشود تا وی در راستای ادعاهایش مبنی بر وضع خط مشی همکاری و تعاون در عرصه بینالمللی سیاست چشم پوشی از آسیای مرکزی یا کم توجهی به این نقطه از جهان را پیش گیرد، باید گفت کاملا راه را بیراهه رفتهاند، چراکه نه تنها اندکی از حضور آمریکا در این منطقه کاسته نشده که واشنگتن تلاش دارد، موازنه قوا در این منطقه را به سود خود رقم بزند.
از این روست که آمریکا برای جلوگیری از نفوذ بیش از پیش چین در کنار ژاپن ایستاده که با پکن بر سر جزایر مورد اختلاف درگیر است، همچنین از کشور هند حمایت میکند که خواستار به دست آوردن کرسی دائم شورای امنیت و یکی از طرفهای حاضر در جنگ سرد آسیایی است.
اما پدیده اول که در این جنگ سرد از آن سخن گفتیم، در این قرن آسیایی از پدیده دیگر یعنی «حضور آسیا در خارج از این قاره» کم اهمیتتر است. پس از این که نفوذ اقتصادی و همچنین نظامی و حتی جمعیتی در قرنهای گذشته موجب شد تا کشورهای اروپایی مستعمرههایی در مناطق دیگر پیدا کنند، (در حال حاضر عوامل بیشماری گردهم آمدهاند تا نفوذ آسیایی را بسان نفوذ اروپایی در سراسر جهان و بوپژه در آفریقا تسهیل نمایند.)
6 سال پس از برگزاری کنفرانس چین ـ آفریقا که به موجب آن سران چندین کشور آفریقایی به پکن آمدند تا زمینههای همکاری و سرمایهگذاری چین در کشورهایشان را بررسی کنند، اکنون به نظر میرسد، وقت آن فرا رسیده تا چین به خواستههای خود جهت حضور فعال در آفریقا تحقق بخشد.
اما در برابر این رویای چینی نباید شهروندان هندی تباری را نادیده گرفت که در کشورهای آفریقایی اقامت دارند و در مقابل تلاشهای چین آنها نیز سعی میکنند، کانالهایی برای حضور کشورشان در آفریقا بیابند و گواه این مدعا حضور فعال موسسات و شرکتهای آسیایی مانند شرکتهای ترکیهای و مالزیایی است که در آفریقا مشغول به فعالیت هستند.
بیشک بار امنیتی که آمریکا نزدیک به یک دهه است، آن را بر دوش میکشد و بر سرمایهگذاریها و حضورش نه تنها در آفریقا که در بسیاری از نقاط جهان تاثیری بسزا گذاشته، سهم بسزایی در تشویق کشورهای آسیایی جهت حضور در آفریقا داشته است و همین عوامل موجب شده تا کارشناسان، این قرن را قرنی آسیایی بنامند با این که این به معنای عدمحضور آمریکا در عرصه بینالمللی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: