در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاعر در چینش کلمات و استفاده بهینه از همه عواملی که در تکامل ساختمان شعر به کار میآیند، معماری خاصی دارد و همین امر برزیبایی و پایداری شعر او افزوده است.
انتخاب عنوان (فصل پنجم) برای این مجموعه، بیانگر این نکته است که در این کتاب با شاعری دردآشنا و آرمانگرا سر وکار داریم، شاعری که از واقعیتهای تلخ زمانه خویش به تنگ آمده و مفری برای رهایی از آن میجوید تا به آرمانشهری که در دنیای شاعرانه خود، پیریزی کرده و به ساختن آن همت گماشته، پای بگذارد.
در آرمانشهر او «هیچ بالی در قفس نمیپریشد» و «درختان هیچ باغی علف های دق نخواهند شد» و روبه روی دلهای مردمش، آیینهها خود را به تماشا میایستند.
از نام کتاب عبور میکنیم و برای چشیدن شهد شعرهای تلخ او! وارد دنیای شاعرانهاش میشویم؛ دنیایی که سرشار است از تصاویر بدیع و رنگارنگ؛ تصاویری که در پشت تکتک آنها، صدای نفس کشیدن شاعر و حضورش را احساس میکنیم. تصاویری که ما را برسر سفره خویش میخوانند تا به ما «سیب و سوسن و آفتاب و تبسم» تعارف کنند. از «جمعههای انتظار» بگویند و از «خانه ترک برداشته هاجر» از «بادهای نوحهخوانی که دسته دسته میآیند و ابرهای سوگواری که خسته خسته میرسند».
از «نقاد کج سلیقه پاییز که قصیده سبز درخت را مچاله میکند.»
که گرمابه داران آلودهاش/ به اندازه بقچه پیرزنها خسیساند/ و مشکل گشایان آن/ به جای دعا/ گره مینویسند!
شعر حسین شنوائی، آیینه تمام نمایی است که تمام زشتیها و تزویرهای زمانه را به نمایش میگذارد.
روبهروی شب نشستهام
مثل وزن شعرهای خود شکستهام
روزگار آهن است و من
بر درخت بخت خود دخیل آه بستهام...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: